پرش به محتوا

کاغذ

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۶ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

کاغذ، ابزاری برای نوشتن، کتابت، و ثبت اندیشه. این اصطلاح از واژه چینی ku-chih, kok, ci, به معنی پوست درخت توت آمده است[۱]. گفته‌اند که اصل این کلمه چینی است و نیز پنداشته‌اند که اصل آن را می‌باید در ترکی جست. اصل آن هر چه باشد این نکته مسلم است که کاغذ از طریق زبان و فرهنگ فارسی به عربی رفته و به صورت کاغذ (جمع آن کواغذ) تعریب شده است[۲]. کاغذ نوعی بافته گیاهی و ورقه‌ای نازک که از خمیر کردن خرده‌های مواد گیاهی مانند پوست و چوب درخت، پارچه و پنبه ساخته می‌شود. در واقع الیاف گیاهی در روند خاصی از تولید از هم جدا و سپس در مرحله تولید خمیر به صورت دیگری تشکیل و فشرده می‌شود و ماده کاغذ را تشکیل می‌دهد. شواهد و دلایل باستان‌شناسی نشان می‌دهد که آدمی از زمان‌های قبل در پی یافتن راه‌هایی بوده است که مقاصد و اندیشه‌های خود را بر آن‌ها ثبت و ضبط کند و انتقال دهد. پیش از اختراع کاغذ، برای نوشتن از موادی مانند سنگ، لوح گلی، استخوان پوست، چرم، برگ درخت و مانند آن‌ها استفاده می‌‌شد[۳]. پیش از نیمه نخست سده 2ق، کاتبان و نسخه‌نویسان در جهان اسلام با کاغذ آشنا نبوده‌اند و عموماً برای کتابت و نوشتن، ایرانیان از پوست حیواناتی چون گاومیش و گوسفند استفاده می‌کرده‌اند[۴]. پس از ظهور اسلام و گسترش مرزهای اسلامی در 133ق/ 751م نبردی میان مسلمانان و چینیان در نزدیکی سمرقند روی داد و عده‌ای از چینیان که کاغذساز بودند اسیر شدند؛ مسلمانان فن کاغذسازی را از همین اسیران آموختند و صنعت کاغذ در شهر سمرقند پا گرفت و این شهر به مرکز کاغذسازی تمدن اسلامی تبدیل شد و این صنعت از آن‌جا به سرزمین‌های دیگر نیز رسید[۵]. دیری نپایید که در شهرهای بزرگ خراسان کارخانه‌های کاغذسازی به راه افتاد و کاغذهای خراسانی به دیگر شهرهای اسلامی رسید و در دیگر بلاد اسلامی به تبع خراسانیان کاغذسازی رونق گرفت[۴].  از مشهورترین شهرهای ایران که در کاغذسازی شهرت داشته، خونا یا خونج بوده که در زمان یاقوت حموی (د 626ق/ 1228م) به كاغذ‌ كُنان معروف بوده است[۶]. مهم‌ترين كاغذهايیكه پس از ورود كاغذ به ايران توليد شد، عبارت است از: كاغذ فرعوني: از انواع كاغذ‌هایساخت خراسان بود كه تا قرن پنجم هجریرواج داشت و اين نوع كاغذ با پاپيروس مصریرقابت مي‌كرد. كاغذ جعفري: از جمله كاغذهایخراسانیدر زمان برمكيان ساخته مي‌‌شد و به جعفر برمكیمنسوب است. كاغذ سمرقندي: نوعیكاغذ خوب و بسيار نيكو بود كه در سمرقند ساخته و به بيشتر شهرهایاسلامیصادر مي‌شد. كاغذ طاهري: از كاغذهایخراسانیو منسوب به طاهر دوم از امرایطاهریخراسان است. كاغذ طلحي: نوعیكاغذ خراسانیكه به طلحه بن طاهر منسوب است. كاغذ سلطاني: نوعیكاغذ كه به دليل مرغوب بودنش به اين نام شهرت يافته بود. برخیمعتقدند به سبب قطع آن به اين نام معروف شده است. كاغذ خطايیيا ختايي: نوعیكاغذ كه در ختا ساخته مي‌‌شد و كاغذيان و كاتبان خراسانیبا آن آشنا بودند و از آن استفاده مي‌كردند. اين نوع كاغذ در جهان اسلام به نام كاغذ چينیمعروف بود. كاغذ خراساني: كاغذهايیاز كتان كه در خراسان ساخته مي‌شد. ابن نديم مي‌گويد كه اين كاغذها در زمان امويان و به قولیدر عهد بني‌عباس رواج يافته است. كاغذ خونجي: نوعیكاغذ ايرانیبود كه در خونا يا خونج از شهرهایآذربايجان ساخته مي‌شد. كاغذ مأموني: ظاهراً از كاغذهایخراسانیبود كه به روزگار مأمون خليفه ساخته مي‌شده است. كاغذ منصوري: گونه‌ایاز كاغذهایخراسانیكه به منصور كاغذی(د423ق/ 1031م) از اهالیسمرقند منسوب بوده است[۷]. اين نوع كاغذها در بسياریاز شهرهایايران استفاده مي‌شدند تا اين‌كه برایتوليد كاغذ تحرير و چاپ و انواع ديگر آن در 1346 شركتیبه نام شركت سهامیكاغذ پارس تشكيل و در هفت تپه خوزستان اقدام به تأسيس كارخانه كاغذسازیكرد[۶]، كه از تفاله نيشكر، كاغذ چاپ و تحرير توليد مي‌كند. كارخانه‌هایديگرینيز در شمال كشور احداث شده است كه از چوب جنگل‌هایشمال ايران، چوب صنوبر، تفاله نيشكر و كاغذهایباطله، كاغذهایچاپ و تحريریتوليد مي‌كند. همچنين طرح‌هايی برای بازيافت كاغذ از مواد مصرف شده و زايد در دست بررسیاست. ايران امكانات لازم را برایخودكفايیدر توليد كاغذ دارد و اگر بخواهد نيازهایخود را با توليد داخلیو بدون واردات از كشورهایديگر تأمين كند، خواسته‌اش با احداث چند كارخانه كاغذسازیبه خوبیتأمين خواهد شد.


مآخذ:


میترا صمیعی

  1. معين، محمد. فرهنگ فارسي. ذيل «كاغذ».
  2. مايل‌هروي، نجيب. كتاب‌آرايیدر تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، 1372، ص 736.
  3. آذرنگ، عبدالحسين. آشنايیبا چاپ و نشر. تهران: سمت، 1375، ص 109، 111، 112.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ مايل‌هروي، نجيب. كتاب‌آرايیدر تمدن اسلامي. مشهد: آستان قدس رضوي، 1372،ص 737.
  5. آذرنگ، عبدالحسين. مبانینشر كتاب. تهران: سمت، 1381، ص 138- 139.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ مصاحب، غلامحسين. دايره‌المعارف فارسي. ذيل «كاغذ».
  7. مزيناني، علي. كتابخانه و كتابداري. تهران: سمت، 1379، ص 46- 47.