پرش به محتوا

حُكْم

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۳ توسط Nazli (بحث | مشارکت‌ها)

حُکْم، فرمان و دستور[۱] و در اصطلاح منشیان و اهل ترسّل به فرمان‌هایی اطلاق میشده که از جانب سلطان برای حکومت شاهزادگان و امرا فراهم میآمده یا به مناسبت انتصاب ناظر اوقاف، مجریان امر احتساب و شحنگی، نصب شیوخ خانقاه‌های دولتی، و دیگر امور دیوانی صادر میگردیده است[۲][۳].

احکام، ساختاری همانند ساختار دیگر نامه‌های رسمی و دیوانی داشته و دارای امضا یا مهر سلطان بوده و، در آماده‌سازی آن، مراتبی همچون مراتب توقیع* طی میشده است. متون و اسناد دیوانی عصر صفوی حاکی از آن است که، تا روزگار شاه عباس اول، حکم را «وکیل دیوان اعلی» ـ که مُهر شاه را بر گردن میآویخته- مینوشته و مهر میکرده است[۴]. در دورة شاه طهماسب، این شغل را «امیر دیوان» بر عهده داشته و در روزگار دیگر سلاطین صفوی، «امیر مُهر» حکم  را توسط پروانه‌چیان و دوات‌داران مینوشته و خود مهر میکرده است[۵].

در ایران عصر مغول و صفوی، دو نوع حکم وجود داشته است: نوعی از آن را حکم بیاضی مینامیده‌اند که نشانه و محتوای این‌گونه حکم در دفتر‌های دیوانی ضبط و ثبت نمیشده و محرمانه بوده و نوع دیگر را، که حکم دفتری میخوانده‌اند، ظاهراً بر اساس قالب‌های معینی که نمونه‌های آن در دفترهای دیوانی ثبت  بوده است مینوشته و به مُهر یا امضای سلطان میرسانده و سپس محتوای آن را قابل اجرا میدانسته‌اند[۵].

در فارسی امروز، حکم را به معنای نظر شفاهی و مکتوب محکمه، و نیز به معنای نامه‌ای که جایگاه سازمانی و موقعیت اداری، شغلی، و اقتصادی کارکنان دولت  را تبیین و تثبیت میکند به کار میبرند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شاد، محمد پادشاه بن غلام محيي‌الدين. فرهنگ جامع فارسي [آنندراج]. ج1. ذيل «حكم و توقيع»، «واژه».
  2. منشي، محمد بن علي. همايون‌نامه. به اهتمام ركن الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملي ايران، 1356، ص 213-238.
  3. نظامي باخرزي، عبدالواسع بن جمال‌الدين. منشاء الانشاء. به اهتمام ركن‌الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 1، ص 12، 107.
  4. القاب و مواجب دورة سلاطين صفويه. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسي(مشهد)، 1371، ص 32.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ القاب و مواجب دورة سلاطين صفويه. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسي(مشهد)، 1371، ص 33-34.

منبع اصلی

دانشنامه ایران

نویسنده مقاله

نجیب مایل هروی