پرش به محتوا

یقین

از ویکی ایران

یقین، علمی ست كه ب ان هیچ شك نبشد و در صطلح تصوّف و عرفن وپسین حل ز حول دهگنه سلكن ره حق [← حل]  و اخرین مرحله دنشی ست كه نه ب حجت و برهن؛ بلكه ب محبت و یمن به دست میاید و درنده ین دنش به حقیقتی نب میرسد و ب چشم دل صفی ندیدنی ر میبیند.1 یقین دری درجه و سه مرتبه ست:

1) علم‌لیقین، و ان دنشی ست كه در پرتو دلیل و عقل و ستدلل حصل میشود، چنن‌كه گر فیلمثل كسی در بب مستی می مطلبی بشنود و خود در بب ان بیندیشد و به حقیقت مستی علم حصل كند، علم و ر علم‌لیقین مینمند.    

2) عین‌لیقین، و ان دنشی ست كه ب گونه‌ی مشهده و كشف و شهود حصل میشود، چنن‌كه گر كسی می ر ببیند و شهد بده‌گسری مستن گردد، دنش و ر به می و مستی، عین‌لیقین میگویند.

3) حق‌لیقین، و ان دنشی ست كه تجربه شخصی و درك مستقیم به بر اید چنن‌كه گر كسی خود بده نوشد و حقیقت می و مستی ر تجربه كند، ز دنش و به می و مستی به حق‌لیقین تعبیر میشود. مثل دیگر: گر كسی بشنود كه كسی عشق شده، و بدین ترتیب نسبت به عشق اگهی یبد علم و به عشق، علم‌لیقین ست و چون حكیت عشق و عشقی، عشقی ر خود ببیند و ز عشق اگهی به دست اورد نسبت به عشق به عین‌لیقین رسیده و چون خود عشق شود و ب همه وجود حكیت عشق ر دریبد نسبت به عشق به حق‌لیقین دست یفته ست.2

ماخذ:

1.    جرجنی. تعریفت.

2.    سرج نیشبوری. للمع فی لتصوف. به كوشش نیكلسن، لیدن: 1914م، ص70- 73؛ بولمظفر. صوفینمه. به كوشش دكتر غلمحسین یوسفی، تهرن: 1368، ص 198- 199؛ لهیجی. مفتیح لعجز. چپ زور، تهرن: 1371، ص201.

صغر ددبه

نیز نگاه کنید به:

منبع اصلی:

نویسنده مقاله: