واجب
واجب، ممكن، ممتنع، در فلسفه، سه مفهوم بنیادی برای وصف موجودات در رابطه با وجود. معنای این سه مفهوم بر بنیاد ضرورت و عدم ضرورت قرار دارد و چون این دو از معانی بدیهی ذهن به شمار رفته و تعریف ناشدنیاند، در تعریف وجوب و امكان و امتناع كه هر یك با دیگری معنا میشوند جز شرح الاسم نمیتوان چیزی گفت. در نسبت دادن هر مفهومی به وجود، سه حالت ملاحظه میشود: یا وجود ضرورتاً بران ثابت میباشد كه وجوب نامیده میشود؛ یا وجود ضرورتاً ازان منتفی است ـ پس عدم برایان ضرورت پیدا میكند ـ كه امتناع خوانده میشود؛ و یا نه وجود و نه عدم هیچكدام برای او ضروری نیستند كه بهان امكان میگویند. پیداست كه احتمال موجودی كه دران وجود و عدم با همدیگر ضرورت داشته باشند به روشنی قابل ابطال است[۱]. از این سه حالت، بنابراین، سه مفهوم میتواند بر موجود مفروض (یعنی چه واقعی چه غیرواقعی) حمل شود: واجب، ممكن و ممتنع.
واجب الوجودان است كه بودنش ضروری و حتمی و نبودنش مُحال است. ممكن الوجودان است كه نه بودنش مُحال است، نه نبودنش. بنا بر این موجود واجب به معنی ضروری الوجود است و ممكن موجودی است كه نه بودنش ضرورتی دارد، نه عدمش. واجب، دو گونه است: واجب بالذات و واجب بالغیر. واجب بالذاتان است كه ضرورت بودنش ذاتی است و از عاملی بیرون از ذات به بار نیامده است؛ و واجب بالغیران است كه ضرورت بودنش از عاملی بیرون از ذات وی به بارامده است. واجب یا واجب الوجود بالذات، فقط خداست و واجب بالغیر عبارت است از تمام موجودات ممكن (= ممكن الوجودها) بدانگاه كه عاملیانها را وجود میبخشد و پدید میآورد پیداست كه ممتنعالوجود، یعنی هرانچه نبودنش در خارج از ذهن، ضروری است هیچگاه واجب نمیگردد و تحت هیچ شرایطی هستی خارجی نمییابد[۲]. در تعریف امتناع گفته شده اقتضاء ضروری ذات است به عدم وجود خارجی یعنی ممتنع امری است كه عدمان در خارج ذاتاً، ضروری است. فیلسوفان درباره امكان، كه وصف همه موجودات عالم است، در برابر واجب الوجود بالذات كه خاص خداست، بسیار اندیشیدهاند و تقسیماتی ازان به دست دادهاند، مانند امكان ذاتی، امكان عام، امكان خاص و امكان استعدادی. امكان ذاتی همان معنای عرفی امكان است و ممكن ذاتیان است كه ذاتاً نه اقتضای وجود دارد، نه اقتضای عدم . امكان خاص، سلب ضرورت از هر دو جانب وجود و عدم یا هر دو طرف حكم است، چنانكه وقتی میگوییم: «هر انسانی نویسنده است به امكان خاص»، نه نویسنده بودن و نه نویسنده نبودن، هیچكدام برای انسان ضروری نیست. امكان عام سلب ضرورت از جانب مخالف است؛ یعنی سلب عدم، مثلاً وقتی میگوییم «هر انسانی نویسنده است به امكان عام». ضرورت از جانب عدم (= نویسنده نبودن) مطلقاً منتفی است[۳]. امكان استعدادی عبارت است از مهیا بودن چیزی برای چیز دیگر شدن مثل نطفه كه مهیا و مستعد انسان شدن است[۴].
مآخذ:
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
دانشنامه ایران
نویسنده مقاله
منوچهر پزشک