پرش به محتوا

ابو نصر محمد فارابی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۵۵ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
ابو نصر محمد فارابی برگرفته از وبسایت بیتوته قابل بازیابی ازhttps://www.beytoote.com/scientific/scientist/farabi1-biography2.html

فارابی، ابونصر محمد، د. 339ق/ 1- 950م، فیلسوف مسلمان و بنیانگذار فلسفه اسلامی. اهل فاراب – شهری نزدیک یا شهری ساخته شده بر جای شهر ویران شده اترار به دست مغول ـ  بود. مدتی در بغداد و حران زیست و نزد استادان زمان به اموختن منطق پرداخت و پس از آن به دمشق رفت و تا اخر عمر در ان‌جا ماند[۱].

فارابی با آموخته‌های خود از فلسفه یونانی –  اعم از افلاطون، ارسطو، و آمیختن ان‌ها با اموزه‌های اسلامی، مکتبی را پایه‌گذاری کرد که زیربنای فلسفه اسلامی گردید. هر چند پیش از او، هم ترجمه اثار یونانی به عربی، هم رواج اندیشه فلسفی به روش یونانی به طور پراکنده اغاز شده بود. فارابی نخست به منطق پرداخت و ان‌چه از این علم یافت به عربی شرح و بسط داد و مشکلات ان را که حتی کندی هم به آن نپرداخته بود گشود. سپس به اثار فلسفی ارسطو و افلاطون روی اورد و یک به یک به کشف اغراض ان‌ها پرداخت و نوشته‌هائی در این دو زمینه باقی گذاشت. مرحله بعدی در اندیشه فارابی، تدوین نظام خاص فلسفی/ سیاسی اوست که برای نخستین بار در عالم اسلامی اتفاق می‌افتاد و ان از در هم امیختن همه این اموخته‌ها و اندیشه‌ها به وجود امد[۲]. ان‌چه فلسفه فارابی را ویژگی می‌بخشد، گرایش او به وحدت اندیشی است. به همین جهت تلفیقی از تفکر افلاطون و ارسطو و افلوطین و مفسران آن‌ها، که گویا این دو بخش اخیر چندان برای او از آثار ارسطو تفکیک نشده بودند، در اندیشه او به چشم می‌اید. سیاست، که بهتر است ان را فلسفه سیاسی بخوانیم، یکی از دغدغه‌های جدی او به شمار می‌رود. او در سیاست نیز به دنبال یافتن همان وحدت فلسفی در پیکر جامعه انسانی است. به طور کلی، نظام فکری فارابی و جهانشناسی او نظامی است که افلوطین وار از واحد آغاز می‌گردد و از بالا به پائین توسط عقول دهگانه به عالم زمینی ما می‌رسد. به همین جهت جامعه و حکومت نیز همواره از این عامل وحدت بخش، یعنی حضور عقل بهره‌مند است. در جای جای این نظام، به مناسبت، فارابی عناصری از افلاطون و ارسطو را وارد ساخته است و آن را به مثابه کلی که همه اجزای ان با هم همخوانی دارند عرضه می‌نماید. پس از فارابی، راه او هم در فلسفه اسلامی و هم در تفکر یهودی و هم با تأثیرهائی در فلسفه مدرسی اروپا دنبال شد. ابن‌سینا و ابن رشد هر یک جنبه‌ای از اندیشه او را پرورش دادند[۳].

آثار فارابی به طور واضح نشان دهنده جای پای عقل در تمامی اندیشه اویند، چه در روش و چه در محتوا. از همه کتاب‌ها و رساله‌هائی که در تاریخ علم و تاریخ فلسفه‌های اسلامی به فارابی نسبت داده شده‌اند امروز اثری نیست، اما همان‌قدر هم که باقی‌مانده قابل توجه است. بسیاری از کارهای او در منطق، جمع‌آوری شده و در مجموعه‌ای دو جلدی به نام المنطقیات للفارابی، قم، 1408ق، به چاپ رسیده‌اند. از کارهای مهم او کتاب احصاء العلوم است که برای نخستین بار در تاریخ علم اسلامی در ان به طبقه‌بندی علوم پرداخته شده است.

دو کتاب مشهور او اراء اهل المدینه الفاضله و السیاسات المدینه که به گواهی نامشان در فسلفه سیاسی نگاشته شده‌اند، در عین حال حاوی بخش‌های مهمی از نظریه او در باب عقل می‌باشند. رساله مهم او فی معافی العقل یکسره درباره عقل است. الجمع بین رائی الحکیمین نیز اثر مهم دیگر اوست که در آن کوشیده است تا وحدت میان تفکر افلاطون و ارسطو را اثبات نماید. همه این اثار به چاپ رسیده‌‌اند و برخی از آن‌ها به فارسی نیز ترجمه شده‌اند. اما همچنان جای چاپی منقح و تحقیقی از کارهای فارابی خالی است. اثر دیگری که از او نام برده‌ شده اغراض مابعد الطبیعه ارسطو است و همان کتابی است که ابن‌سینا را در فهم فلسفه ارسطو یاری کرد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ابن‌خلکان، شمس‌الدین احمد. وفیات الاعیان. به کوشش احسان عباس، قم: 1364، 5/153- 157.
  2.    قاضی صاعد اندلسی. التعریف بطبقات الامم. به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران: 1379، 222- 223.
  3.   مدکور، ابراهیم. «الفارابی». ترجمه علی‌محمد کاردان، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش م.م. شریف، تهران: 1362، 1/ 646- 648، 655.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک