قشقایی
قشقايي/qæšqayi/، از گويشهاي آذربايجاني1 گروه اغوز شاخة تركيك از خانواده زبانهاي آلتايي.2 برخي آن را از گويشهاي تركي افشاري ميدانند3 و نه آذربايجاني.4 به نظر ميرسد گويش طايفة قليچ، شاخهاي از ايل قشقايي از ساير گويشهاي مرتبط، متفاوت باشد.5 كلمة «قشقايي» تركي است6 و از ريشه «قاشقا» آمده كه معاني مختلفي دارد. مثلاً «قاشقا آتلاري» يعني اسبهايي با لكة سفيد در پيشاني.7 «قاش» به محل نگهداري اسب و گوسفند نيز گفته ميشود و «قايي» به معني غير قابل فتح و محكم است و «قاشقايي» به معناي غير قابل فتح است.8 البته وجوه تسمية ديگري نيز براي نام قشقايي ذكر شده است.9 از قديميترين متون فارسي كه نام قشقايي را به عنوان يك عشيره در بر دارد، كتاب جامع التواريخ حسني تأليف تاجالدين حسن ابن شهاب يزدي حدود 855 تا 857ق / ؟م است.10 در فارس علاوه بر قشقايي سه ايل ترك زبان ديگر يعني اينالّو، بهارلو و نفر وجود دارد كه با دو ايل عرب زبان11 ـ و در برخي منابع با يك ايل فارس زبان به نام باصري و يك ايل عرب زبان12 ـ ايلات خمسة فارس را تشكيل ميدهند. قشقايي و خمسه از مهمترين قبايل ترك زبان در استان فارس و جنوب غربي ايران هستند.13 قشقاييها در مقايسه با گونههايي مانند اينالّو، بهارلو، مقدم، نفر، قجر، قرهگزلو و شاهسوني بخش قابل توجهي از جمعيت ترك زبان ايران را شامل ميشود.14 به عبارت ديگر احتمالاً پس از گويش اصلي آذربايجاني، تركمني و تركي خراساني بيشترين گويشور ترك زبان را در ايران دارد.15 قشقاييها اصلاً ترك زبان هستند اما تعدادي از لُرها و لكها نيز مانند تيرههاي بيگدلي و گشتاسبي با آنان آميخته شدهاند.16 تاريخچة اين ايل كاملاً روشن نيست و به درستي معلوم نشده كه دقيقاً از چه زماني و از كجا و بر اثر چه عواملي به فارس كوچ كردهاند.17 اما تقريباً مسلم است كه اين ايل به طور يك جا و در يك زمان به صورت ايلي واحد و يكپارچه به فارس نيامده است، بلكه به تدريج از گردهم آمدن تيرهها و طوايف ترك زبان ـ كه ضرورتاً منشاء واحد هم نداشتهاند ـ تشكيل شده است.18 اين ايل احتمالاً در سدة 11م/ 5ق با سلجوقيان به فارس آمده و البته قبل از آن مدتي هم در آذربايجان به سر بردهاند،19 زيرا در بين آنها تيرههايي مانند بيگدلي، افشار، بيات و قرهگزلو وجود دارد.20 امروزه ايل قشقايي از اتحاد حدود 200 تيره از ترك و لُر و كرد و عرب كه همگي به تركي سخن ميگويند، تشكيل شده است.21 در ميان گونههاي تركي رايج در ايران، قشقايي و اينالّو به طور قابل ملاحظهاي تحت تأثير فارسي بودهاند.23 بسياري از افراد قشقايي دو زبانه فارسي و قشقايياند و به خوبي به فارسي سخن ميگويند.23 تركي قشقايي ضمن حفظ ويژگيهاي آذربايجاني و شباهت فراوان با آن،24 داراي بعضي خصوصيات تركي آناتولي نيز هست؛ بنابراين تا حدي با آذربايجاني متفاوت شده است.25 اين تفاوتها معمولاً در سطح واژگان يا آوايي است.26 در قشقايي واكة كشيده وجود دارد27 ولي هماهنگي واكهاي ضعيف عمل ميكند. مثلاً كاربردِ /varimuš/ «بوده است» به جاي / varimiš/.28 اين قوم از خط عربي ـ فارسي رايج در ايران استفاده ميكند.29 در ميان قشقاييها از ديرباز ادبيات شفاهي به ويژه اشعار غنايي رونق داشته است و گاه به رشتة تحرير درآمده است.30 اشعار عاشقانه، توصيف دلاوريها و افسانة كوروغلي از مهمترين اشعار اين سرزمين است.31 ابراهيم، حسينعلي بيگبيات، علي شاهلو و يوسف علي بيك از مهمترين شاعران قشقايي هستند.32
مآخذ:
1. Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 246; www.Ethnologue.com .
2. Campbell. G. L. "Turkic languages", Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.
3. "Azeri Turkish" Encyclopeadia Iranica. p. 245.
4. Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, New York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 248.
5. رضايي باغبيدي، حسن. «زبانهاي غير ايراني»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج10، ص552.
6. دهخدا، علياكبر. لغتنامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج11، ص15508 و معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران: مؤسسه انتشارات اميركبير، 1382، ج6، ص1465.
7. هيئت، جواد. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. تهران: نشر نو، 1365، ص321.
8. همانجا.
9. پرهام، سيروس. «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟، «ايلات و عشاير». تهران: آگاه، 1362، ص261و 247 و
Sumer, F. "kashkāy". Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill, 1978, vol IV, p. 706.
10. افشار، ايرج. «كُنيه، لقب، نسبت عشاير و ذكر آنها در متون فارسي»، ايلات و عشاير. تهران: آگاه، 1362، ص244.
11. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص323.
12. Lambton, A. K. S. "Īlāt", Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill. 1971, vol III, p. 1106.
13. Ingham, B, "Iran: Language Situation", The Encyclopeadia of Language and Linguistics. Ed. R. E. Asher, Oxford: pergamon press, 1994, vol 4, p. 1773.
و
Oberling, p. "Ethnography" Encyclopeadia Iranica. New York: Bibliotheca persica press. 1999, vol IX, p. 360.
Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. "
Atlas of the world’s Languages. London: Routledge, 1994, p. 216.
14. Kornfilt, J. "Turkish", International Encyclopeadia of Linguistics, ed. W. Bright, New york: OUP, 1992, vol 4, p. 190.
و
www. Ethnologue. Com.
15. Atlas of the world’s Languages. p. 205.
16. كياني، منوچهر. كوچ با عشق شقايق. شيراز: كيان نشر، 1377، ص14؛ «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، ايلات و عشاير. ص257.
17. كوچ با عشق شقايق. ص13؛ «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، ايلات و عشاير. ص246.
18. «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، ايلات و عشاير. ص261.
19. "Ethnography". Encyclopeadia Iranica. P. 360.
20. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص320.
21. فيروزان، ت. «دربارة تركيب و سازمان ايلات و عشاير ايران»، ايلات و عشاير. تهران: آگاه، 1362، ص27.
22. "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica, pp. 248, 249.
23. www.Ethnologue.com و
www.Wikipedia.com
24. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص321.
www.Ethnologue.com و
25. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص321.
26. همان. ص322.
27. همانجا.
28. همان. ص323.
29. www.Ethnologue.com و www.Wikipedia.com .
30. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص322.
31. "Kashkāy". Encyclopeadia of Islam. P. 706.
32. سيري در تاريخ زبان و لهجههاي تركي. ص322.
فرزین فهیم نیا