پرش به محتوا

ممسنی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۲۰ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « '''ممسني'''/ mæmæsæni/، (← لُري) از گويش‌هاي لُر بزرگ. لري از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي به شمار مي‌آيد.<sup>1</sup> ممسني با ساير گويش‌هاي لري فرق چنداني ندارد.<sup>2</sup> غالب نويسندگان دورة اسلامي منشاء قبايل ساكن در ممسني را اكرادي مي‌دانند كه از نواحي...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ممسني/ mæmæsæni/، (← لُري) از گويش‌هاي لُر بزرگ. لري از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي به شمار مي‌آيد.1 ممسني با ساير گويش‌هاي لري فرق چنداني ندارد.2 غالب نويسندگان دورة اسلامي منشاء قبايل ساكن در ممسني را اكرادي مي‌دانند كه از نواحي سوريه و شامات از طريق راه‌هاي غرب ايران به اين مناطق رسيده و اقامت گزيده‌اند.3 ممسني‌ها از 4 طايفة اصلي تشكيل مي‌شوند.4 (← ممسني، ايل) گويش‌هاي لري هر چهار طايفه از نظر ساختاري يكي است اما گاه با هم تفاوت‌هاي واژگاني دارند.5 سرزميني كه امروز به نام ممسني شناخته مي‌شود تا اوايل قاجار شولستان نام داشته است.6 مشخص نيست كه اين نام آيا از واژة شول /šul/ يا سول (طايفه‌اي از كردها كه در ناحية شولدز يا سولدز در سقز و بانه سكونت دارند) گرفته شده و يا از بندر شولستان (ممسني) و يا از شول‌هائي كه در لرستان و بختياري و كهگيلويه ساكن بوده‌اند.7 شول امروز هم نام يك آبادي در اين سامان است.8 جمعيت گويشوران ممسني (به مركزيت نورآباد از شهرستان‌هاي استان فارس)9 حدود 000/90 نفر تخمين زده مي‌شود.10 زبان لُري گذشته از آن كه جزء زبان‌هاي ايراني است، قرابت و هم‌ريشگي با زبان فارسي دري دارد و آكنده از لغات و ريشه‌هاي افعال پهلوي ساساني است.11 گويش‌هاي لري مانند ممسني سخت متأثر از زبان فارسي بوده است.12 (ن.ك ← لري).

از ويژگي‌هاي خاص لري ممسني به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: اگر /r/ در جايگاه ميان واژه قرار گيرد، در برخي كلمات تبديل به /l/ مي‌شود: (barg → balg)13 در مواردي نيز /f/ به /h/ تبديل مي‌شود: (raft → raht).14 در گويش ممسني شمار جمع به وسيلة پسوندهاي –yal- gal و –al ساخته مي‌شود: huna- yal «خانه‌ها». پسوند نكره‌ساز /Ī/ است كه به همراه يا بدون /ya/ و /yak/ به كار برده مي‌شود:   mardi  (ya) (yak) «(يك) مردي». نحو گويش‌هاي لري همانند فارسي است و الگوي غالب ترتيب كلمات sov مي‌باشد.15 گويش‌هاي لري خط ندارند16 و ترانه‌هاي محلي و اشعار حماسي سينه به سينه انتقال يافته است، بعضي از اشعار حماسي به سبك شاهنامه خوانده مي‌شوند و بعضي به صورت غمگين كه به اصطلاح محلي شربه /šarba/ (شروه) ناميده مي‌شوند.17


مآخذ:

1.    لكوك، پير. «گويش‌هاي جنوب غربي ايران»، راهنماي زبان‌هاي ايراني. ترجمة فارسي زير نظر حسن رضايي باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1382، ص563؛ و نك. حبيبي فهلياني، حسن. ممسني در گذرگاه تاريخ. شيراز: انتشارات نويد شيراز، 1371، ص472.

- Grimes, Barbara. (ed.) Ethnologue: Languages of the world. (12th ed). Texas: Summer Institute. p. 641.

2.    مسلمي، اعظم. ممسني و بهشت گمشده. مشهد: انتشارات شيرازگان، 1380، ص107.

3.    اقتداري، احمد. خوزستان و كهگيلويه و ممسني. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1375، ص842.

4.    Minorsky, v. "LUR", Encyclopeadia of Islam, LEIDEN: E. J. BRILL. 1986, vol 5, p 823.

5.    سلامي، عبدالبني. گنجينة گويش‌شناسي فارس. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي، گروه نشر، 1383، ص25.

6.    همان، ص119.

7.    حبيبي فهلياني، حسن. ممسني در گذرگاه تاريخ. شيراز: انتشارات نويد شيراز، 1371، ص36.

8.    اقتداري، احمد. خوزستان و كهگيلويه و ممسني. ص574.

9.    سلامي، عبدالبني. گنجينة گويش‌شناسي فارسي. ص25.

10.  WINDFUHR, G. L. "The BAKTĪĀRĪ DIALECT"; Encyclopeadia Iranica. (ed): E. Yarshater. London and New york: Routledge & kegan Paul. 1989. vol III, P 559.

- Grimes, Barbara. (ed). Ethnologue. P. 641.و نك.                                                                 

- www. Joshua project. Net/ Countries. Php? Rog3= IR

11. اقتداري، احمد. خوزستان و كهگيلويه و ممسني. ص838.

12. بئوار، اليما. وار. ص27.

13. حبيبي فهلياني، حسن. ممسني درگذرگاه تاريخ. ص472.

14. مسلمي، اعظم. ممسني و بهشت گمشده. ص108.

15. لكوك، پير. راهنماي زبان‌هاي ايراني. ص570- 568.

16. ارانكي، يوسيف م. زبان‌هاي ايراني. ترجمة دكتر علي‌اشرف صادقي، تهران: 1378، سخن، ص131.

17. مسلمي، اعظم. ممسني و بهشت گمشده. ص123.


آتوسا رستم بیک تفرشی