آذری
آذري، از گروههاي قومي ترك زبان شيعي مذهب ايران.
خاستگاه اصلي آذريها مناطق مختلف آسياي مركزي بوده است. آنها به تدريج از زمان استيلاي حكومتهاي ترك مانند سلجوقي، مغول، تيموري و صفوي به مناطق آذربايجان ايران وارد شدند. اين گروههاي ترك پس از استقرار در آذربايجان با ديگر اقوام ايراني آن منطقه مانند كردها، ارمنيان و آسوريها و... در آميختند و هويت قومي خود را از دست دادند وساختار اجتماعي، مذهبي و سنتهاي ايراني را فرا گرفتند. آنها در ايران آذربايجاني، آذري و ترك ناميده ميشوند.1
سلاطين سلسلههاي ايراني، تركها را براي در هم شكستن اتحاد ايليشان، حراست از سرحدات، تنبيه و تشويق و... به نقاط مختلف ايران كوچاندند. از اينرو به جز استانهاي آذربايجان غربي و شرقي، اردبيل و تهران كه از مهمترين مراكز استقرار تركهاست، آنها در سراسر ايران نيز پراكندهاند.2
روابط ايلات و گروههاي مختلف ترك، با يكديگر بيشتر بر اساس قدرت است تا ساختار خويشاوندي. در واقع تركيب پيچيدهاي از عناصري مانند وابستگيهاي سياسي ـ فرهنگي، جنگاوري نيروهاي نظامي و... ايلات و گروههاي ترك را به هم پيوند داده است.3 از مهمترين ايلات تركي كه در گذشته بر اساس روابط اقتدارگرايانه شكل گرفتهاند ميتوان به قزلباشها، شاهسونها و قشقاييها اشاره كرد. برخي از اين ايلات در شكلگيري حكومتهاي ايراني نقش بسزايي داشتند. مانند قزلباشها و شاهسونها كه توسط آنها حكومت صفويه شكل گرفت.4
اكثر گروهها و ايلات ترك كوچنده، امروزه در روستاها و شهرهاي مختلف ايران اسكان يافتهاند. لكن برخي از ايلات و عشاير ترك هنوز ميان استانهاي مختلف كشور ييلاق و قشلاق ميكنند. ايلات و طوايف قَرهداغ ارسباران، اينانلو، شاهسون (ايلسُوَن)، قِزلباش، قاجار، افشار، قشقايي، ترك يارِم طاقْلو و... كه ميان استانهاي آذربايجان غربي و شرقي، اردبيل، اصفهان، فارس، همدان، كرمان، زنجان و... ييلاق و قشلاق ميكنند، از مهمترين گروههاي كوچندة ترك به شمار ميآيند.5
سازمان اجتماعي و سياسي عشاير ترك آذربايجان به صورت ايل، طايفه، باو (= باب)، تيره، گوبك (= گوبه، اوبه) و خانوار است. رؤساي تيره، گوبك و طايفه، آق سِقل (ريش سفيد) و بگ ناميده ميشوند.6
تا قبل از ورود تركان به آذربايجان، زبان مردم اين منطقه پهلويِ آذري ـ يكي از زبانهاي باقيمانده از عصر ساساني ـ بود. زبان كنوني آذريهاي ايراني تركيِ آذري است كه در جريان موجهاي مداوم تهاجمات تركان از آسياي مركزي از دورة سلجوقي تا مغول (سدههاي 5 تا 7ق/ 11 تا 13م) جايگزين زبان بومي مردم آذربايجان شده است.7
آذريها در كشاورزي، باغداري، دامپروري و تجارت مهارت دارند. شهر تبريز از ديرباز جز مراكز تجاري مهم ايران بوده است كه به جهت قرار گرفتن در خطوط تجارت جهاني با كشورهاي مختلف روابط بازرگاني دارد. برآورد جمعيت تركهاي ايران ـ از اينرو كه در سرشماريهاي ملي گروههاي قومي ثبت نميشوند ـ دشوار است. لكن جمعيت تركهاي ايران را 12 تا 15 ميليون نفر تخمين زدهاند.
مآخذ:
- Good, L. Byron; and Mary, Jo, Delvecchio, "Azari (Iran)", Muslim peoples, ed, Richard weekes, U S A, 1984, p. 67-68.
- فيروزان، ت. «دربارة تركيب و سازمان ايلات و عشاير ايران»، مجموعة كتاب آگاه ايلات و عشاير. تهران: 1362، ص27؛ احمدي، حميد. قوميت و قومگرايي در ايران. تهران: 1378، ص124.
- احمدي، همان. ص59-61.
- پيگولوسكايا، نينا، ويكتورونا. تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدة هجدهم ميلادي. ترجمة كريم كشاورز، تهران: 1346، ص470، 476، 482، 487، 490، 497، 511 و 516؛ رهربرن، كلاوس مِشايل. نظام ايلات در دورة صفويه. ترجمة كيكاوس جهانداري، تهران: 1346، ص46.
- بايبوردي، حسين. تاريخ ارسباران. تهران: 1341، ص101-157؛ اسكندرينيا، ابراهيم. ساختار سازمان ايلات و شيوة معيشت عشاير آذربايجان غربي. انزلي: 1366، ص133، 158، 325 و 368؛ بيگدلي، محمدرضا. ايل سونها (شاهسونهاي ايران). تهران: 1374، ص222- 260؛ سرشماري اجتماعي ـ اقتصادي عشاير كوچنده 1377، نتايج تفصيلي. تهران: 1378، ص12- 58.
- تاپر، ريچارد. ل. «سازمان اجتماعهاي كوچرو در خاورميانه»، ترجمة هـ. مزدا، ايلات و عشاير. تهران: 1362، ص288.
- كسروي، احمد. آذري يا زبان باستان آذربايجان. تهران: 1335، سراسر كتاب.
- Good. Ibid. p. 68-69.
- بديعي، ربيع. جغرافياي مفصل ايران. تهران: 1362، ص458.
معصومه ابراهیمی