پرش به محتوا

خرم دینان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۰۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)

خرم‌دینان، جماعتی بزرگ از ایرانیان که با اعتقادات اشتراکی در قرون نخست هجری علیه سلطه تازیان به مبارزه برخاستند. خرم دینان ایرانیانی بودند که سلطه بیگانه را برنمی‌تافتند و و رستاخیز خرم دینی که در اواخر قرن دوم هجری رخ نمود، حلقه‌ای از زنجیره قیام‌های مردمی بود که از نخستین دهه‌های تسلط اعراب بر ایران در گوشه و کنار این سرزمین شکل گرفت[۱].

مورخین در چگونگی شکل‌گیری خرمیه اقوال گوناگون دارند، ولی به اغلب احتمال اصل آنان از خُرﱠمِه دختر فاده بیوه مزدک است که پس از مرگ شوی به ری گریخت و به آئین مزدک دعوت کرد، و از آن پس مزدکیان را خُرﱠمِه دین خواندند[۲]. همچنین شده است که خرم‌دینان را در دو گروه بابکیه و مزدکیه دسته‌بندی با عنوان کلی سرخ‌جامگان معرّفی کنند[۳]. این‌قدر هست که خرم‌دینان در اصول اعتقادی پیرو مزدک بودند، ولی بعضی عناصر ـ همچون اعتقاد به حلول ـ را به مجموعه عقیدتی مزدکی افزودند.

مورخینی که از تعصّب به دور بودند قیام خرم‌دینان را در پی قیام ابومسلم خراسانی[۴] حرکتی مردمی دانسته‌اند که با هدف دفع سلطه بیگانه شکل گرفت[۵] اما عدالت‌خواهی و مساوات‌طلبی نیز در گردآوردن هواداران آن انگیزه‌ای مهم بود؛ عمده گروندگان به آن نیز کشاورزان و روستائیان بودند[۶]. نخستین حرکت خرم‌دینان که تقریباً سراسر ایران را درنوردید در زمان حکومت هارون و به سال 192 هجری رخ داد. هارون پسرش محمدامین را به همراه عبداله مالک بر سر آنان فرستاد[۷]. از آن پس خرمیان در کوهستان‌ها پناه جستند و به‌ویژه در مناطق سخت گذر آذربایجان جنبش خود را پی گرفتند[۸]. عمده حرکت اینان با سالاری بابک، که در کوهستان سبلان چوپانی می‌کرد، رخ داد[۹]. او چنین دعوی می‌کرد که روح جاویدان، رهبر درگذشته خرمیان، در او حلول کرده است[۱۰]. بابک شهر بَذ را پایگاه خود ساخت[۱۱] و چون مورد محبت مردمان بود،[۱۲] در کوتاه زمان انبوهی از ایرانیان را گرد خود فراهم آورد و بر خلیفه شورید[۱۳].  

بابک در قیامی که بیست و یک سال به طول انجامید ده‌ها هزار نفر از سپاهیان خلیفه را از پا درآورد [۱۴].سرانجام در سال 222 هجری خِیذَربن کاووس، ملقب به افشین، سردار معتصم، که خود از اسرای ماوراء‌النهر بود، پس از دو سال جنگ و گریز به خدعه بر او دست یافت [۱۵]و به دربار خلافت فرستاد. معتصم، خلیفه عباسی، او را با وضع فجیعی به قتل رساند[۱۶]. مرگ بابک در سال 223 روی داد[۱۷]. پس از مرگ بابک قیام‌های خرمیان کمابیش ادامه داشت. تاریخ‌نویسان از تداوم این شورش‌ها تا سال 300 هجری [۱۸]و برخی حتی تا قرون پنجم و ششم هجری خبر داده‌اند[۱۹].



نیز نگاه کنید به

مآخذ

منبع اصلی

دانشنامه اصلی

نویسنده مقاله

حشمت الله عزیزی

 

  1. نفیسی، سعید، بابک خرم‌دین، ص 21-22، تهران، 1342 ش.
  2.   البغدادی الاسفراینی، عبدالقادربن طاهربن محمد، الفرق بین الفرق، ص 269، بیروت، (بی تا)؛ نواده ملهّب، پسر محمد، پسر شادی، مجمل التواریخ و القصص، ویرایش سیف‌الدین نجم‌آبادی – زیگفرید، وبر، دومونده – نیکاهوزن، 2000 میلادی.
  3. طوسی، نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص 282، تهران، 1369 ش.
  4. پاول، هرن، تاریخ مختصر ایران بعد از اسلام، ترجمه رضا زادهشفق، ص 24 ح، تهران، 1349 ش.
  5. اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ ایران بعد از اسلام، ص 92-93، تهران، 1378 ش.
  6. نبئی، ابوالفضل، نهضت‌های سیاسی مذهبی در تاریخ ایران، ج 1، ص 24-25، مشهد، 1376؛ زرین‌کوب، عبدالحسین، دو قرن سکوت، ص 232، تهران، 1336 ش.
  7. طوسی، ص 282.
  8. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ترجمه دکتر محمود دامغانی، تهران، 1364، ص 432.
  9. ابن ندیم، الفهرست، ترجمه م. تجدد، تهران، 1346، ص 612.
  10. خوافی، احمدبن جلال‌الدین، محبل فصیحی، جلد 1، مشهد، 1341،ص 1/270.
  11. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 3، ص 3-5852، تهران، 1354 ش.
  12. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج 3، ص 3-5852، تهران، 1354 ش.
  13. طوسی، ص 282.
  14. مسعودی، ابوالحسن، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 336؛ ابن العربی، اهرون، غریغوریوس ابوالفرج، تاریخ مختصر الدُّوَل، ترجمه دکتر محمدعلی تاج‌پور- دکتر حشمت‌اله ریاضی، ص 202-203، تهران، 1364 ش؛ مستوفی، حمدالله، تاریخ گزیده، به کوشش ادوارد براون، ص 318، لندن، 1910 م؛ طبری، ص 13/5858.
  15. یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه دکتر محمدابراهیم آیتی، ج 2، ص 498، تهران، 1343 ش؛ طبری، ص 13/5806؛ ابن العربی، ص 203.
  16. مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 471، تهران، 1360 ش.
  17. طوسی، ص 286؛ التنبیه و الاشراف، ص 336.
  18. مستوفی، ص 320؛ بلاذری، ص 190؛ طوسی، ص 287؛ نفیسی، ص 19-20.
  19. صفا، ص 206؛ نفیسی، ص 19-20.