ام الکتاب
امالكتاب، اصطلاحي قرآني، كه سه بار در قرآن1 و در سه معني به كار رفته است: 1) به معني «محكمات» (← محكمات) قرآن كه متشابهات را بايد مطابق با آنها تفسير كرد و فهميد2؛ 2) به معني «لوح محفوظ» كه مراد از آن قضاي الهي است. اين معنا بيشتر از آيههاي سورة رعد و زخرف دريافت ميشود3؛ 3) به معني سورة «فاتحةالكتاب» بدان سبب كه اين سوره اولاً، در آغاز قرآن آمده، ثانياً، مقاصد اصلي قرآن و سرفصلهاي معاني اين كتاب را در بردارد، از آن به امالكتاب، تعبير شده است. فلاسفة مسلمان نيز اين اصطلاح را در معاني ديگري به كار ميبرند. فيالمثل نفس كليه را از آن جهت كه مظهر اشياء در مقام تفصيل است، امالكتاب ناميدهاند. در جهان بيني عرفاني انسان كامل را نيز از جهت روح و عقلش، امالكتاب ميگويند،4 و در جهان شناسي عرفاني ابن عربي و پيروان وي از تعيّن اوّل به امالكتاب نيز تعبير ميشود. بدين معنا كه در جريان ظهور حق در آينة جهان، چون ذات احديت (= خدا) يك مرتبه تنزّل يابد و با اسماء و صفات (= اسماءالحسني) لحاظ شود آن را به نامهايي چون عقلكل، قلم، لوح، روحاعظم، حقيقت محمدي و امالكتاب مينامند.5
مآخذ:
1. آل عمران، 7؛ رعد، 39؛ زخرف، 4.
2. همين دايرهالمعارف← محكمات و متشابهات.
3. مجموعه رسايل ملاصدرا. تهران، 1302، 282؛ ابنعربي، فصوص، شرح داوود قيصري، تهران: چاپ اول، 1299، 27.
4. همان.
5. لاهيجي، شرح گلشنراز. تهران: 1371ش، ص5.
اصغر دادبه و امیرحسین ساکت اف