امامت
امامت، در لغت به معني پيشوايي و رهبري و امام به معني پيشوا و رهبر است. در اصطلاح متكلمان، امامت رهبري عموم مسلمانان در كارهاي ديني و دنيايي آنان است.1 امام از ديدگاه شيعه، جانشين پيامبر(ص) است و اوّلاً، انتخاب وي از سوي خدا صورت ميگيرد و به پيامبر يا امام پيشين ابلاغ ميشود. اين انتخاب، بدان سبب كه لطف است و موجب ميشود تا مسلمانان از گناهكاري دور شوند و به كردارهاي نيك نزديك گردند (= لطف) بر خدا واجب است،2 ثانياً، طريقة انتخاب «نص يا تنصيص (= تعيين)، است؛3 ثالثاً، بدان سبب كه نياز مردم و نياز دين به امام، دائمي است وجود امام نيز دائمي خواهد بود و هيچگاه زمين از امام، كه حجّت خداست، خالي نخواهد شد؛ رابعاً، امام بايد از صفات منفي ظاهري و باطني منّزه و به صفات مثبت آراسته باشد. برجستهترين صفات امام، دو صفت است: يكي، عصمت، يعني منزّه بودن از گناهان بزرگ و كوچك؛ دوم، افضلّيت، يعني برتري امام در فضايل و در صفات كمال مثل عدل و علم و ورع و ... بر ديگران؛4 خامساً، بر طبق نظر شيعة اماميه، امامان دوازده تن هستند كه آخرين آنان غايب است و چون بيداد و جور جهان را پُر كند براي اجراي عدل و داد ظهور خواهد كرد و حكومت عدل جهاني برپا خواهد ساخت. امامان دوازدهگانه عبارتند از: يك) علي بن ابيطالب؛ دو) حسن بن علي (= مجتبي)؛ سه) حسين ابن علي؛ چهار) علي بن حسين (= زينالعابدين = سجّاد)؛ پنج) محمد بن علي (= باقز)؛ شش) جعفر بن محمّد (= صادق)؛ هفت) موسي بن جعفر (= كاظم)؛ هشت) علي بن موسي (= رضا)؛ نه) محمّد بن علي (= جواد)؛ ده) علي بن محمّد (= هادي)؛ يازده) حسن بن علي (= عسكري)؛ دوازده) محمد بن حسن (= صاحبالزمانعج)5
امام ← امامت
مآخذ:
1. فاضلمقداد، شرح باب حاديعشر. تهران: به كوشش دكتر مهدي محقق، انتشارات مؤسسة مطالعات اسلامي دانشگاه مكگيل كانادا، ص39- 40؛ همو، ارشادالطالبين. به كوشش ، قم: ص325- 326؛ كراجكي، كشفالفوائد. چاپ سنگي، ص77.
2. علامهحلي. كشفالمراد. به كوشش زنجاني، بيروت: ص388- 390؛ فاضل مقداد. ارشادالطالبين. ص 326- 328.
3. همو، ارشادالطالبين. ص337-338؛ كراجكي، كشفالفوائد. ص79؛ علامهحلي، كشفالمراد. 392- 393.
4. علامهحلي. كشفالمراد. ص390- 392؛ همو، ارشادالطالبين. ص332- 337؛ فاضل مقداد. شرح باب حاديعشر. ص41-44.
5. فاضل مقداد. شرح باب حاديعشر. ص51.
اصغر دادبه