پرش به محتوا

امر به معروف و نهی از منکر

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۲ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۵۸ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''اَمر به مَعروف و نَهي از مُنْكَر،''' هفتمين و هشتمين فرع از فروع هشتگانه در مذهب شيعه و يكي از اصول پنجگانة آئين معتزله<sup>1</sup> موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهي از منكر، برانگيختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصيت با ابزار اندي...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

اَمر به مَعروف و نَهي از مُنْكَر، هفتمين و هشتمين فرع از فروع هشتگانه در مذهب شيعه و يكي از اصول پنجگانة آئين معتزله1 موسوم به اصول خمسه. مراد از امر به معروف و نهي از منكر، برانگيختن مردم به طاعت و باز داشتن آنان از معصيت با ابزار انديشه، گفتار و كردار نيك است2 و به  عيني و ذهني قابل تقسيم است: 1) امر به معروف و نهي از منكر ذهني يا قلبي به تصريح امام صادق(ع) همانا دوست داشتن و دشمن داشتن نيكي‌ها و بدي‌هاست؛ 2) امر و نهي عيني، عبارت است از امر و نهي از طريق گفتار و كردار، يعني برانگيختن مردم به كار نيك و بازداشتن آنان از كار بد با كلام نرم، با گفتار درشت و تهديد‌آميز، يا با اقدام عملي ملايم، با شدّت عمل و سرانجام به زور سلاح (= اقدام به سيف). بديهي است كه صورت مختلف گفتار و كردار، از نرمي تا درشتي و تا توسل به زور را شرايط اجتماعي تعيين مي‌كند. معتزله و برخي از بزرگان  شيعه، از جمله سيدمرتضي، اعمال روش‌هاي خشونت‌آميز را در امر و نهي روا شمرده‌اند،3 امّا بيشتر متكلمان اماميه در پيش گرفتن اين شيوه‌ها را ويژة امام معصوم دانسته‌اند و در غيبت امام روا نشمرده‌اند. در باب وجوب امر و نهي اكثر متكلمان و فقيهان شيعه قائل به وجوب كفايي هستند. به آية 104 سورة آل‌عمران استناد مي‌كنند و برخي از آنان با استناد به آية 110 از همين سوره بر وجوب عيني امر و نهي پاي مي‌فشارند. نيز شماري محدود از متكلمان به وجوب عقلي و اكثر به وجوب سمعي (= نقلي) امر و نهي باور دارند. همچنين جملة متكلمان برآنند كه آمروناهي اوّلاً، بايد معروف و منكر (= نيك و بد) را به خوبي بشناسد؛ ثانياً، احتمال بدهد كه امر و نهيش، بي‌آن‌كه تباهي به بار آورد، مؤثر واقع مي‌شود؛ ثالثاً، بدين معنا علم داشته باشد كه بد كرداري كه قرار است امر و نهي در مورد وي صورت گيرد، پيوسته به كردارهاي بد مي‌پردازد، نه گاه‌گاه؛ رابعاً، بايد بدان كردار نيك امر شود و از آن كردار بد نهي گردد كه در زمان آينده صورت مي‌پذيرد.


مآخذ:

1.    قاضي‌عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. به كوشش .... ، ص141، 741.

2.    علامه‌حلي. كشف‌المراد. به كوشش زنجاني، بيروت: ص455؛ فاضل مقداد. ارشادالطالبين. ص380، 381.

3.    شيخ طوسي. تمهيد‌الاصول. به كوشش دكتر مشكاة‌الديني، تهران: ص301- 302؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي، شرح اصول خمسه. ص148.

4.    علامه‌حلي. كشف‌المراد. ص455؛ قاضي‌عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. ص142؛ فاضل مقداد. شرح باب حادي‌عشر. به كوشش دكتر محقق، ص58؛ لاهيجي، ملاعبدالرزاق. سرماية ايران. به كوشش لاريجاني، چاپ تهران، ص173- 174.

5.    شيخ طوسي. تمهيد الاصول. ص302؛ فاضل مقداد. شرح باب حادي‌عشر. ص58- 59؛ همو، ارشاد‌الطالبين. ص381- 384؛ قاضي عبدالجبار معتزلي. شرح اصول خمسه. ص142- 143.


اصغر دادبه