انس
انس، در لغت ضد توحش و وحشت و به معناي سكون قلب و آرام يافتن به چيزي است1 و در اصطلاح انزعاجي (= وجد و شور) است، كه از تأمل در ذات محبوب، عارف را دست ميدهد، انس در برابر هيبت است و اين هر دو از احوال سالكين است. هرگاه حق تعالي در دل بنده تجلي كند، به گونهاي كه جلال خداوند بر او نمايان شود، اين حال را هيبت گويند و باز چون جمال وي بر بنده آشكار گردد، حال بنده را انس مينامند. اهل هيبت از جلالش، دچار تعب ميشوند و آنان كه انس يافتهاند، غرق در شادي و طرب ميگردند. پيوسته و به تناوب اين دو حال در دل سالك جاي ميگيرند تا آن كه سالك به مقامي خواهد رسيد كه اين دو معتدل گردد. گروهي نيز گويند كه هيبت درجة عارفان است و انس درجة مريدان.2 از نشانههاي اهل انس يكي آن است كه از غير محبوب گريزان و هراساناند تا غايتي كه از نفس خويش نيز ميترسند. و نشانهاي ديگر آن كه چنان با ذكر محبوب انس گيرند كه غالباً در انديشة او فرو رفتهاند و از پيرامونشان بيخبر ميگردند.3
مآخذ:
1. معين، محمد. فرهنگ معين. ذيل عنوان انس؛ دايرةالمعارف تشيع، ذيل «انس».
2. هجويري، ابوالحسن علي بن عثمان. كشفالمحجوب. چاپ لنينگراد روسيه، 1304ش، ص491.
3. سجادي، جعفر. فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبيرات عرفاني. كتابخانه طهوري، چاپ اول، 1370ش، ص149.
امیرحسین ساکت اف