آریاییان
آرياييان، تيرة بزرگي از نژاد سفيد ساكن در سرزمينهاي شمالي در آسياي مركزي و دشتهاي اوراسي (اروپا ـ آسيا) (هزارة پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپايي مهاجر به هند، ايران و اروپا در اوايل هزارة دوم پ.م.1
آريا به معني سرور، ارباب و نجيب كه ريشة آن در نامهاي ايران و ايرلند به چشم ميخورد، اصطلاحي است كه در سدة 19 م به يكي از گروههاي زبانهاي هند و اروپايي يا همان شاخة هند و ايراني اطلاق شد.2
مطابق متون ديني آرياييان هند و ايران، اين گروه قومي در آغاز يك قوم واحد بودند كه در يك مكان ميزيستند، كه از آن در اوستا با نام «ايران وئجه» و در سرودهاي مقدس هند باستان با نام «آرياورته» نام برده شده است، در اين متون از كوهها و رودهايي نام برده شده كه ظاهراً در سكونتگاه اولية آرياييها وجود داشتهاند.3 نخستين نشانه (؟) از حضور آرياييها در تاريخ، با شكلگيري امپراطوري هتياني در شمال بينالنهرين به دست اقوام هيتي كه يكي از شاخههاي آرياييها بودند، پديدار ميشود.4 اقوام آريايي از غرب به شرق عبارت بودند از: سلتها، ژرمنها، هيتيها، يونانيان، ارمنيان، ايرانيان، اسلاوها (در شمال ايران) و هنديان در شرق ايران و تخارها (شمال شرق ايران). آرياييها مردماني چادرنشين، بيابانگرد و دامپرور بودند و با كشاورزي نيز آشنايي داشتند. اين اقوام پس از مهاجرتشان كه اغلب با قهر و غلبه همراه بود، به تدريج هر كدام در يك جا ساكن شدند و به مرور كشاورزي جزو پيشههاي اصلي آنان در آمد. ابزارهاي اين اقوام در ابتدا سنگي بودند اما به تدريج با فلزات هم آشنا شده و با ذوب آنها ابزارهاي فلزي را نيز به كار گرفتند. آرياييها اسب را رام كرده بودند و با ارابههاي اسبي آشنايي داشته از ارابه براي حمل و نقل و جنگ استفاده ميكردند.5 علت مهاجرت آرياييان ظاهراً سردي سكونت گاه اوليه و كمبود زمين و چراگاه براي دامهاي آنان بوده است. سردي مكان اولية زندگي آنان ظاهراً در متون ديني ايراني و هندي كهن تحت عنوان زمستان اهريمني (ملكوس[1]) منعكس شده است.6 در حوالي سال 2000 پ.م گروه غربي موسوم به هند و ژرمني از گروه شرقي موسوم به هند و ايراني جدا شدند. جدايي هنديان و ايرانيان هم ظاهراً در همين زمان بوده است. در ابتدا گروه هندي به درة سند و پنجاب و سپس به سمت جنوب هند پيش رفتند. ايرانيان ظاهراً كمي پس از هنديان از دو سوي قفقاز و ماوراءالنهر به ايران روانه شدند پارتيان كه با سكاها نيز ارتباط داشتند، از دربند درياي مازندران تا نواحي خراسان (پارت = پرثوه) را در اختيار گرفتند. مادها در كنار درياچة اورميه نزديك به تمدن ماناها و پارسها هم ابتدا در پارسوماش، جنوب درياچة اورميه، سپس در پارس كنوني ـ حواليانشان ساكن شدند. مادها، پارسها و پارتها بعدها در ايران سلسلههاي پادشاهي را تشكيل دادند(7) و اثرات اجتماعي ـ فرهنگي بسيار در ايران زمين بر جاي گذاردند. تخاريان در منطقة تركستان چين ساكن شده، هيتيها به ايوني و آسياي صغير و سلتها به فرانسه و آلمان كنوني وارد شدند. ژرمنها در آلمان و سوئد كنوني و اسلاوها هم در اروپاي شرقي ساكن شدند. جامعه آرياييان، جامعهاي مردسالار و داراي سه طبقه جنگجويان، روحانيان و مردم عادي بود. تقسيمات ديگري در ردههاي بالاي جامعه آريايي نيز وجود داشت مانند شاه، اشراف جنگجو و كشاورزان آزاد.8 چنانكه از اين تقسيمبندي بر ميآيد، آنان علاقة وافري به حادثهجويي و جنگ داشتند. فرماندة جنگي هر گروه از اقوام آريايي فرمانروايشان نيز بود اما قدرت و اختيارات او به توسط گروهي از سالخوردهترين اشخاص و سرداران جنگي محدود ميشد كه اين قدرت به مرور در دستان شاه متمركز شد به صورتي كه شاه در نزد آنان عاليترين مقام شد و گاهي حتي او را از فرزندان خدايان، به شمار ميآوردند.9 پي بردن به ويژگيهاي فرهنگي و ديني آرياييها از طريق دين و فرهنگ ايرانيان و هنديان باستان امكانپذير ميگردد و اساطير، خدايان و جلوههاي فرهنگي آرياييها تا حدود زيادي در متون ديني آنان منعكس شده است. البته در اين ميان تغييرات مذهبي گاه منجر به تغييراتي ميشدند كه نقش اساطير و يا خدايان در نزد ايرانيان و هنديان به كلي با نقشي كه در نزد آرياييها داشتند، متفاوت ميشد. چنانكه از متون ديني آنان استنباط ميشود، دين آرياييها بسيار ابتدايي و در آستانة تغيير بود. آنان از يك سو عناصر طبيعي و عواملي را كه در زندگي معيشتي آنان تأثير داشت، مقدس ميشمردند و از سوي ديگر به چند خدا اعتقاد داشتند. خدا در نزد آرياييها و به طور كلي اقوام هند و اروپايي مفهومي طبيعي و اجتماعي داشت كه نيروي سحرآميزي با نام آن در پيوند بود.10 برخي از خدايان آرياييها عبارت بودند از آناهيتا (خداي آب)، زروان (خداي زمان)، تير (خداي باران)، زم (خداي خاك)، وايو (خداي باد)، ايندرا[2] (خداي جنگ) و سوما (هوم). پرستش خورشيد از اركان اصلي دينشان بود. آنان آتش را كه از مظاهر نور و نابود كنندة تاريكي و مظاهر ظلمت بود، مقدّس ميشمردند11 و آگني يا آتر[3] يكي ديگر از خدايانشان بود. آرياييان زمين و آسمان را يك جفت ميدانستند كه تمامي موجودات فرزندان آنان بودند. آنان به نيروهاي نامرئي اعتقاد داشتند كه در امور جهان و زندگي آنان تأثير داشتند. آنان ارواح را شايستة احترام و تا حدودي قابل پرستش ميدانستند. از نظر آنان روح بايد پس از مرگ به ديگر نياكان سزاوار بپيوندد كه به اين منظور آداب و رسوم معيني به جاي ميآوردند.12
زبان آرياييها به دو گروه غربي و شرقي تقسيم ميشد. از ويژگيهاي زبان آنان شعر گونه بودن آن است كه بازتاب آن در متون ديني ايران و هند باستان آشكار است. زبانهاي بازمانده از گروه غربي عبارتند از: ايتالي (رومي ـ لاتيني)، ژرمني، سلتي و يوناني (هلني). زبانهاي بازمانده از گروه شرقي نيز عبارتند از: آلبانيايي، آناتوليايي، ارمني، بالتي، اسلاوي، تخاري و هند و ايراني كه گروه اخير به شش گروه زبانهاي سنسكريت، هند و آريايي ميانه، هند و آريايي جديد، ايراني باستان، ايراني ميانه و ايراني جديد تقسيم ميشود.(13) در قرن نوزدهم نظريهاي ارائه شد كه مطابق آن آرياييها نسبت به اقوام سامي، زردپوست و سياه پوست قوم برتر محسوب ميشدند. اين نظريه در سدة 20م دستاويزي براي توسعه طلبيهاي ارضي و سياستهاي نژادپرستانهاي شد كه جنگ دوم جهاني را رقم زد.
نيزنك: ماد، هخامنشيان، پارتيان (اشكانيان).
مآخذ:
- Beykon, Elizabet, "Aryans". Encyclopaedia Americana. New York, 1976, V. 1.
- Kent, Rorald. Persian, Gramer, text, Glossary, New York, 1961, P. 170.
- Schmit. R. "Aryans", Encyclopeadia Iranica. London and New York. Routledge and Kegan Paul. 1986, V. 2. P. 684.
- Beykon, Ibid.
- گيرشمن، رونالد. ايران از آغاز تا اسلام. ترجمة محمود بهفروزي، تهران: جامي، 1379، ص 65.
- زرين كوب، عبدالحسين. تاريخ مردم ايران. تهران: اميركبير، 1364، ج 1، ص 16.
- دياكونوف. ا. م. تاريخ ماد. ترجمة كريم كشاورز، تهران: پيام، 1357، ص 320.
- Schmit. R. Ibid, P. 686.
- بخش اديان و فرق، آرياييان، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1367، ج 1، ص 301.
- فراي، ريچارد نلسون. ميراث باستاني ايران. ترجمة مسعود رجبنيا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344، ص 33 و 40.
- دوستخواه، جليل ]گردآورنده و پژوهش[، اوستا. كهنترين سرودهاي ايرانيان، تهران: مرواريد، 1382، ج 1، ص 324.
- Hestinger. UNESCO. The History of Development. under Arians entry. New York. 1986. V. 2. P. 268.
- Encyclopeadia Britanic. under "Aryan", London, 1995. V. 1, P. 611.
[1]. Malkūs
[2]. Indra
[3]. Ater or Athar
مهرداد شباهنگ