بعث
بَعْث: در لغت به معني برانگيختن و فرستادن است و در اصطلاح متكلمان در دو معنا به كار ميرود: 1) رستاخيز و قيامت، و زنده كردن مردگان و بيرون آوردن آنان از گورهاست تا جزاي كردارهاي نيك و بد خود را دريافت كنند.1 اين واژه به صورت مصدر يعني «بَعْث» در سه آيه (نك: حج/5؛ روم/56؛ لقمان/28) و به صورت صيغههاي مختلف فعل در آيات گوناگون قرآن آمده است، مثلِ «مَنْ بَعَثْنا مِن مَرْقَدِنا: كيست كه ما را از گورهايمان برانگيزد يعني دوباره ما را زنده كند؟» (36/52) [← قيامت]
2) بعثت، يعني برانگيختن پيامبران و فرستادن آنان به سوي مردم تا مردم را به راه راست هدايت كنند مثل «بَعَثْنا في كّلِ اُمّةٍ رَسُولاً: در ميان هر امّتي پيامبراني را برانگيختيم»2 (16/36) [←نبوّت]. باعث، اسم فاعل «بعث» از نامهاي نيكوي خداوند يا از اسماءالحسني است كه در دو معني به كار ميرود: برانگيزنده يا فرستندة پيامبران؛3 انتقال دهندة انسان از نشأتي به نشأت ديگر يا از مرحلهاي به مرحلة ديگر كه يك بار در جريان خلق نخستين صورت ميگيرد و انسان از عدم خلق ميشود و بار دوم در جريان خلق دومين يا آفرينش دوم انجام ميشود و آن عبارت است از بعث يا زنده شدن مردگان و برانگيخته شدن آنان از گورها.4
ماخذ:
1. تهانوي. كشافاصطلاحات. بيروت: 1996م، 1/340.
2. طريحي. مجمعالبحرين. تهران: بيتا، 2/236.
3. ابوالفتوح. تفسيرروضالجنان و روحالجنان. تهران: بيتا، 2/164.
4. سمعاني. روحالارواح. تهران: 422؛ غزالي، المقصدالاسني. قاهره: 1324ق، 59- 60؛ فيض. علماليقين. قم: 1358، 1/134.
اصغر دادبه