میرزا ابوالحسن جلوه
جلوه، ميرزا ابوالحسن، 1238-1314ق/ 1823-1897م، متفلسف و مدرس مكتب صدرائي ايران و واسطه انتقال حكمت متعاليه او به شاگردان. خاندان او در اصل ايراني بوده كه به حيدرآباد سند رفته شهرت و مكنتي يافته سپس به سبب بيمهري از سوي حاكم آنجا، به احمدآباد گجرات نقل مكان كرده بودند. ابوالحسن در همانجا به دنيا آمد. پس از سكونتي كوتاه در بمبئي، همراه خانواده به ايران بازگشت و تا 14 سالگي كه يتيم شد گاه در زواره و گاه در اصفهان ميزيست. در واقع دورة رشد و نمو علمي او در زماني آغاز شد كه به شوق دانشمند شدن در اصفهان ماند و نزد ميرزا حسن حكيم به تحصيل علوم فلسفي پرداخت و اندك اندك خود را به فلسفه و شاخههاي آن در آن زمان علاقمند و صاحب نظر يافت. اما شوق به تحصيل و غرق شدن مدام در آموختن، او را كه از مال پدر نيز برايش نمانده بود، همواره در فقر نگه ميداشت. همين و نيز برخي تنگ نظريها در اصفهان او را بر آن داشت به تهران بيايد (1273ق) و از آن پس در همين شهر ماند و به تدريس پرداخت و به عنوان مدرس طراز اول فلسفه و حكمت صدرائي شهرتي به هم زد. بر اساس «شرح حال خود نوشت (= اتوبيوگرافي» جلوه، او در تهران طريق درويشي و عزلت برگزيد و جز به مطالعه و تدريس به كاري نپرداخت. در نگارش به اين اعتقاد رسيده بود كه پس از فيلسوفان بزرگ اسلامي ديگر مطلبي براي گفتن نمانده است، از اين رو جز حواشي بر حكمت صدرائي و الشفا و رسالههائي منفرد در موضوعات فلسفه اثر مستقلي پديد نياورد، اما همان حواشي در زمان حياتش راهگشاي طالبان علم بود. آثار او: حواشي بر مشاعر؛ رساله در ربط حادث به قديم؛ رساله در حركت جوهريه؛ حواشي بر شرح الهدايه؛ حواشي بر مبدا و معاد صدرالمتالهين؛ حواشي بر الشفا؛ حواشي بر اسفار؛ حواشي بر شرح ملخص چغميني؛ رساله در تركيب و احكام آن؛ تصحيح مثنوي شريف؛ تعليقات بر مقدمه قيصري. از وي كه در جواني به شعر و شاعري نيز علاقه نشان داده بود، ديواني به كوشش احمد سهيلي خوانساري، تهران، 1348ش به چاپ رسيده است كه به ويژه قصائدي در آن در تتبع از سبك خراساني قابل توجه است. شاگردان بسياري از ميرزاي جلوه فلسفه آموختند كه تني چند از آنان خود از بزرگان اين فن گرديدند. وفات جلوه در تهران اتفاق افتاد و در قبرستان ابن بابويه مدفون شد.1
مأخذ:
1. صدوقيسها، منوچهر. تاريخ حكماء و عرفاء متاخرين صدرالمتالهين. تهران: 1359، ص 159-161، 165،172.
منوچهر پزشک