خاطر
خاطر، در لغت به معني ذهن، ضمير، خاطر، دل و آنچه به دل وارد ميشود و در اصطلاح عرفان، واردي است كه بدون تفكر و سابقه در قلب (= دل)، پيدا شود1 و بر حسب آنكه از سوي حق باشد يا از سوي فرشته (= مَلَك)، نفس و شيطان به چهار قسم تقسيم ميشود:
1) خاطر رباني: از سوي خداست كه انسان را به سوي حق ميخواند و به هيچ روي به خطا نميرود.
2) خاطر مَلَكي: يا الهام كه از سوي فرشته است و انسان را به انجام دادن فرايض برميانگيزد.
3) خاطر نفساني يا هاجس، كه منشأ آن نفس امّاره است و انسان را به لذت گرايي و حَظّ نفس ميخواند.
4) خاطر شيطاني: كه از سوي شيطان است و آدمي را به مخالفت با حق دعوت ميكند.2
خاطر، اصطلاحي است كه در حوزة معرفتشناسي قرار ميگيرد.
مآخذ:
1. ابنعربي. اصطلاحات الصوفيه. پيوست تعريفات جرجاني، مصر: 1306ق، ص115.
2. جرجاني. تعريفات. مصر: 1306ق، ص42- 43؛ قشيري. الرساله. ص119.
اصغر دادبه