خلافت
خلافت، اصطلاحي حكومتي، عرفاني. خلافت به معناي «جانشيني» است و واژة «خليفه» كه لقب رئيس امت اسلامي است، از آن مشتق ميشود. خليفه نامي است كه جانشينان پيامبر اسلام را بدان ميخواندند و منظور از آن خليفه و جانشين رسول الله است. از نظر شيعيان، خلافت بر حق، همان مقام «امامت*» و «ولايت*» است. نزد حكما و عرفا، مقام خلافت، از آنِ حقيقت محمديه* است. عالم سراسر جلوههاي اسماء الهيست و حقيقت محمديه واسطهاي است كه فيض الهي را به موجودات عالم ميرساند. صورت و ظاهر عالم، به واسطة صورت خارجية آن و باطن عالم، به واسطة باطن آن، شكل مييابد. پيامبر(ص) نظر به جنبة انساني و بشرياش، عبد و مربوب است ولي نظر به حقيقتش منشاء و مصدر همة عوالم ارواح و اجسام. پس براي اوست همة اسماء و او هر طور كه بخواهد در اين عوالم تصرف ميكند. خلافت و احياء و امامت و لطف و قهر و همة صفات براي اوست تا در عالم و در نفس خود تصرف كند. و بالجمله ربوبيت او نسبت به اين عالم به واسطة صفات الهي است.2 خلافت بر دو قسم است، خلافت صغري كه امامت و رياست ظاهري است و خلافت كبري به معناي امامت و رياست باطني.1
مآخذ:
1. تهانوي، محمد بن علي. كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم. هند: 1862م، 1/441.
2. قيصري، داود. شرح فصوص محييالدين عربي. تهران: 1299، 38؛ تهانوي، همان.
اصغر دادبه