شهاب الدین سهروردی
سهروردي، ابوالفتوح يحيي پسر حبش اميرك، شهابالدين، مقتول در رجب 587ق/ جولاي 1191م، مشهور به شيخ اشراق، فيلسوف عارف مسلك و بنيانگذار حكمت اشراقي. شهرزوري صاحب نزهه الارواح كه شاگرد مكتب او و سخت متأثر از اوست، شرح حالي جانبدارانه از او نگاشته است. سهروردي در سهرورد زنجان به دنيا آمد. ظاهراً هوش سرشارش موجب شد تا در نوجواني براي آموختن به سفر پردازد. نخست در مراغه شاگردي مجدالدين جيلي را كرد سپس به اصفهان رفت و گويا از ظهير فارسي علم آموخت. پس از آن نيز سفر بسيار كرد و در جواني به فلسفهداني شهرت يافت و سرانجام به حلب رفت. حاكم حلب ملك ظاهر پسر سلطان صلاحالدين ايوبي او را محترم ميداشت اما عالمان ديني شهر او را به خاطر عقايدش برنتافته تكفيرش كردند و از ملك ظاهر قتلش را خواستار شدند. ملك ظاهر به نظر آنان وقعي ننهاد. پس به صلاحالدين نوشتند و سلطان را با پسر خويش به تندي واداشتند. صلاحالدين كه در بزرگداشت ظواهر دين كوشا بود از نامة علما، كه نوشته بودند اگر او زنده بماند دين و دنيا را بر شما بشوراند، احساس خطر كرد و دستور قتل او را به پسرش داد.1 ملك ظاهر به ناچار او را گرفت و سهروردي در 38 سالگي در قلعة حلب به قتل رسيد و دربارة كشته شدنش نيز چند گونه سخن گفته شده است. پس از قتل شيخ اشراق، در شهر حلب دربارة او عقايد گوناگوني ابراز ميشده و از الحاد تا صلاح و كرامات به او نسبت داده شده است اما بيشتر مردم بر آن بودهاند كه او ملحد بوده و به چيزي اعتقاد نداشته است.2
با ملاحظه و مطالعة آثار شيخ اشراق روشن ميشود كه چرا اهل دين و سنت با او به مخالفت برخاستند. وي در آثار خود كه برخي را به عربي و برخي را به فارسي نوشته، از فلسفة يوناني و انديشههاي ايراني پيش از اسلام، آميزهاي برساخته و با پرداخت ويژهاي، از يك سو شامل يك دستگاه جديد و بديع اصطلاحسازي غير از آنچه تا آن زمان در فلسفه و كلام رايج بود، و از سوئي با سبك و شيوهاي نزديك به بيان عارفان و صوفيان، زباني به كار گرفت كه براي آن روزگار تازه، پيچيده، غريب و حتي براي اهل دين سنتي، خطرناك مينمود. وي فلسفة خود را حكمت اشراق نام نهاد و در آن از زبان سمبوليك استفاده كرد و عناصري چون نور و ظلمت و خورشيد و ستارگان و غيره را وارد آن نمود. آثار شيخ اشراق بسيارند و برخي به غايت دشوار. چند اثر او از جمله حكمةُ الاشراق و هياكل النور شرح شدهاند. آثار او چه به صورت مفرد و چه در مجموعهها به چاپ رسيدهاند. چاپ كامل همة آثار او يك جا در مجموعه آثار شيخ اشراق، به كوشش هانري كربن و سيدحسين نصر، تهران، 1977م، در چهار مجلد به انجام رسيده است.
مآخذ:
1. شهرزوري، شمسالدين محمد. نزهه الارواح و روضه الافراح. ترجمة مقصود علي تبريزي، به كوشش محمدتقي دانشپژوه و محمدسرور مولائي، تهران: 1365، 458، 460- 461، 463.
2. ابنخلكان، شمسالدين احمد. وفيات الاعيان. به كوشش احسان عباس، قم: 1364، 6/272- 273.
منوچهر پزشک