مراقبه
مراقبه، در لغت مواظبت و نگاهباني است و در اصطلاح صوفيانه، حالي است كه با يقين سالك نسبت به آگاهي حق بر ضماير، آغاز ميشود، با تمركز يا حَصْر فكر وي در حق ادامه مييابد و سرانجام با بيخبري سالك از آنچه جز حق است به كمال ميرسد. بنابراين، مراقبه شامل سه مرحله است:
الف) يقين سالك از آگاهي حق بر ضماير: بدين معني كه سالك در حالتي قرار گيرد كه به يقين دريابد حق در جميع اوقات از ما في الضّمير او آگاه است. از پرتو اين يقين، سالك مراقب است تا خَواطِر ناپسند، دل او را از ياد خدا باز ندارد و انديشههاي بد به قلبش راه نيابد. به همين سبب، مراقبه را به نگاه داشتن قلب از بديها تعبير ميكنند.
ب) محصور شدن انديشة سالك به حق: يعني سالك چنان مراقبت ورزد و بدان گونه انديشة خود را به حق مشغول دارد، كه ما سوي الله (= جز خدا) را به فراموشي سپارد و جز حق در انديشهاش نماند. سالك، در حال مراقبه، بيحركت مينشيند و فكر خود را متمركز ميسازد و بدين سان در مطلوب (خدا) مستغرق ميگردد.1 در تذكرةالاوليا از قول شبلي نقل شده كه گفت: «پيشِ نوري (ابوالحسين نوري، متوفي 295ق/م) شدم. او را ديدم به مراقبت نشسته كه مويي بر تن او حركت نميكرد. گفتم: مراقبتي چنين نيكو از كه آموختي؟ گفت: از گربهاي كه بر سوراخ موش بود و او از من بسيار ساكنتر بود».2
ج) بيخبري سالك از مراقبة خود: در اين مرحله، ميان سالك و حق حجابي نميمانَد و در حالي كه سراپاي وجود سالك مراقبت است و از حق ميطلبد تا او را رعايت كند. چنان بيخود ميشود كه از مراقبة خود نيز بيخبر ميماند.3
مآخذ:
1. نيشابوري، سراج. اللّمع في التصوف. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص54- 55.
2. عطار نيشابوري. تذكرةالاوليا.
3. نيشابوري، سراج. اللّمع.... . ص56.
اصغر دادبه