غوریان
غوريان، يا آلشنسب سلسلهاي محلي در شرق ايران (حك543-612ق/1148-1215م).
غور ناحية كوهستاني وسيعي بين هرات، غزنه و غرجستان و طخارستان و سرچشمة رودهاي شرق ايران است. مركز سياسي غور فيروزكوه و از شهرهاي مهم آن باميان بود. غوريان در ابتدا حكام محلي بودند كه با ضعف غزنويان متعرض متصرفات آنان شدند.2 مؤسس حقيقي اين سلسله سيفالدين سوري (حك543-544ق / 1148-1149م) بود كه بر غزنه متولي شد امّا بهرامشاه غزنوي او را به قتل رسانيد.3 بعد از او علاءالدين حسين جهانسوز (حك 544-556ق / 1149-1161م) به قصد انتقال خون برادرش با بهرامشاه چندين جنگ به راه انداخت و او را به هند فراري داد و هفت شبانهروز غزنه را در آتش سوزانيد4 او از سنجر سلجوقي در 547ق شكست خورد.5 محمد بن علاءالدين دعاة اسماعيلي را كشت و در جنگ با تركان غز كشته شد. غياثالدين محمد بن سام دولت غوري را از مغرب و جنوب غربي گسترش داد6 امّا سلطان محمد خوارزمشاه در 597ق غوريان را شكست داد. پس از آن، معزالدين محمد بن سام ملك شهابالدين به حكومت پرداخت. او فتوحات زياد در هند نمود و دچار شورشهاي محلي گرديد. غياثالدين محمود و بهاءالدين سام و علاءالدين اتسز از (602-610ق / ؟ م) به غور حكومت يافتند و سرانجام علاءالدين محمد بن شجاعالدين علي بعد از دو سال حكومت تسليم عمال خوارزمشاه شد و سلسلة غوري پايان يافت. سلسلة غوري در اصل ايراني بودند و به آداب و رسوم ايراني توجه تمام داشتند. آنان ادامه دهندة سنت غازيان اسلامي غزنويان بودند.7
مآخذ:
1. لسترنج، گي. جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، تهران: 1377، عملي و فرهنگي، نقشة شمارة 8.
2. مشكور، محمدجواد. تاريخ ايران زمين. تهران: 1372، اشراقي، ص 203.
3. باسورث، ادموندكليفورد. سلسلههاي اسلامي جديد. ترجمة فريدون بدرهاي، تهران: 1381، باز، ص 586.
4. بارتولد، ولاديمير. تركستاننامه. ترجمة كريم كشاورز، تهران: 1366، آگاه، ج2، ص 709-710.
5. خواندمير، غياثالدين حسيني. حبيبالسير. تهران: 1353، خيام، ج2، ص 604-602.
6. روشنضمير، مهدي. تاريخ غوريان. تهران: 1356، دانشگاه ملي ايران.
7. براي آگاهي بيشتر: اقبال آشتياني، عباس. تاريخ مفصل ايران. تهران: خيام، بيتا، ص292-294.
قاسم خردمندی