پرش به محتوا

تلگراف

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۱:۰۹ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''تلگراف،''' دستگاه مخابراتي كه به كمك سيم، اخبار و پيام‌ها را از فواصل بسيار دور مخابره مي‌كند. واژة تلگراف مركب از دو كملة يوناني تله  [1]به معني دور و گرافاين[2] به معني نوشتن است.<sup>1</sup> ايرانيان در دورة هخامنشي از نوعي نظام فوري پيام‌رساني...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تلگراف، دستگاه مخابراتي كه به كمك سيم، اخبار و پيام‌ها را از فواصل بسيار دور مخابره مي‌كند.

واژة تلگراف مركب از دو كملة يوناني تله  [1]به معني دور و گرافاين[2] به معني نوشتن است.1

ايرانيان در دورة هخامنشي از نوعي نظام فوري پيام‌رساني براي خبرها و پيام‌هاي مهم و ضروري استفاده مي‌كردند؛ بدين گونه كه برفراز يك بلندي مثل كوه يا تپه، آتش بزرگي مي‌افروختند، به طوري كه شعله و دود آن از فواصل بسيار دور قابل رؤيت بود و با خاموش و روشن كردن متناوب آتش طبق اصول خاص به افراد خود در مناطق دور دست مورد نظر علامت مي‌دادند. اين نوع پيام‌رساني را مي‌توان پدر يكي از اختراعات مهم يعني تلگراف دانست، با اين تفاوت به جاي روشن و خاموش كردن آتش، در سيستم تلگرافي از قطع و وصل كردن جريان الكتريسيته استفاده مي‌شود.2 در ايران نخستين ارتباط تلگرافي در 1271ق/ 1855م ميان مدرسة دارالفنون و كاخ گلستان برقرار شد كه مخابره‌اي آزمايشي بود.3 در 1272ق تلگراف در پي انتشار اخبار و اطلاعات مربوط به آن در روزنامة وقايع اتفاقيه در ايران شناخته شد و اخبار گسترش آن در جهان و كاربردهاي متنوع آن مكرراً گزارش شد. سپس در 1274ق كرشش[3] اتريشي (معلم كل توپخانه در دارالفنون) با نظارت و اهتمام علينقي ميرزا اعتضادالسلطنه، رئيس كل دارالفنون، از عمارت سلطنتي كاخ گلستان به باغ لاله‌زار سيم تلگراف كشيد.4 جريان امر چنين بود كه در زمان سلطنت ناصرالدين شاه، ميرزا آقاخان نوري خبر اختراع جديد (تلگراف) را به عرض شاه رسانيد و وي مقرر كرد كه اين اختراع در ايران مورد استفاده قرار گيرد. پس از آزمايش‌هاي اوليه كه در مدرسة دارالفنون و بين باغ سلطاني ارگ و باغ لاله‌زار به عمل آمد، دستور داده شد كه بين باغ سلطانيه و تهران سيم تلگراف كشيده شود. نخستين مخابرة تلگراف به وسيلة ناصرالدين شاه و گروهي از رجال و امرا انجام گرفت.5

هم زمان، نخستين اقدامات براي قانونمند كردن امور تلگرافي صورت گرفت وكتابچة تكاليف و دستورالعمل براي تلگراف تدوين و منتشر شد و براي تأمين نيروي انساني مورد نياز، به اهتمام اعتضادالسلطنه، عده‌اي از جوانان ايراني به پاريس اعزام شدند. همچنين نخستين گروه از كارمندان ايراني تلگرافخانه استخدام و گروهي از آنان براي آشنايي عملي با تلگراف به تفليس فرستاده شدند6 و الفباي مورس توسط مسيو كرشش به آن‌ها آموخته شد.7

در 1274ق/ 1857م با شورش مردم هند، ضرورت ارتباط تلگرافي مستقيم با هندوستان براي بريتانيا بيشتر شد و روند گسترش خطوط تلگراف ايران تغيير يافت. وزير مختار بريتانيا در ايران، پيشنهاد كرد كه ميان هندوستان و انگلستان از طريق ايران، خط تلگراف ايجاد شود. ابتدا به دليل هزينة زياد كار و بيم مقامات محلي از به خطر افتادن خود مختاري محليشان، اين كار مورد استقبال دولت ايران قرار نگرفت، ولي تلاش‌هاي مستمر انگلستان، به ويژه از طريق جلب توجه ناصرالدين شاه به عوايد مالي تلگراف، سرانجام در 1279ق/ 1862م نخستين قرارداد تلگرافي ايران و انگليس در شش ماده و در باب احداث خط تلگراف خانقين ـ تهران و تهران ـ بوشهر توسط ايستويك، [4] كاردار دولت انگلستان و دولت ايران بسته شد. طبق اين قرارداد، تأمين منابع مالي بر عهدة ايران و عمليات اجرايي بر عهدة انگلستان بود. گشيدن سيم با دستور صاحب منصبان انگليسي بوده و سيم‌كشي مختص دولت ايران انجام شده و عمال دولت ايران نيز بايد آن را اداره مي‌كردند. فقط انگليسي‌ها اجازه داشتند، تلگراف‌هاي خود را با نرخ معيّن مخابره كنند.8

بدين ترتيب، احداث اين خط از سه منطقة كرمانشاه، اصفهان، و بوشهر آغاز شد و پس از دو سال به بهره‌برداري رسيد.9

در فاصلة 1279- 1338/ 1862- 1920م مجموعاً بيست قرارداد تلگرافي ميان ايران و انگليس به امضا رسيد و به موجب آن‌ها در سراسر كشور خطوط تلگراف كشيده شد. چندي بعد در 1283ق/ 1866م هنگامي كه خطوط تلگرافي انگلستان در مسير عثماني تا هند به سبب اختلاف تقويمي نواحي گوناگون، اختلاف زباني تلگرافچيان آن نواحي، و كندي ارسال تلگرام، با مشكلات بسياري موجه شد؛ شركت آلماني زيمنس هالسكه[5] مسئوليت رفع مشكل مذكور را از طريق احداث خط جديدي از مسير آلمان ـ روسيه ـ ايران پذيرفت. مخارج احداث اين خط به شركت تلگراف هند و اروپا واگذار شد. پس از انگليسي‌ها، روس‌ها مبادرت به انعقاد قرارداد تلگرافي كردند و در 1296ق/ 1879م قراردادي در خصوص احداث خط تلگراف استراباد ـ چَكُشلَر و يك سال بعد مقاوله نامه‌اي دربارة تعرفة مخابراتي براي مدتي نامحدود، ميان دو دولت منعقد گرديد. انعقاد قراردادهاي مخابراتي ميان ايران و روسيه تا 1324ق/ 1906م ادامه يافت و مجموعاً چهارده قرارداد بين طرفين به امضاء رسيد كه تا ظهور حكومت كمونيستي در روسيه نافذ بود.10 پس از آن‌ها عثماني از فوايد تلگراف ايران بهره‌مند شد و به همراه قراردادهاي انگليس و روسيه، عثماني نيز به علت همجواري با خاك ايران در آن قراردادها شريك و ذينفع شد.

دولت ايران نيز در استفاده از اين فن بي‌بهره نبود. مهم‌ترين استفادة آن، گرفتن اخبار روزانه از شهرستان‌ها در كمترين زمان ممكن بود. همين امر براي رؤساي تلگراف امتيازي ايجاد كرده و از سوي ديگر، مردم نيز با تحصن جستن در تلگرافخانه‌ها و يا ارسال تلگرام به مركز، از اين خصيصه براي تظلم‌خواهي و ديگر درخواست‌هاي خود استفاده مي‌كردند. تلگراف، ايران را با اروپا ارتباط داد و در نتيجه اين كشور را عضوي از جامعة جهاني ساخت11 و سرانجام در 1285ق/ 1868م يعني يازده سال پس از ايجاد تلگراف در كشور، ايران وارد اتحادية بين‌المللي تلگراف شد.12 در 1291ق/ 1874م ادارة مستقل تلگراف در ايران تأسيس شد و رياست آن به علي قلي‌خان مخبرالدوله واگذار گرديد. وي دو سال بعد به عنوان نخستين وزير تلگراف انتخاب شد و تا 1315ق/ 1897م در اين سمت باقي ماند.13 مهم‌ترين كاري كه در زمان وي انجام گرفت، ايجاد خط تلگرافي تهران به مشهد از راه سمنان و شاهرود و سبزوار است. دولت انگليس كه با كشيده شدن خط خراسان از لحاظ ارتباط با هندوستان آسوده خاطر شده بود، درصدد برآمد خط خراسان را زير نظر داشته باشد. لذا در 1303ق/ 1886م ادارة خط مزبور را از دولت ايران اجاره كرد. در پايان اين سال هفت خط تلگرافي در آذربايجان، گيلان، خراسان، مازندران، كرمان، فارس و خوزستان برقرار شد كه قسمت اعظم آن‌ها زير نظر دولت انگليس و كمپاني‌هاي خارجي، بر طبق قرارداد به اتمام رسيد.14 پس از پايان جنگ جهاني اول، به دليل كاربرد اطلاعاتي و نظامي، اهميت تلگراف در نظر دولتمردان ايراني روزافزون شد. در آن زمان دولت انگليس براي رابطه با هندوستان از امواج هرتز[6] استفاده مي‌نمود.15

در 1310ش/ 1932م محمد علي فروغي با سفير رژيناله‌هروه هوار[7] دربارة لغو قراردادها و انحلال شركت هند و اروپا مذاكره به عمل آورد و در نتيجه قراردادي مشتمل بر 6 ماده منعقد شد، كه به موجب آن دولت‌هاي انگليس و هندوستان موافقت كردند كه خط‌هاي تلگرافي «تهران ـ بوشهر» و «تهران ـ زاهدان» و «رباط ـ زابل» و «كرمان ـ بندرعباس» را به دولت ايران واگذار كنند. در عوض، دولت ايران نيز موافقت خود را با نگاهداشتن دفاتري جهت كار كردن سيم تحت‌البحري (بوشهر ـ هنگام ـ جاسك ـ چابهار ـ گوادر) توسط دولت انگليس اعلام داشت. در دورة رضاشاه، تلگراف از شكل قديمي خارج و به الگوهاي اروپايي نزديك‌تر گرديد و تغييراتي به لحاظ كيفي و كمي در مسئلة تلگرافخانه ايجاد شد. در اين سال‌ها «تلگراف بي‌سيم» به وجود آمد و بسياري از مؤسسات به منظور تقويت نيروي نظامي و مجهز نمودن ارتش به وسايل مخابراتي جديد احداث شدند. عهده‌دار اين مسئوليت وزارت جنگ بود. مهم‌ترين اين مؤسسات، «بي‌سيم پهلوي» بود كه توسط روس‌ها ايجاد شده و قسمت عمده روابط تلگرافي با ممالك خارجي را انجام مي‌داد. به موجب اين قرارداد، در 1306 دولت شوروي كلية دستگاه‌هاي تلگراف بي‌سيم را به مالكيت دولت ايران به وزارت پست و تلگراف واگذار نمود.16


مآخذ:    

1.    ميرابوالقاسمي، رقيه. «تلگراف (در ايران)»، دانشنامة جهان اسلام. 8/111.

2.    «تلگراف ـ اختراع»، دايرةالمعارف نو. ج2، ص1245- 1247.

3.    محبوبي اردكاني، حسين. تاريخ مؤسسات تمدني جديد در ايران. تهران: دانشگاه تهران، 1357، 2/194.

4.    اعتمادالسلطنه، محمد حسن. تاريخ منتظم ناصري. به كوشش محمد اسماعيل رضواني، تهران: دنياي كتاب، 1367، 3/1812.

5.    مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. ذيل «تلگراف».

6.    ميرابوالقاسمي، همانجا.

7.    يزداني، مرضيه. مقدمه بر اسناد پست تلگراف و تلفن در دورة رضاشاه. تهران: سازمان اسناد ملي ايران، 1378، ص20.

8.    محمود، محمود. تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس. تهران: اقبال، 1362، 2/582، 595- 596، 3/605.

9.    محبوبي اردكاني. همان. 2/199؛ اعتمادالسلطنه. همان. 3/1859، 1866؛ ميرابوالقاسمي. 8/112.

10.  ميرابوالقاسمي. همانجا.

11.  كرزن، جورج. ايران و قضيه ايران. ترجمة غلامعلي وحيد مازندراني، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1367، 2/732؛ ميرابوالقاسمي. همان. 8/117.

12.  چهل سال تاريخ ايران. به كوشش ايرج افشار، تهران: اساطير، 1368، 2/702.

13.  اعتمادالسلطنه. همان. 3/1954؛ ميرابوالقاسمي. همان. ص114.

14.  پژمان بختياري، حسين. تاريخ پست و تلگراف و تلفن. تهران: انتشارات علمي و فرهنگي بي‌تا، ص419.

15.  محبوبي اردكاني. همان. 2/212؛ يزداني. همان. ص23.

16.  همو. همان. ص 23-24.

کوهیار دوالو


[1]. Tele

[2]. Graphine

[3]. Krziz

[4]. Eastwick

[5]. Simens Halsk

[6]. Hertz

[7]. R. Herve Hover