تلویزیون
تلويزيون، ريشة آن واژة فرانسوي tēlēvision است و از كلمة يوناني tēle به معناي دور و كلمة لاتين "visio" به معناي بينايي گرفته شده است؛ بنابراين، تلويزيون به معناي «ديدن از راه دور» است (1:ج1، ص582). ابزاري ارتباطي كه جنبة خبري، تفريحي، فرهنگي، آموزشي، و تبليغاتي دارد و امتياز مهم آن ارائة مستقيم صحنة حوادث و وقايع است (3: 233، 237).
پيشينة تلويزيون در ايران به 1337 باز ميگردد كه مادة واحدي با چهار تبصره به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و طي آن به دولت اجازه داده شد يك دستگاه فرستندة تلويزيون و كلية لوازم آن را براي نصب و استفاده در تهران وارد كند و تا پنج سال از پرداخت كلية حقوق و عوارض گمركي معاف باشد. (2: 23). بدين ترتيب تلويزيون ايران با سرماية بخش خصوصي (حبيبالله ثابت) در 11 مهر 1337 رسماً كار خود را با پخش برنامههاي روزانه از ساعت 6 الي 10 شب آغاز كرد. پس از پنج سال، تلويزيون ايران به صورت شركت سهامي درآمد، و در 1340 مركز آبادان و فرستندة تقويتي اهواز نيز راهاندازي شد. در ارديبهشت 1343 با همكاري يك گروه فرانسوي طرح تأسيس مركز فرستندة بزرگ تهران، تلويزيون آبادان، فرستندة اهواز، مركز تلويزيون رشت و رلة دزفول به دولت ارائه و مورد تصويب قرار گرفت. در آبان 1345 تلويزيون كار آزمايشي خود را با پخش مراسمي از ورزشگاه امجديه آغاز و در 9 اسفند همان سال تلويزيون ملي ايران به طور رسمي گشايش يافت. به موجب لايحة دولت مبني بر تشكيل سازمان تلويزيون ملي ايران، اين سازمان وابسته به وزارت اطلاعات و طبق اصول بازرگاني اداره ميشد. در 1347، اين سازمان، نخستين مراكز شهرستاني خود را در اروميه و بندر عباس و در سالهاي بعد در فارس، گيلان، مازندران، كرمانشاه، آبادان، اهواز، و تبريز افتتاح كرد. در آبان 1348، تلويزيون ملي ايران به شبكة تلويزيوني جهاني راه يافت و در همان زمان زيربناي شبكة مخابراتي ماكروويو در ايران رو به تكامل گذاشت. پس از بررسيهاي به عمل آمده مشخص شد كه براي رسيدن به هدفهاي دو سازمان ـ راديو* از يك سو و تلويزيون از سوي ديگر ـ و بهرهگيري بيشتر از منابع مادي و نيروي انساني، پيوستن اين دوسازمان به يكديگر ضروري است؛ لذا قانون تشكيل سازمان راديو ـ تلويزيون ملي ايران در تير 1350 به تصويب رسيد. اين سازمان به شيوة غيرمتمركز و به صورت واحدهاي مستقل و در عين حال به هم پيوسته اداره ميشد. (4: 457- 459).
سيماي جمهوري اسلامي ايران. توليد و پخش برنامههاي تلويزيوني در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي رشد چشمگيري داشته است. در 1357 دو شبكة تلويزيوني اول و دوم در تهران فعاليت داشتند و پانزده مركز تلويزيوني نيز در شهرستانها فعال بودند. اكنون چهار شبكة سراسري در كنار يك شبكة استاني (شبكة تهران) مشغول توليد و پخش برنامهاند و در همة مراكز استانها و چند شهرستان مراكز تلويزيوني فعاليت دارند. سيماي جمهوري اسلامي ايران داراي شبكههاي زير است:
1. شبكة اول سيما، با رويكرد عمومي و پاسخگويي به نياز عموم مردم؛ 2. شبكة دوم سيما، با رويكرد علمي ، فرهنگي؛ 3. شبكة سوم سيما، ويژة قشر جوان جامعه با تأكيد بر ورزش؛ 4. شبكة چهارم سيما، ويژة فرهيختگان جامعه؛ 5. شبكة تهران، ويژة شهروندان و مسائل ويژة استان تهران؛ 6. شبكة جام جم، ويژة ايرانيان و فارسي زبانان خارج از كشور؛ 7. شبكة پيام، ويژة اطلاعرساني (4: 464- 465)؛ 8. شبكة سحر، با هدف اطلاعاتي و آموزشي براي مسلمانان خارج از كشور و به زبانهاي عربي ـ كردي ـ آذري ـ انگليسي و بوسنيايي پخش ميشود (4: 472).
مآخذ:
1. «تلويزيون». دايرةالمعارف بزرگ زرين. ج1، ص582- 584.
2. سازگار، ژيلا. كارنامهاي از راديو و تلويزيون ملي ايران تا پايان 2535. تهران: [بينا]، 1356.
3. معتمدنژاد، كاظم. وسايل ارتباط جمعي. تهران: دانشگاه علامه طباطبايي، 1371.
4. نامجو، عباس. گردآورنده. سيماي فرهنگي ايران. ويراستاري علي بهراميان و مجتبي قاسملو، تهران: عيلام، 1378.
کوهیار دوالو