پرش به محتوا

ایران هخامنشی، دین

از ویکی ایران

ایران هخامنشی، دین، با وجود پژوهش‌های گوناگون و تقریباً پیوسته دربارة دین ایرانیان در عصر هخامنشی هنوز محققان در این باره به عقیدة مشتركی دست نیافته‌اند، و این موضوع همچنان پیچیده به نظر می‌رسد. پراكندگی و تنوع منابع دین هخامنشیان باعث شده است كه نتیجه‌گیری‌های متضاد در این باره مطرح شود. مهم‌ترین این منابع عبارت‌اند از: كتیبه‌های پادشاهان هخامنشی، نوشته‌های مورخان یونان باستان، لوح‌های عیلامی تخت جمشید، بعضی از نوشته‌های بابلی، عیلامی و آرامی، و مطالعات باستان‌شناسی.

در بحث از دین هخامنشیان نمی‌توان تصور كنونی از آئین زرتشتی را با آن روزگار تطبیق داد. افزون بر این، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی (550 ق‌م) زمان بسیاری گذشته و در نتیجه، در آن مدت دگرگونی‌های اجتماعی، فرهنگی ودینی مهمی روی داده بود.1

هخامنشیان اهورا مزدا را به عنوان خدای برتر می‌پرستیدند و به وجود ایزدان دیگر نیز اعتقاد داشتند؛ «راستی» را می‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. این نكات تا حدودی می‌تواند گواه بر نظام دینی آن‌ها باشد.2

اما مخالفان زرتشتی بودن هخامنشیان دلایلی چند را اقامه می‌كنند، از جمله این‌كه نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشیان نیامده است؛ در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی از انگره مینیو یا اهریمن یاد نشده است؛ در نوشته‌های هخامنشیان از خدا با واژة «بَگه» [1]یاد شده، در حالی كه در اوستا از لغت «ایزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشیان گورهایی به دست آمده، كه دلیلی بر دفن مردگان، بر خلاف آئین زرتشتی است؛ و تدفین پادشاهان هخامنشی در گوردخمه‌ها و نیز قربانی حیوانی برای آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.

لكن موافقان زرتشتی بودن هخامنشیان می‌گویند نیامدن نام زرتشت در كتیبه‌های هخامنشی دلیل موجهی بر زرتشتی نبودن ایشان نیست، چنان كه در كتیبه‌های ساسانی نیز نام وی ذكر نشده است و این كه در كتیبه‌های هخامنشی معمولاً اصطلاحات دینی زردشتی دیده نمی‌شود، بدین سبب است كه این متون، به طور كلی ماهیت سیاسی دارند. همچنین بعضی اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ایزد ممكن است به دلیل تفاوت‌های گویشی باشد و به علاوه، داریوش در كتیبه‌ای اصل شر را «دروغ» معرفی می‌كند3 كه به بینش خود زرتشت بسیار نزدیك است.

به جز هخامنشیان، ساسانیان نیز ـ كه بی‌شك مزدایی بودند ـ رسم مومیایی كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌های صخره‌ای را داشتند. از این رو، حفظ پیكرهای افراد خانوادة سلطنتی، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهی در مقبره، و یا بر اساس آئینی خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.4

به هر حال، در مورد كورش این شك وجود دارد كه او مزدایی بوده یا نه، زیرا وی در استوانة معروف خود می‌گوید كه برگزیدة مردوك خداست،5 لكن در كاخ كورش آتشگاهی تعبیه شده بود كه برای نیایش در دین زرتشتی به كار می‌آید6 و بویس به این علت و عللی دیگر وی را مزداپرست می‌داند.7

در مورد داریوش اطمینان كامل وجود دارد. داریوش روحاً به اندازة زرتشت یكتاپرست بود؛ او از هیچ خدایی به جز اهورا مزدا یاد نمی‌كند، پیوسته او را می‌خواند، برای خود و خانواده‌اش و كارهایش پشتیبانی او را درخواست می‌نماید و با همان شدت زرتشت از دیوان نفرت دارد. در نوشته‌های آرامگاهی داریوش به نظر می‌رسد كه وی یكی از گاثاها (سروده‌های پیامبر) را نقل كرده است.8 لحن سنگ‌نوشته‌های خشایارشا نیز مشابه با داریوش است و از مزداپرستی او حكایت دارد و نزد اردشیر اول نیز چنین گرایشی را مشاهده می‌كنیم.9

اردشیر دوم در كتیبه‌های مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و میثره و هم از اهورا مزدا و اناهیتا و میثره یاد كرده است،10 لكن به نظر می‌رسد كه وی به ویژه به اناهیتا دلبستگی داشته و تندیس‌های او را در معابدی در شهرهای مختلف بر پا كرده بود11 كه این تا اندازه‌ای دور شدن از تعالیم مزدایی است. در عین حال، در تقویم رسمی ایرانی، كه از اواسط دوران هخامنشی تنظیم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهیم گاثاهایی و اوستایی گرفته شده است.12

دربار هخامنشی هیچ‌گاه قصد رسمیت بخشیدن به دین خاصی را نداشت و تسامح دینی هخامنشیان سبب شده بود كه یك آئین فراگیر و رسمی در قلمرو ایشان به وجود نیاید.13 احتمالاً برای تمام روزگار هخامنشیان (550-330 ق‌م) نمی‌توان از دین واحدی نام برد و لااقل، به نظر نمی‌رسد كه تمام شاهان هخامنشی آئینی با عناصر گاثاهایی را ستایش كرده باشند. شاید هخامنشیان در اعتقاد به آئین زرتشتی، راه و روش ویژه‌ای داشته‌اند.14 با این حال، به احتمال قوی تا پایان فرمانروایی هخامنشیان، دین مزدایی در ولایات شاهنشاهی ایشان گسترش یافته بود.15


مآخذ:

1-          نك: فرای، ریچارد. تاریخ باستانی ایران. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1380، ص 197؛ نیولی، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمة سید منصور سید سجادی، تهران: آگاه، 1381، ص 280.

2-          فرای. همانجا.

3-     Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 154.

4-     Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.

5-     Williams Jackson. Ibid. P. 156.

6-     Boyce. Ibid. Vol. II, PP. 52-53.

7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.

8-          اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمة محمد مقدم، تهران: امیركبیر، 1357، ص 265، 648؛

Olmstead, A. T. History of the Persian Empire. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.

Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP. 684ff.

9-     Schwartz. Ibid. PP. 689, 692.

10-  Ibid. P. 694.

11-        اومستد. ص 649؛ Olmstead. Ibid. P. 471 .

12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.

13-        فرای. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشیان»، ترجمة سلما قوامی شهیدی، ارج‌نامة شهریاری. تهران: 1380، ص 387.

14-        موله، ماریان. ایران باستان. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گیمن، ژاك. زرتشت و جهان غرب. ترجمة مسعود رجب‌نیا، تهران: مروارید، 1363، ص 100.

15-        بویس، مری. زردشتیان. ترجمة عسكر بهرامی، تهران: 1381، ص 105؛

Boyce, M. Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 76.


[1]. baga