کتابخانه های ایران
ایران، کتابخانهها، سیر تحول کتابخانهها را در ایران میتوان به سه دورة مجزا تقسیم کرد: 1) پیش از اسلام؛ 2) پس از اسلام تا 1300ش؛ 3) از 1300ش تا کنون.
1. پیش از اسلام. دربارة عشق و علاقة پادشاهان باستانی ایران در حفظ و صیانت از دانش، کتاب، و کتابخانه مطالب بسیاری نقل شده است. بلخی از قول فردی مطلع و مطمئن میگوید که در 250ق/ ؟م قسمتی از دژ «سارویه جی» اصفهان خراب شد. گمان نمیرفت که در آنجا اتاق و جای سکونتی باشد، لکن انباری پدیدار شد که در آن کتابهای بسیار به دست آمد که کسی به خواندن آنها آشنا نبود. به گفتة بلخی، وی مجلداتی از این کتابها را دیده بود و ابنعمید (د 360ق/ ؟م) نیز آنها را برای ترجمه به بیتالحکمة* بغداد فرستاد که یکی از مترجمان آنجا یوحنّای مسیحی بود.1 به نوشتة مورخان مسلمان، هنگامی که زردشت ظهور کرد، کتاب زند (اوستا) خود را که به نوشتة مسعودی (د 345ق / ؟م) بر روی 18000 پوست گاو با آب طلا و یا به گفتة ابنبلخی (قرن 6ق/ ؟م) و ابناثیر (555-630ق/ ؟م) بر 12000 پوست گاو با آب طلا نوشته شده بود، به گشتاسب تقدیم کرد و او آن را پذیرفت و به شهر استخر در فارس
ـ که محل نگهداری دیوانهای دولتی بود ـ فرستاد تا در کوه تفشت (نقشت)، که از سنگ خارا بود و نقوشی بر آن نقر شده بود، محافظت شود.2 نقل شده است که کی (شاه) ضحاک در زمینهای سواد [= عراق عرب] شهری بنا کرد و نام آن را از مشتری درآورد و آن را جایگاه علم و علما قرار داد و دوازده کاخ به شمارة برجهای آسمانی در آن ساخت و هر کاخی را به نام یکی از برجهای آسمانی نامید و برای کتابهای علمی در آنها خزینههایی بساخت و دانشمندان را در آن کاخها جاي داد... .3 اطلاعات اندکی از وجود کتابخانه در دورة هخامنشی (599- 321قم) در دست است. از کتابخانههای معروف دورة هخامنشی که نام آنها در منابع تاریخی آمده میتوان از کتابخانة «دژنبشت» یا «گنجنبشت» در تخت جمشید، «گنج شیپيکان» در آذربایجان، و «اگرده» در هگمتانه (همدان) نام برد که کتابها و اسناد و دفاتر شاهی در آنجا نگهداری میشده است.4 در اواخر 1312ش در حین کاوش در گوشة شمال شرقی تخت جمشید به اتاقهایی برخوردند که درون آن بیش از 000/30 لوح گلی به خط عیلامی وجود داشت. چهار سال بعد حدود 750 لوح گلی دیگر در ساختمانهای معروف به خزانة تخت جمشید کشف شد. این الواح در حکم اسناد بنا بود و محل آن به منزلة آرشیو اختصاصی تخت جمشید محسوب میشده است.5 پس از اینکه اسکندر مقدونی سپاه داریوش سوم هخامنشی (336-330قم) را در هم شکست و به استخر وارد شد و تخت جمشید را به آتش کشید، میراث معنوی و فرهنگی هخامنشیان نیز به کلی آسیب دید. در دورة اشکانیان نیز فرهنگ یونانی مورد توجه شاهزادگان و نجبای ایرانی و نشانة تربیت عالی عصر بود،6 اما تلاشهایی نیز در این دوره برای احیای فرهنگ پارسی صورت گرفت که از جملة آنها جمعآوری اوستا توسط ولاش، پادشاه اشکانی، بود. در شهر نسا (در شمال غربي عشقآباد تركمنستان) بايگاني عظيمي مربوط به دورة اشكاني كشف شد كه مقدار كمي از آنها خوانده شده است. به نظر برخي محققان، ساسانيان كه پس از اشكانيان به قدرت رسيدند، در طي چند صد سال، آثار مكتوب و هنري اشكانيان را از ميان بردند يا به خويش منسوب كردند تا خود را زنده كنندة فرهنگ و مذهب زردشتي قلمداد كنند و لذا اطلاعات بسيار ناچيزي از اين دوره در دست است.7 در زمان ساسانيان 82 كتاب يا رساله راجع به امور مذهبي و 9 كتاب در موضوعهاي ديگر به زبان پهلوي تأليف شد، كه تا قرن اول هجري موجود بوده است و حدود 70 عنوان كتاب در موضوعهاي مختلف از زبان پهلوي به عربي ترجمه شد. وجود اين تعداد كتابهاي فارسي (پهلوي)، مؤيد آن است كه حتماً كتابخانة مخصوصي براي آنها موجود بوده است.8 به گفتة ابنخلدون (732- 808ق / ؟م) در جريان انتقال دانشهاي ملل ديگر به مسلمانان، دانش ايرانيان در دسترس آنان قرار نگرفته است، زيرا به اعتقاد وي، خليفة دوم هنگام فتح ايران، دستور داد تا كتابخانههاي ايران را بسوزانند.9
2. پس از اسلام تا 1300ش. مسجد، نخستين نهاد اسلامي بود كه در شهرها و منطقههايي كه ساكنان آنها به اسلام ميگرويدند، ايجاد شد و مركز اجتماعات ديني، سياسي، اجتماعي، و فرهنگي مسلمانان به شمار ميرفت. مساجد در قرون نخستين اسلامي، كاركرد آموزشي داشت و كتابخانههايي نيز براي استفادة عموم، به ويژه طلاب و مدرّسان، در مساجد تأسيس گرديد.10
در شهرهاي ايران، مسجد جامع (جمعه) اغلب داراي كتابخانهاي عظيم و قابل توجه بوده كه مورد استفادة همگان قرار داشت و كتابخانة عمومي به شمار ميرفت.11 به طور مثال، مسجد جامع عتيق شيراز، از كهنترين مساجد جامع كشور است كه بناي آن به عمروليث صفاري (265-287ق / ؟م) منسوب است. جالبترين قسمت آن ساختماني است به نام «خداخانه» يا «بيتالمصاحف» كه در وسط صحن مسجد قرار دارد و كتابخانهاي بوده كه علاوه بر قرآن، كتابهاي ديگر هم در آن نگاهداري ميشده است.12
مسجد جامع عتيق يا مسجد جامع كبير اصفهان نيز در 309ق / ؟م در زمان خلافت مقتدر عباسي گسترش يافت و «....چهار خانقاه [شد] به چهار حدّ و هر حدّ رواقي داشت..... و برابر رواق، كتابخانه و حجرات و مخزنهاي كتب به همت استاد ابوالعباس ضُبّي [د 399ق / ؟م] احداث شد. در آن كتابخانه، از كتب معتبرة نفيسه و مجلداتي از غرايب حديث و اسرار تفسير و نحو و لغت و اشعار منتخب و سنن انبيا و خلفا و سير ملوك و علما، و از علوم پيشينيان، منطق و رياضي و طبيعي و الهي گذارده بودند».13 در يزد نيز «مسجد قديم» يا «مسجد عتيق» كتابخانهاي زيبا داشته كه تا حدود قرن نهم هجري مورد استفادة اهل علم بود.14 پس از حملة مغول به ايران در 616ق بسياري از مساجد و مدارس از بين رفت و كتابخانههاي آنها، كه اغلب در خراسان و ماوراءالنهر قرار داشتند، در آتش سوخت و نابود شد.15 مسجد يا ارك عليشاه در تبريز، مسجد سلطانيه (زنجان)، مسجد جامع «گوهرشاد» (در مشهد) نيز از مساجد معروفي بودهاند كه داراي كتابخانههاي معتبر بودهاند. در قرن نهم هجري آستان قدس* داراي كتابخانه بوده است، همچنين آستانة حضرت احمد بن موسي(ع)، معروف به شاه چراغ در شيراز، آستانة حضرت عبدالعظيم(ع) در شهر ري و آستانة حضرت معصومه(س) در شهر قم نيز داراي كتابخانه بوده است.
پس از حملة مغول تا قرن چهاردهم، ظاهراً كتابخانههاي مساجد اهميت و رونق گذشتة خود را از دست دادند. اما توجه، احترام، و قداست خاص بقاع متبركه نزد مردم ايران و حمايت مادي و معنوي آنان و بعضي از شاهان و اميران و بسياري از بزرگان و نيكوكاران از بقاع، سبب گرديد كه به تدريج اغلب موقوفات، هدايا، و نذورات مردم به اين اماكن اختصاص يابد. بخشي از اين هدايا و موقوفات، كتابهاي نفيس و ارزشمندي بود كه به كتابخانههاي بقعهها يا مزارات داده ميشد يا وقف ميگرديد.16 در ميان بقعههاي متعلق به عارفان و عالمان، بقعة شيخ صفيالدين اردبيلي در شهر اردبيل از اهميت بيشتري برخوردار است. خانقاهها، نوع ديگري از اماكن مذهبي بودند كه داراي كتابخانه بودند و غالباً موضوع آنها مربوط به تصوف و عرفان بود و مورد استفادة صوفيه و ديگر علاقهمندان قرار داشت.17 به طور مثال، كتابخانة خانقاه احمد بن فرات رازي از كتابخانههاي معتبر اصفهان از قرن سوم به بعد بوده است كه به مدت هزار سال پابرجا بود18 و يا كتابخانة خانقاه شيخ صفيالدين اردبيلي در قرن هشتم، كه تا نيمة اول قرن سيزدهم پابرجا بود.19 در منابع ايراني، مدرسه و مسجد را نيز گاه يكي دانستهاند. مدرسه، به عنوان نهادي مستقل، نخست در قرن سوم هجري تأسيس شد؛20 و كتابخانه، به عنوان بخشي از تشكيلات و سازمان آن، در خدمت مدرسان و دانشجويان علوم ديني قرار داشت. به طور مثال، نظامية نيشابور در قرن پنجم و ششم هجري، كتابخانهاي بسيار بزرگ و با عظمت داشت و ابوالقاسم انصاري نيشابوري (511 يا 512ق / ؟م) به سبب زهد و ديانتي كه داشت به سمت كتابدار آن انتخاب گرديد.21 علاوه بر كتابخانههاي مساجد و مدارس ديني كه بيشتر جنبة عمومي داشته است كتابخانههاي ديگري به صورت مجموعههاي مشخصي، كتابخانههاي پادشاهان، اميران، وزيران، و دولتمردان و نيز كتابخانههاي اختصاصي موجود بوده است. به طور مثال، بزرگترين كتابخانة آلبويه متعلق به عضدالدولة ديلمي (338-372ق / ؟م) در شيراز بوده است22 و يا كتابخانة بايسنقر ميرزا، از كتابخانههاي بسيار نفيسي بود كه در طول تاريخ ايران به وجود آمد و در هيچ دورهاي به اندازة زمان او نسخههاي نفيس و زيبا نوشته و تذهيب و تصوير نشده است، به طوري كه در اغلب كتابخانههاي بزرگ و معتبر جهان، نسخهاي از كتابخانة او را ميتوان يافت.23 كتابخانههاي شخصي پادشاهان و اميران مسلمان گرچه غالباً از سر رقابت با يكديگر تأسيس شد و براي صاحبان آنها جنبة تجمل داشت، براي عالمان و دانشمندان يك «ضرورت» بود؛ زيرا اشتغال اصلي آنان مطالعه، تحقيق، و تعليم و تدريس بود و از اين رو، مراجعة مداوم به كتاب، اجتنابناپذير مينمود. از آن گذشته، تأليف و تصنيف در انحصار آنان بود و گاه آثار مكتوب ايشان، خود به تنهايي، كتابخانهاي قابل توجه در بسياري از رشتههاي علمي به شمار ميرفت. عالمان و دانشمندان ايراني نيز از آغاز قرن سوم به بعد، داراي مجموعهها و كتابخانههاي شخصي قابل توجه و معتبري بودهاند. به طور مثال، فضل بن سهل سرخسي (د 202ق / ؟م)، معروف به ذوالرياستين، وزير مأمون عباسي، كتابخانهاي از كتابهاي علوم اوايل و نجوم به زبان پهلوي فراهم آورده بود؛ و يا ابونصر محمد فارابي (د 339ق / ؟م)، كتابخانهاي شخصي داشته است.24 كهنترين كتابخانة اختصاصي ايران نيز كتابخانة قلعة الموت (كتابخانة سيّدنا) است كه پس از فتح قلعه در 483ق / ؟م، توسط حسن صبّاح (د 518ق / ؟م)، رئيس فرقة اسماعيليه، در آنجا بنا گرديد.25 كتابخانة رصدخانة مراغه، كه در 669 تا 672ق / ؟م توسط خواجه نصيرالدين طوسي بنا گرديد، بخشي از تشكيلات رصدخانة مراغه بود كه به دستور هولاكوخان مغول و به همت خواجه در مراغه تأسيس گرديد. اين كتابخانه تا 736ق / ؟م داير بوده است.26 كتابخانة ربع رشيدي كه سي سال پس از كتابخانة رصدخانة مراغه و به همت خواجه رشيدالدين فضلالله همداني (648-718ق/ ؟م) تأسيس شد، بخشي از تشكيلات عظيم ربع رشيدي بود كه در 699ق / ؟م در شمال شرقي تبريز و در دامنة وليان كوه يا كوه سرخاب ايجاد گرديد.27
3. كتابخانه از 1300ش تا كنون. تاريخ ايران در اين دوره مقارن با كودتاي رضاخان پهلوي در اسفند 1299ش است. در دورة پهلويها (1304-1357ش)، به جز چند سال پس از جنگ جهاني دوم، كشور در مجموع در امنيت بود. در دورة رضاشاه (1304-1320ش) اصلاحات و نوسازيهايي در زمينههاي اقتصادي، اجتماعي، نظامي، و فرهنگي صورت گرفت و كتابخانههاي جديدي علاوه بر كتابخانههاي سنتي ايجاد شد. اين كتابخانهها را ميتوان به انواع زير تقسيم كرد:
كتابخانة ملي.* اين كتابخانه رسماً در 1316ش تأسيس شد و از آن سال تا پيروزي انقلاب اسلامي در 1357ش به عنوان يكي از ادارات كل وزارت فرهنگ و هنر و پس از انقلاب تا 1369ش به منزلة يكي از ادارات كل وزارت فرهنگ و آموزش عالي فعاليت ميكرد.
كتابخانههاي آموزشگاهي. نخستين كتابخانة آموزشگاهي كشور، كتابخانة مدرسة لقمانيه بود كه در 1317ق / ؟م افتتاح گرديد. پس از مشروطيت، تشكيل كتابخانه و مجموعههاي علمي و تاريخي در مدارس، از جملة وظايف ادارة معارف گرديد.28 از آن پس، كتابخانههايي در مدارس تبريز، تهران، و ديگر شهرها ايجاد گرديد و بر تعداد آنها افزوده شد. از 1341ش، ادارة نگارش وزارت آموزش و پرورش اقدام به خريد كتابهاي مناسب نوجوانان كرد و براي كتابخانهها ارسال ميداشت.29 تا 1344ش، وزارت آموزش و پرورش تعداد 93 واحد كتابخانه و قرائتخانه در سطح مدارس سراسر كشور تأسيس كرد كه اين تعداد تا پايان نيمة اول 1378ش، به حدود 19392 واحد رسيد.30
كتابخانههاي عمومي. در 1300ش محمد علي تربيت نخستين كتابخانة عمومي استان آذربايجان و كشور را در يكي از اتاقهاي ادارة معارف آذربايجان تأسيس كرد. اين كتابخانه در سالهاي نخست، «كتابخانه و قرائتخانة عمومي معارف» خوانده ميشد، اما بعدها به «كتابخانه و قرائتخانة دولتي تربيت» تغيير نام داد.31 نخستين كتابخانة جديد تهران نيز در 1305ش توسط كفيل بلديه (شهرداري) تهران در ساختمان بلديه تأسيس شد، اما مدتي بعد به علت بيبرنامگي و عدم حمايت شهرداري، تعطيل شد و كتابهاي آن پراكنده گرديد. در 16 مهر 1340ش كتابخانة عمومي پارك شهر تهران با گنجايش 250000 جلد كتاب به عنوان نخستين كتابخانة عمومي اين شهر گشايش يافت. در آبان 1342ش، «اساسنامة سازمان كتابخانههاي عمومي شهرداري تهران» به تصويب وزارت كشور رسيد. اين سازمان رسماً در آذر 1343ش آغاز به كار كرد.32 در دي 1344ش، «قانون تأسيس كتابخانههاي عمومي» از تصويب مجلسين گذشت و ادارة اين كتابخانهها به «ادارة كل كتابخانههاي وزارت فرهنگ و هنر» واگذار گرديد و پس از انحلال ادارة كل در 1353ش، «دبيرخانة هيئت امناي كتابخانههاي عمومي كشور» مسئوليت آن را بر عهده گرفت.33 پس از انقلاب اسلامي، نهادهاي متعددي مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، شهرداريها، هلالاحمر، و آستان قدس رضوي، كتابخانههاي عمومي فراواني در سراسر كشور ايجاد كردند. علاوه بر اينها، افراد خيّر نيز طي اين سالها، كتابخانههاي عمومي قابل توجهي تأسيس كردهاند.
كتابخانههاي دانشگاهي. نخستين كتابخانة دانشگاهي كشور، در 1313ش در دانشكدة ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران گشايش يافت.34 پس از آن، كتابخانههاي ديگري در ساير دانشكدههاي اين دانشگاه و دانشگاههاي ديگر كشور تأسيس شد. از بزرگترين و مهمترين كتابخانههاي دانشگاهي ايران ميتوان از كتابخانة مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، كتابخانة مركزي دانشگاه صنعتي شريف، كتابخانة مركزي دانشگاه علوم پزشكي ايران، كتابخانة مركزي دانشگاه اصفهان، كتابخانة مركزي دانشگاه علم و صنعت، كتابخانة مركزي دانشگاه علوم پزشكي تهران، كتابخانة مركزي دانشگاه شهيد بهشتي، و كتابخانة مركزي دانشگاه شيراز نام برد.35
كتابخانههاي تخصصي. نخستين كتابخانة تخصصي جديد ايران، كتابخانة انستيتو پاستور ايران بود كه در 1298ش تأسيس شد. كتابخانة مجلس شوراي اسلامي* (مجلس شوراي ملي سابق) نيز رسماً در 1304ش بنا گرديد.36 از آن پس، كتابخانههاي بزرگ و معتبر ديگري در تهران و مراكز استانها و سپس شهرستانها داير شد. از 1340ش به بعد، بر تعداد اين كتابخانهها افزوده شد و پس از انقلاب اسلامي رشد چشمگيري يافت. از جملة اين كتابخانهها ميتوان از: كتابخانة مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، كتابخانة فرهنگستان زبان و ادب فارسي، كتابخانة بانك مركزي، كتابخانه و مركز اطلاعرساني سازمان انرژي اتمي ايران، كتابخانة منطقهاي علوم و تكنولوژي شيراز، و ... نام برد.37
كتابخانههاي مدارس ديني. به سبب محدوديتهاي فراواني كه در طول حكومت رضاخان بر حوزههاي علميه و مدارس ديني وارد شد، تعداد مدارس، مدرسان، و طلاب علوم ديني به نحو چشمگيري كاهش يافت.38 بعضي از مدارس ديني معروف و معتبر نيز تعطيل گرديد و برخي ديگر به مدارس جديد و ادارات دولتي تبديل شد و كتابخانههاي آنها نيز دستخوش بيتوجهي، سرقت، و غارت گرديد، كه از جملة آنها مدارس فاضليه، ميرزا جعفر، و نواب در مشهد بود.39 پس از خروج رضاخان از كشور در 1320ش، آزاديهاي سياسي و ديني فراواني در كشور پديد آمد. آيتالله بروجردي با احراز مرجعيت مطلق شيعيان در 1326ش، توجه ويژهاي به تأسيس مدارس ديني و پرورش طلاب مبذول داشت.40 از كتابخانههاي معروف و معتبر اين دوره ميتوان از كتابخانههاي مدارس مروي، سپهسالار، و چهلستون در تهران؛ مدارس نواب و فاضليه در مشهد؛ مدرسة حجتيه در قم؛ مدرسة آخوند ملاعلي در همدان؛ و دارالعلم آيتالله بهبهاني در اهواز نام برد. پس از انقلاب اسلامي، مدارس ديني متعددي در بسياري از شهرهاي سراسر كشور، به ويژه قم، تأسيس شد كه بسياري از آنها كتابخانههاي بزرگ و معتبري دارند كه از جمله ميتوان به كتابخانة مدرسة آيتاللهالعظمي گلپايگاني، كتابخانة دفتر تبليغات اسلامي، كتابخانة مدرسة امام جعفر صادق(ع)، كتابخانة دانشگاه مفيد، و ... اشاره كرد.
كتابخانههاي مساجد و اماكن مذهبي. محدوديتهاي مذهبي در دورة رضاخان مانع رونق و گسترش مساجد و كتابخانههاي وابسته به آنها گرديد. پس از 1320ش و آزادي انجام فرايض مذهبي، مساجد و اماكن مذهبي متعددي در كشور ساخته شد كه بعضي از آنها، داراي كتابخانههاي معتبر و با اهميتي بودند. كتابخانة مسجد اعظم قم كه در فروردين 1340ش افتتاح شد از بزرگترين كتابخانههاي مساجد ايران است همچنين ميتوان از كتابخانههاي مسجد گوهرشاد، و مسجدالرضا در مشهد؛ كتابخانة وزيري در مسجد جامع يزد؛ كتابخانة مسجد جامع كرمان؛ كتابخانة حسينية ارشاد در تهران؛ و كتابخانة مسجد صادقيه در رشت نام برد.41 پس از انقلاب اسلامي كه مساجد نقش فعالي در حيات سياسي و فرهنگي كشور ايفا ميكردند، كتابخانههاي قابل توجهي در بسياري از مساجد كشور تشكيل شد كه با استقبال فراوان مردم به ويژه جوانان روبه رو گرديد. با گذشت زمان و تأسيس و گسترش كتابخانههاي آموزشي و عمومي، اين حركت به كندي گراييد. در 1366ش، به منظور اداره و سازماندهي كتابخانههاي مساجد، «دفتر امور مساجد» در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تأسيس شد.
تلخيص از داكا
مآخذ:
1. ابننديم، محمد بن اسحق. كتاب الفهرست. ترجمه و تحقيق محمدرضا تجدد، تهران: اميركبير، 1366.
2. ابنبلخي. فارسنامة ابنبلخي. توضيح و تحشيه از منصور رستگار فسايي، شيراز: بنياد فارسشناسي، 1374، ص 50، 146-147؛ پيرنيا، حسن. تاريخ ايران باستان. تهران: دنياي كتاب، 1362، ج 2، 1516-1517.
3. ابننديم، محمد بن اسحق. كتاب الفهرست. ترجمه و تحقيق محمدرضا تجدد، تهران: اميركبير، 1366.
4. همايونفرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1345، ج 1، ص 19-20.
5. بهروزي، علينقي. تاريخچة كتابخانهها و مطبوعات و چاپخانههاي فارس. شيراز: انجمن كتابخانههاي عمومي شيراز، 1346، ص10-11؛ همايونفرخ، ركنالدين. تاريخچة كتابخانههاي ايران و كتابخانههاي عمومي. تهران: شهرداري تهران، سازمان كتابخانههاي عمومي، 1344، ص 11؛
Ebrami, Hooshang. "Irans Libraries", Encyclopedia of Library and Information Science. XIII, P. 23.
6. زرينكوب، عبدالحسين. تاريخ مردم ايران: ايران قبل از اسلام. تهران: اميركبير، 1364، ص392؛ راوندي، مرتضي. تاريخ اجتماعي ايران. تهران: اميركبير، 1357، ج 1، ص 566.
7. همايونفرخ. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران. همان. ص21و 23و 26؛ بهروزي. همان. ص 424، 500؛ راوندي. همان. ج 1، ص 746-747.
8. «كتابخانههاي ايران پيش از اسلام»، دايرةالمعارف اسلاميه. ج8، ص149.
9. ابنخلدون، عبدالرحمان بن محمد. مقدمة ابن خلدون. ترجمة محمد پروين گنابادي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1352، ج1، ص70.
10. انصاري، نوشآفرين. «كتاب و اجتماع» كتاب و كتابداري. تهران: توس، 1354، ص9-10؛ سباعي، محمدمكي. نقش كتابخانههاي مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامي. ترجمه علي شكويي، تهران: سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1373، ص 4-8.
11. بهروزي، همان. ص 35؛ سباعي. همان. ص 186-187؛ كريميانسردشتي، نادر. تاريخ كتابخانههاي مساجد ايران. تهران: مجلس شوراي اسلامي، 1378، ص 21.
12. بهروزي. همانجا؛ فرصتشيرازي، محمدنصير. آثار عجم. تهران: بامداد، 1362، ص 435-436؛ كريمانسردشتي. همان. ص 111-112.
13. جابري انصاري، محمدحسن. تاريخ اصفهان. به كوشش جمشيد مظاهري، اصفهان: مشعل، 1368، ص110-111.
14. صفا، ذبيحالله. آموزش و دانش در ايران. تهران: نوين، 1362، ص8.
15. كريميان سردشتي. همان. ص94-98.
16. ارحج، اكرم. «بقعه»، دانشنامة جهان اسلام. ج2، ص623-626.
17. كريميان سردشتي، همان. ص15؛ كياني، محسن. تاريخ خانقاه در ايران. تهران: طهوري، 1369، ص 382.
18. همايونفرخ، ركنالدين. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران: تاريخچة كتابخانههاي ايران از صدر اسلام تا عصر كنوني. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1374، ص41.
19. كيانفر، جمشيد. «تاراج يا امانت! سرگذشت ذخاير كتابخانة شيخ صفي»، نشر دانش. س سيزدهم، ش 6 (مهر و آبان 1373)، ص24-26.
20. غنيمه، محمد عبدالرحيم. تاريخ دانشگاههاي بزرگ اسلامي. ترجمة نورالله كسايي، تهران: يزدان، 1364، ص106.
21. كسايي، نورالله. مدارس نظاميه و تأثيرات علمي و اجتماعي آن. تهران: اميركبير، 1374، ص95، 99، 101.
22. سجادي، صادق. «آلبويه». دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. ج1، ص644.
23. اميرخاني، غلامرضا. كتاب و كتابخانه در عصر تيموري (پاياننامة كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاعرساني)، تهران: دانشكدة روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه تهران، 1378، 106-107؛ همايونفرخ. همان. ص 108.
24. همو. همان. ص15، 48.
25. كيمنش، عباس. «كتابخانههاي ايران در ادوار نخستين و ميانة تمدن اسلامي»، نامة شهيدي. به كوشش علياصغر محمدخاني و حسن انوشه، تهران: طرح نو، 1374، 787-788.
26. اقبال آشتياني، عباس. تاريخ مغول. تهران: اميركبير، 1347، ص191؛ دولتآبادي، عزيز. كتابخانههاي آذربايجان. تبريز: آموزش و پرورش آذربايجان شرقي، ادارة كل، 1350، ص4-5.
27. بروشكي، محمد مهدي. بررسي روش اداري و آموزشي ربع رشيدي. مشهد: آستان قدس رضوي، مؤسسة چاپ و انتشارات، 1365، ص79.
28. قاسمي پويا، اقبال. مدارس جديد در دورة قاجاريه: بانيان و پيشروان. تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1377، ص251.
29. افشار، ايرج. كتابخانههاي ايران و مقدمهاي دربارة كتابخانههاي قديم. تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1344، ص17 و 24.
30. همايونفرخ، ركنالدين. تاريخچة كتابخانههاي ايران و كتابخانههاي عمومي. تهران: شهرداري تهران، سازمان كتابخانههاي عمومي، 1344، ص106-108. «تعداد كل كتابخانهها و كتاب در سطح مدارس كشور»، گزارش ش 8. تهران: وزارت آموزش و پرورش، 1378 (پلي كپي).
31. دولتآبادي، عزيز. كتابخانههاي آذربايجان. تبريز: آموزش و پرورش آذربايجان شرقي، 1350، ص23.
32. همايونفرخ. همان. ص 118، 128، 172-175.
33. آموزگار، سيروس. كتاب و كتابخانه در دوران پنجاه سال شاهنشاهي پهلوي. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1355، ص195-199.
34. تعاوني، شيرين (خالقي)؛ عزيزي، ايراندخت. راهنماي مراكز اسناد و كتابخانههاي تخصصي، اختصاصي و دانشگاهي. تهران: كتابخانة ملي جمهوري اسلامي ايران، 1370، ص58.
35. مزيناني، علي. كتابخانه و كتابداري. تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1379، ص189-190.
36. تعاوني؛ عزيزي. همان. ص 12؛ تاريخچة كتابخانة مجلس؛ اولين كتابخانة رسمي كشور. تهران: مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه، موزه و مركز اسناد، 1374، ص5.
37. مزيناني. همان. 197.
38. ايوانف، ميخائيل سرگي يويچ. تاريخ ايران نوين. ترجمة هوشنگ تيزابي و حسن قائمپناه، بيجا: بينا، 1356، ص 87.
39. همايونفرخ. كتاب و كتابخانههاي شاهنشاهي ايران: تاريخچة كتابخانههاي ايران از صدر اسلام تا عصر كنوني. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، 1374، ص 142-144؛ مديرشانهچي، كاظم. «نفايس مخطوطات كتابخانة مدرسة نواب»، كتاب و كتابخانه در اسلام. مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1374، ص174-179.
40. دواني، علي. زندگاني زعيم بزرگ عالم تشيع، آيتالله بروجردي. تهران: مطهّر، 1371، ص225- 236.
41. كريميان سردشتي، نادر. تاريخ كتابخانههاي مساجد ايران. تهران: مجلس شوراي اسلامي، كتابخانه، 1378، ص159-167.
محمد حسن رجبی
تلخیص نرگس نشاط