پرش به محتوا

چادر

از ویکی ایران

چادر، بالاپوش زنانه ، بي آستين، گشاد، محيط بر سر و تمام بدن.

چادر در ايران پيش از اسلام: مدارك باستانشناختي و متون ادبي برگرفته از داستانهاي كهن ايراني نشان مي دهند كه حجاب تا حدي در بين زنان ايراني پيش از اسلام وجود داشته است. پارچه عصر هخامنشي(559-330 قبل از ميلاد) يافته شده از دره پازيريك سيبري زناني را نشان مي دهد كه پوششي از نوك سرشان آويزان است. زنان خاندان سلطنتي دوره پارت و اشكاني(250 قبل از ميلاد تا حدود 220 ميلادي) در كالسكه هاي پرده دار حمل مي شده اند كه نمونه آن ويس در داستان ويس و رامين عصر پارت است كه نه تنها در پشت پرده نشسته بلكه نقابي نيز به صورت دارد.  در متون پهلوي نيز از چادر همراه با سربند و واشمگ به عنوان  سربند زنان زردشتي  ياد شده است. چادر از سر برداشتن شيرين (چهره اي كه تا آن لحظه توسط ديگران رؤيت نشدة بود)، همسر خسرو پرويز (596-628ميلادي) در مقابل ناپسري اش شيرويه (قباد دوم، 628ميلادي، 6 ماه) نيز بيان كننده وجود نهاد حجاب و حضور نماد چادر زن در دربار ايراني دوره ساسانيان (حدود 226 ميلادي تا حدود 652 ميلادي ) است. زنان غير درباري در هنر ساساني اغلب در نقش رامشگران، كه اغلب روسريهاي بلنديا پوششي از پارچه پشت نما بر سر دارند، به تصوير كشيده شده اند.  

/اصغر كريمي/

تلخيص از مقاله:

بيژن غيبي، «چادر در منابع ادبي كهن»، در : پوشاك در ايران زمين، از سري مقالات دانشنامه ايرانيكا، ترجمه پيمان متين با مقدمه علي بلوكباشي، امير كبير، تهران 1382. صص 421-422

 

چادر در ايران اسلامي: اين تن پوش در ايران اسلامي نماد بارز و تمام عيار نهاد حجاب اسلامي است. وجوب پوشيدن چادر براي زنان مسلمان اساسا برخواسته از آيه 31 ( و بگو مر زنان با ايمان را كه فرو گيرند ديده هاشان را و نگاهدارند عورتهاشان را و ظاهر نسازند پيرايه خود را مگر به آنچه آشكار آمد از آن و بايد كه فرو گذارند مقنعه هاشان را بر گريبانهاشان و ظاهر نسازند پيرايه خود را مگر براي شوهرهاشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان ياپسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنانشان يا آنچه را مالك باشند يمين هاشان يا پيروان غير صاحبان حاجت از مردان يا كودكان كه اطلاع نيافته اند بر عورتهاي زنان و نبايد كه بزنند به پاهاشان تا آنچه دانسته شود آنچه پنهان مي دارند از پيرايه شان  و بازگشت كنيد به سوي خدا  همه اي مؤمنان باشد كه شما رستگار شويد) از سوره نور(سوره 24)،  و آيه 59 ( اي پيغمبر بگو مر جفت هايت را و دخترانت را  و زنان مؤمنان را كه فرو پوشند بر خود از چادرهاشان آن نزديكتر است  به آن كه شناخته شوند پس رنجانده نشوند  و باشد خدا آمرزنده مهربان) از سوره احزابٍ(سوره 33) [1] است.

بسياري از مسافران خارجي كه در مقاطع مختلف زماني و تحت عناوين گوناگون به ايران سفر كرده و سفرنامه هايي نوشته اند، از مشاهده اين نوع پوشش زنانه شگفت زده شده و شرح و تفسيرهايي درباره آن نوشته اند.

در زمان قاجار، چادر كه تن پوشي يكپارچه و كاملا پوشاننده بود به جامه متحدالشكل زنان ايراني در خارج از خانه تبديل شد در حالي كه  ساير قطعات پوشاك سنتي زنانه ، چون آرخالق و چاقچور به تدريج تحت نفوذ سبكهاي اروپايي كه از سوي دربار رواج  داده مي شد ، كنار نهاده شدند. چادر در قرن 13 قمري بيشتر از پارچه  ساتن يا پشمي به رنگ آبي نيلي دوخته مي شد.

چادر به عنوان پوشش متعارف زنان در خارج از خانه متداول بود تا اين كه در 17 دي 1315 حركت آميخته با فشار «كشف حجاب» رضاشاه شروع شد. عده اي آن را با ميل و تعدادي با اكراه و به اجبار پذيرفتند ولي عدة زيادي از زنان به انزواي درون خانه كشانده شدند. اين عمل دغدغه خاطر زعماي مذهبي را به عنوان تجاوز به عفت عمومي فراهم كرد و زمينه اعتراضات گسترده اي شد. پس از بر كناري رضا شاه در 1320 شمسي، بسياري از زنان پوشيدن چادر را از سر گرفتند.

در دهه هاي 1340 و 1350 شمسي كه فعل و انفعالات اسلامي اوج ميگرفت ، چادر و معيارهاي اسلامي پوشاك به عنوان حافظ شرف و عفت زنان و اصالت فرهنگي اجتماع مورد ستايش قرار گرفت. تعداد زيادي از زنان ايراني به منظور طرد همه جانبه هنجارهاي غربي، چادر به سر كردند. در 1357 شمسي جمعيت عظيمي از زنان چادري در تمام تظاهرات گسترده انقلاب اسلامي شركت جستند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بيانيه اسفندماه 1358 در باب رعايت معيارهاي اسلامي توسط زنان، بر وجوب پوشش اسلامي تأييد و تأكيد كرد.

زنان طبقات متوسط معمولا از دو نوع چادر استفاده مي كنند، يكي براي بيرون از منزل  كه معمولا تيره رنگ و اغلب از جنس كرپ چيني( كرپ دو شين) است و ديگري چادرنماز، به رنگ روشن از چيت با نقش گلهاي ريز. از اين چادرنماز معمولا چند عدد در خانه وجود دارد. يكي از آنها، كه تكه نواري براي بستن در زير چانه دارد، در درون جانماز به شكل تا كرده قرار مي گيرد و پاك و مطهر مي ماند تا در موقع اقامه نماز از آن استفاده شود و  بقيه براي پذيرايي از مهمانان است كه به محض ورود به منظور احترام و راحتي آنها، چادر سياه آنها را مي گيرند و چادر نماز تعارفشان مي كنند.

از اين چادر نمازها، كه چادر درون خانه نيز هست، به صورتهاي مختلف استفاده مي شود. در موقع كار، براي اين كه هم حفظ حجاب شود و هم دست و پاگير نباشد، دو سر آن را به صورت چليپا از روي سينه و شكم مي گذرانند و در پشت كمر گره مي زنند. همين محل گره خورده جاي مناسبي براي قرار دادن كودكان شيرخوار در هنگام كار و فعاليت است. اشياء كوچك و ضروري را، كه بيم مفقودشدن آنها مي رود، در يكي از گوشه هاي چادر مي گذارند و گره ميزنند. زيرانداز و روانداز مناسبي براي استراحت هاي كوتاه مدت و خواب بعد از ظهر تابستان است.     


/اصغر كريمي/

تلخيص از مقاله:

حامد الگار، «چادر در ايران اسلامي»، در : پوشاك در ايران زمين، از سري مقالات دانشنامه ايرانيكا، ترجمه پيمان متين با مقدمه علي بلوكباشي، امير كبير، تهران 1382. صص 425-428.


[1] - قران كريم، ترجمه مصباح زاده، انتشارات ايران، تهران 1372


چادر، پارچه‌ای بلند که زنان بر سر انداخته و ادامه آن تمام بدن و شانه‌ها تا پایین پاها را می‌پوشاند. اصل این واژه شاید از"چیثر" اوستایی به معنای چهره و رو آمده باشد. به هرحال ریشه آن در زبان پهلوی، و به صورت " چاتُر" است.1 چادرها را می‌توان از نظر برش و شکل به چادرهای کمری، عبایی٭، چرخی (گرد)، چهارگوش، مستطیل (راسته)، و مانند آن تقسیم کرد.2

  ایران باستان٭: یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌های چنین لباسی را بر تن برخی از زنان عصر هخامنشی می‌توان دید. نوعی از این چادر بلند، گاه لبه‌ای حاشیه‌دار داشت،3 یا به کلاه٭ تاجداری٭ بر سر ختم می‌شد،4 یا اینکه با بندی بر سر محکم و خفت شده و ادامه آن تا کمر، کاملا جلوباز با لبه‌ای حاشیه دار بود، اما ادامه آن ظاهرا به لباس کناری متصل می‌شد.5   زنان دوره اشکانی نیز بویژه در نواحی غربی امپراتوری،6 از گونه‌های مختلف چادر استفاده می‌کردند که گاه لبه کناری آن برشی کلوش داشت7 و یا منگوله‌هایی از لبه‌های آن آویخته شده بود8. بر تن برخی از رقاصه‌های عصر ساسانی نیز چادری نازک را که نقش گل‌های ریز یا نقش سه نگین دارد، می‌توان دید. آنان این چادر را بر بدن عریان خود پیچانده‌اند. 9

ابتدای اسلام تا مغول: به نظر می رسد ازارهایی سیاه رنگ یا راه راه سیاه که از بُرد یمانی 10  تهیه می‌شد،11 و همچنین طیلسان٭های کبود رنگی که در صدر اسلام بر سر برخی از زنان، از جمله زنان پیامبر بوده،12 گونه‌های دیگر چادر باشد. برخی از زنان دربار اموی چادرهایی زرد یا سبز بر سر داشته‌اند.13 کنیزکان دربار خلفای عباسی نیز از چادرهایی بسیار تنگ و نازک و اغلب کوتاه به نام "شار" در رنگ‌هایی روشن،14 و زنان دیلمی و طبرستان نیزاز چادرهایی سیاه یا سفید استفاده می‌کردند.15

مغول تا عصر حاضر: از دوره مغول و تیموری چادرهایی به رنگ های قرمز، سفید و یا خاکستری یا بنفش کمرنگ با نقوش زرد شناسایی شده‌اند.16 زنان صفوی٭ نیز چادرهای سفید نازکی از کتان را، که از بالا بر پیشانی بسته می‌شد و سپس یک لبه کناری آن را با سنجاق در طرف چپ سر محکم می‌کردند، بر سر می‌گذاشتند. 17 شاردن فرانسوی نمونه‌هایی از آنها را به ما نمایانده است.18 گاه به جای این چادر، از روسری٭های بلند چادرگونه‌ای استفاده می‌شد.19 به نظر می‌رسد از زمان زندیه بود که چادر سیاه (یا بنفش یا نیلی سیر) به عنوان چادر بیرون از خانه شناخته شد. این چادر که اغلب با روبنده٭ای سفید بر صورت همراه بود، در دوره قاجار٭ رواج بیشتری یافت.20 نوع مرغوب آن که لبه‌هایی ریشه‌دار داشت و در یزد بافته می‌شد گاه تا چندین نسل دست بدست می‌گشت. اعیان یا آن را گلابتون‌دوزی کرده و حاشیه‌هایی نقره و گاه طلایی بر آن می‌زدند، یا حاشیه‌ای رنگی (آبی، قهوه‌ای یا سفید) به عرض دو انگشت دور لبه‌اش می‌دوختند.21 البته از چادر سفید همراه با روبنده نیز استفاده می شد.22 همچنین برای خواندن نماز، نوعی چادر غیرسیاه به نام چادر نماز و به عنوان چادر اندرونی استفاده می‌شد. نوعی از این چادر را، چون موقع کار با سنجاقی به دور کمر می‌بستند، که در این حالت شبیه یک دامن بلند می‌شد، به چادر کمری معروف شده بود.23 گاه برخی از زنان روستایی از چادر کرباس رنگی با طرح چهارخانه شطرنجی و به رنگ آبی و قرمز مات و مانند آن استفاده می‌کردند که به چادر شب معروف بود و چون به شکل مربع بریده شده بود، قدری کوتاه‌تر بود. عبا (عبایی) چادرهای عربی بود که از بغداد آورده می‌شد.24چند سالی پس از قانون متحدالشکل کردن لباس بوسیله رضا شاه پهلوی،25 استفاده از چادر بوسیله دانش‌آموزان دختر ممنوع گشت (1313 ش/1935 م)  اما رفع حجاب به صورت رسمی در 17 دی 1314/ 8 ژانویه 1936 طی مراسم اعطای دانشنامه‌های دختران در دانش سرای تهران، که همه زنان بدون حجاب حاضر شده بودند، صورت گرفت.26 استقرار حکومت اسلامی که در پی انقلاب سال 1357ش/1979 م صورت گرفت، استفاده از حجاب و بالطبع چادر را گسترشی چشمگیر داد. در سال‌های اخیر پارچه های چادری مشکی در طرح‌ها و بافت‌های گوناگون و در حجمی بسیار بالا بویژه از کشورهای ژاپن و کره جنوبی به ایران وارد شده است. از باورهای عامیانه در مورد چادراین که، اگر زنی چادر خود را وارونه سر می کرد، آن را بدشگون دانسته، اما اگر دختری چنین می کرد، آن را نشانه باز شدن بختش می دانستند. اگر دختری خواب چادری را می‌دید، نشانه ازدواج او بود. در برخی از نواحی برای آنکه زائو راحت‌تر و زودتر وضع حمل کند چادرش را گرو گرفته، خرما خیرات می‌کردند.27 

نک: طیلسان

مآخذ :

1- بهرامی،احسان. فرهنگ واژه‌های اوستایی، تهران، 1373، ج 1، ص 511؛ فره‌وشی، بهرام. فرهنگ فارسی به پهلوی، انجمن آثار ملی، تهران، 1352، ص 124.

2- نظری داشلی برون، ذلیخا. "اطلس مردم نگاری پوشاک ایران"، کتاب ماه هنر، ش 17- 18، بهمن و اسفند 1378، ص 19- 20

3- Pope, A.U. A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Oxford, 1938-1939, vol, iv,pl.104,no A ; Frankfort, H, Ashmole, B.Art of the Ancient world, New york, n.d, p. 384 fig 580 right; Dalton, O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work, London, 1964, p.24 fig 9.

نقش زنان سوارکار بر سنگ از دوره هخامنشی، موزه استانبول ;  نقش روی گلدان،سده 5 پ م، کتابخانه ملی پاریس

4- Akurgal, E. "Griechisch persische reliefs aus Daskyleion", IA, vi, 1966, Pp.150-151 tafel, 36-37

نقوش روی سنگ از داسکیلیون (ارقلی) در آسیای صغیر

5- Frankfort, H.The art and architecture of the ancient orient, Yal University 1996, P.304, fig 357.

نقش روی سنگ از مرش marash در آسیای صغیر

6- مانند شهرهای الحضر (هاترا)، دورااروپوس، و پالمیر(تدمر)

7- Tanabe, K. Sculptures of Palmyra, memoire of the ancient orient museum Tokyo, 1986, vol, 1, Pp. 42, 453-455, pl. 424-426.

نقش برجسته سنگی خانوادگی، موزه دمشق

8- Ibid,Pp.34,304,pl.273

تندیس سنگی زن، موزه دمشق

9- Orbeli, J. (tr & ed from French P. Ackerman) " Sasanian and early Islamic metal work", SPA, 1938-39, Pp.735-736, pl. 233, no A.B.

نقش روی ظرف نقره ای، موزه ارمیتاژ، مقایسه شود با متون آن دوره همچون روایت حمیدی اشاوهیشتان( هاروارد 1980 ) و مادیان یوشت فریان( آمستردام) که در آنها از چادر زنان گفتگو شده است.

Gheiy,B."Čādor"Iranica

دیدار شیرین با شیرویه،شاهنامه فردوسی. تصحیح برتلس، زیر نظر ع. نوشین، مسکو،1971 ،ج 9 ، صص 286-288

10- پارچه ای بافت یمن که اغلب اوقات راه راه بود.چیت ساز، محمد رضا. تاریخ پوشاک ایرانیان، انتشارات سمت، 1379، صص 43، 77، یادداشت 368

11- واقدی،ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازی،تحقیق مارسدن جونس،الطبعة الثالثه،بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 2، صص 687-688 

12- " الطیالسة الزرق " در سفر حج ،یعقوبی،احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت،دارصادر،

1960، ج 2، ص 135;  نویری،شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. نهایة الارب فی فنون الادب،قاهره،مطبعة دارالکتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص 174.گاه این چادرها را به دور کمر خود می بستند، چنانکه در غزوه احد کردند. واقدی، ج 1، صص 270-272

13- در دربار سلیمان بن عبدالملک، اصفهانی،ابوالفرج علی بن حسین.کتاب الاغانی،اعداد، مکتب تحقیق،بیروت،داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م،الطبعة الاولی، ج 4، ص 444

14- بیهقی،ابوالفضل محمد بن حسین.تاریخ بیهقی،به کوشش خلیل خطیب رهبر،تهران، سعدی، 1368، ج 2، ص 642;  حدود العالم من المشرق الی المغرب.مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد،تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه،تصحیح و حواشی مریم میر احمدی ،غلامرضا ورهرام،تهران،دانشگاه الزهراء، 1372 ص 389

15- مقدسی،ابوعبدالله محمدبن احمد.احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم،طبع دخویه،لیدن،بریل،     1906 م،صص 353،370 ;  فقیهی،علی اصغر.آل بویه و اوضاع زمان ایشان، گیلان، صبا، 1357، ص 47

Supuler,B; Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,P.381


16- Gray,B. La peinture Persane,Genève,1977,Pp.37-40

نسخه کلیله و دمنه، تبریز. دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و  ورقه 24، مقایسه شود با: ونیزیان،( دالساندری،باربارو،و..) سفرنامه های ونیزیان در ایران . ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349،صص75 ، 213; مرعشی،ظهیرالدین.تاریخ طبرستان و رویان و مازندران،چاپ محمد حسین تسبیحی،تهران، شرق، 1368، ص 193; حافظ ابرو ،شهاب الدین عبدالله هروی. زبدة التواریخ،تصحیح و تعلیقات کمال حاج سید جوادی، تهران، نشرنی،1372، ، ج1 ، صص 97 ، 525 ، 529

Lewis,B;C.Pellat;E.Bosworth. The world of Islam faith,people,culthre, London,1976,Pp.23,no 17,154-155,no 5

مینیاتوری از نسخه تاریخ رشیدالدین فضل الله

17-Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.216-219 ; Scarce,G.M. "  The development of women’s veils in Persia and Afghanisten " Costume 9,1975,p.2

18- Chardin,J.Voyages de monsieyr le chevalier Chardin,en Perse,et autres lieuxdel,Orient II,Amsterdam,1711,Pp.51-52,Pl.22-23

19- Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی،باکو، 1983 م

no 63,78,80,82,90

مجالس خمسه نظامی ;عکاشه،ثروت.موسوعة التصویرالاسلامی،بیروت،مکتبة لبنان ناشرون ،الطبعة الاولی،1999م، ، ص235 ، لوحه 319 ، تصویر روی دیوار، کاخ چهلستون

20- ذکاء،یحیی.لباس زنان ایران،از سده سیزدهم تا امروز،تهران، 1336، صص 13-21; مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات،تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران،1378، عکس ش 7

Jaubert,P.Voyage en Armenie et en Perse,Paris,part,33 ; Stilman, Y. K,.N.A.Stilman" Libas " En2 ,vol V,Pp.732-753,pl.xlviii,fig 25

21- ذکاء.صص 30-32

22- Falk,S.J.Qajqr paintinge,London,1972,P.17; Treasures of Islam ,Geneva,1985,P.196,no 185

23- مستوفی،عبدالله.شرح زندگانی من،زوار،چاپ دوم،بی تا،ج اول، صص 510-511  ; فریدالملک همدانی،محمد علی خان.خاطرات فرید،زوار،1354، صص 455-456

Benjamin,S.G.W.Persia and the Persians,Boston,1896,Pp.198-199

24- ذکاء. صص 30-31

25- مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد،تهران،1378 ، صص 3- 23،اسناد ش 1- 4

26- صدیق، عیسی. یادگارعمر، دهخدا، 1354، ج 2، صص 300-317 ; مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات. تغییرلباس و کشف حجاب به روایت اسناد،تهران،1378 ، صص 132-135، سند، ش 54

Keddie,N.Roots of revolution an interprepretive history of modern Iran,New Haven,1981,Pp.108-109 ;

27- نظری داشلی برون، ذلیخا، و، قرنجیک، ذلیخا." پوشاک در باورهای عامیانه "، کتاب ماه هنر، ش 17-18، بهمن و اسفند 1378، ص 14


محمدرضا چیت ساز