اسطرلاب
اسطرلاب، نام دستهای از ابزارهای اندازهگیری نجومی که شاید کهنترین ابزار علمی جهان نیز بودهاست. گونههای مختلف اسطرلاب در سنجش مختصات اجرام سماوی، تعیین وقت، اندازه گیریهای مهندسی و بسیاری موارد دیگر، که به گفته ابوریحان بیرونی٭ «از بسیاری نتوان شمردن» به کار میرفته است[۱][۲]. نخستین انواع اسطرلاب را احتمالا یونانیان در سده 3 قبل از میلاد ساختهاند[۳]. حمزه اصفهانی این واژه را معرب واژه فارسی ستاره یاب میدانست اما بیرونی اسطرلاب را معرب واژه یونانی Astrolabon و مستقل از واژه ستاره یاب دانسته است[۴][۵].
مسلمانان پس از آشنایی با اسطرلابهای یونانی در سده 2ق / ؟م (که گویا تنها 2 نوع یکی کروی و دیگری مسطح بوده)، طی نزدیک به هزار سال، نوآوریهای بسیاری در فن اسطرلاب سازی به کار بردند و انواع جدیدی از آن را پدید آوردند[۶]. بیشتر نامداران اسطرلاب سازی در جهان اسلام، همچون فزاری، نگارنده نخستین آثار دوره اسلامی درباره اسطرلاب[۷]، ابوجعفر ابن حبش[۸][۹] (فرزند حبش حاسب٭)، فضل بن حاتم نیریزی٭، ابومحمد حامد بن خضر خجندی٭ ـ که به گفته بیرونی در ساخت ابزارهای نجومی و بهویژه اسطرلاب یگانه روزگار خود بود[۱۰][۱۱] ـ و نیز ابوسعید سجزی که از وی یاد خواهد شد ـ ایرانی بودند. به شمارش ویلی هارتنر، از میان 165 اسطرلاب کهنی که از دوره اسلامی به دست ما رسیده 65 نمونه ساخته ایرانیان است و در مجموع اسطرلابهای ساخت صنعتگران ایرانی، از نظر دقت، ظرافت و زیبایی از اسطرلابهای ساخته ملل دیگر بسیار برتر است. از این میان کهنترین اسطرلاب موجود، ساخته دو برادر اصفهانی به نامهای احمد و محمد بن ابراهیم است که در 374ق/984م در نهایت دقت و مهارت ساخته شده و امروزه در موزه اشمولین آکسفورد نگهداری میشود[۱۲][۱۳].
ابوسعید سجزی٭ نوعی اسطرلاب اختراع کرده بود که طرز کار آن با همه اسطرلابهای دیگر متفاوت بود. به گفته بیرونی، ابوسعید در ساخت این اسطرلاب عقیده برخی دانشمندان درباره حرکت وضعی (حرکت روزانه به دور محور زمین) را عملاً به کار بسته بود(در آن روزگار زمین را ساکن میپنداشتند). ابوریحان از سجزی به سبب اختراع این اسطرلاب با ستایش بسیار یاد کرده اما ابوعلی مراکشی هم از سجزی و هم از ابوریحان بدین سبب به سختی انتقاد کرده است[۱۴][۱۵][۱۶]. در سده 6ق / ؟م نیز شرف الدین طوسی اسطرلابی با ساختمان بسیار ساده و کاربرد آسان ساخت که اسطرلاب خطی یا عصای طوسی نام گرفت. این اسطرلاب البته به دلیل دقت اندکش در اندازهگیریهای دقیق چندان کاربرد نداشت[۱۷][۱۸][۱۹]. ابوریحان بیرونی نیز چند رساله بسیار مهم درباره اسطرلاب و نیز آثاری درباره فن تسطیح یا تصویر کردن کره بر روی صفحه (که مبانی ریاضی مورد نیاز ساخت اسطرلاب در آن مطرح میشود) نوشت که از این میان کتاب استیعاب وجوه الممکنه فی صنعة الاسطرلاب و نیز تسطیح الصور و تبطیح الکور را میتوان از مهمترین آثار تألیف شده در باره اسطرلاب و فن تسطیح در جهان اسلام دانست. بخش اسطرلاب روایت فارسی التفهیم بیرونی نیز کهنترین اثر فارسی موجود درباره اسطرلاب به شمار میرود[۲۰][۲۱].
پس از رواج کاربرد زاویهیاب (تئودولیت[1]) و دوربین نجومی(تلسکوپ[2])، اسطرلاب خیلی زود کاربرد و اهمیت پیشین خود را از دست داد. اما امروزه علاقهمندان به ابزارهای نجومی انجمن بین المللی اسطرلاب را بنیاد نهادهاند و بسیاری از مجموعهداران به نگهداری اسطرلابهایی که بعضاً ارزش هنری بسیار دارند علاقهمندند[۲۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بیرونی، ابوریحان محمد بن احمد. التفهیم. روایت فارسی، به کوشش جلال الدین همایی، تهران: 1318، ص 285.
- ↑ بیرونی. فی علم الاسطرلاب. دست نویس شماره 31 کتابخانه آستان قدس رضوی، ص 2-7.
- ↑ مولوی، سید محمد علی. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 8، ص 297-298.
- ↑ بیرونی. التفهیم. روایت فارسی، به کوشش جلال الدین همایی، تهران: 1318.
- ↑ بیرونی. افراد المقال فی امر الظلال. حیدر آباد دکن: 1948م، ص 69.
- ↑ مولوی. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 8، ص 298-299.
- ↑ مولوی. «ابراهیم بن حبیب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 2، ص 427.
- ↑ ابن ندیم. الفهرست. به کوشش تجدد، تهران: 1351، ص 334.
- ↑ قفطی. تاریخ الحکماء. گزیده زوزنی، به کوشش لیپرت، لایپزیگ: 1903م، ص 396.
- ↑ بیرونی. تحدید نهایات الاماکن. به کوشش بولگاکوف، قاهره: 1962م، ص 107.
- ↑ کرامتی، یونس. کارنامه ایرانیان. تهران: 1380، ص 85.
- ↑ Hartner, W. "The Principle and Use of Astrolabe", A Survey of Persian Art. ed. A. U. Pop, Tehran: 1967, Vol. VI, pp 2532, 2535.
- ↑ مولوی، «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 8، ص 304.
- ↑ کرامتی. «ملاحظاتی در باب آراء نجومی ابوسعید سجزی و شرف الدین مسعودی»، نامه فرهنگستان. سال سوم، ش اول، بهار 76، ص 124-130.
- ↑ کرامتی. «بیرونی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 13، ص 392-393.
- ↑ کرامتی، یونس. ابوریحان بیرونی، آزاد مرد و اندیشمند. تهران: 1385، ص 131-133.
- ↑ کرامتی، یونس. «ایران»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 10، ص 664 و 668.
- ↑ قربانی، ابوالقاسم. زندگینامه ریاضیدانان اسلامی. تهران: 1365، ص 278. 19. مولوی. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 8، ص 299.
- ↑ مولوی. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 8، ص 299.
- ↑ کرامتی، یونس. ابوریحان بیرونی، آزاد مرد و اندیشمند. تهران: 1385، ص 127-134، 153-160.
- ↑ کرامتی. «بیرونی»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ج 13، ص 397-398.
- ↑ مولوی. «اسطرلاب»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی. ص 299.