کلاه بوقی
کلاه بوقي : نوعي کلاه٭ قيفي يا شيپوري شکل و مخروطي بلند و نوك تيز، در اندازههاي مختلف که در دورههاي اسلامي، نوع بلند و قرمزرنگ آن جنبة تحقيرآميز و مسخرگي يافت وآن را بيشتر بر سر محکومين ميگذاشتند.
ايران باستان: يکي از قديميترين نمونههاي کلاه بوقي را، قبل از آرياييها، بر سر زني از دورة ايلام باستان ميتوان ديد.1 نوع بلندتر آن را نيز گاهي برخي روحانيان آن دوره بر سر ميگذاشتهاند.2 در ميان جنگجويان نيز اين سرپوش و نوع بسيار بلند آن،3 و نوع شاخدارش رايج بود.4 در دورة مادها، مردان طبقات حاکم5 و گروه جنگيان نوع بلند كلاه بوقي را، که گاه نوک آن به طرف جلو خميده بود، بر سر ميگذاشتند.6 اين کلاه را جنگيان هخامنشي نيز استفاده ميکردند.7 به نظر ميرسد كه اين سرپوش و انواع آن در ميان سکاها (آرياييهاي چادرنشين و بيابانگرد) رواج بيشتري داشت، به حدي که يکي از تيرههاي سکايي با نام «سکاييان تيزخود»8 معرفي شده بودند. نوع سکايي اين کلاه، بلند و مخروطي شكل بود و نوک آن قدري به سوي عقب خميده بود. پايين کلاه تمام گوشها، پشت گردن و زيرچانه را ميپوشاند و با تسمهاي روي چانه بسته و محکم ميشد.9 نوع سادة بسيار بلند اين كلاه را در نقش سکونخا[1]، رهبر سکاهاي شورشي بر داريوش هخامنشي، در نقش برجستة بيستون ميتوان ديد.10 بزرگان، روحانيون و جنگيان اشکاني كلاه بوقي بسيار بلند،11 و ساسانيان كلاه نوک خميده به جلو بر سر ميگذاشتند.12
اسلام تا مغول : در قرون اولية اسلام زنان نوعي كلاه بوقي ابريشمين بر سر ميگذاشتند.13 اين نوع و نوع نمدي و زنگوله دار و قرمز رنگ آن را، که گاه دم روباهي از آن آويخته بود بر سرمحکومين ميگذاشتهاند.14 نوع ديگر کلاه بوقي مخصوص مجازات شدگان، داراي چند ترک بود که هر ترك رنگ خاصي داشت. اين نوع کلاه را بر سر بابک خرمدين پس از اسارت، گذاشتند.15 برخي از مردان عصر ساماني نوع مثلثي اين کلاه را بر سر ميگذاشتند كه در ُزمره کلاههاي بوقي به شمار نميرفت.16 ظاهراً نوع کلاههاي بلند سکاييان قبل از اسلام، در قرون بعد اسلامي به ترکمانان رسيده است.17 به گونهاي از اين کلاهها كه سياه رنگ بود و چند دستار به دورش ميپيچيدند و شاهان ترک مانند آلب ارسلان آن را برسر ميگذاشتند18 «کلاه جوار» ميگفتند.19 ظاهراً از پوست سياه يا قهوهاي قندوز (نوعي سگ آبي در نواحي ترکستان) نيز چنين کلاههايي تهيه ميكردهاند.20 به سبب اين که انتهاي اين کلاهها قدري کج بود (يا شايد آنها را به صورت کج برسر ميگذاشتهاند؟) آنها را «کلاه ترکماني کژ» نيز ميگفتند. نوشتهاند که محمد خوارزمشاه چنين کلاهي بر سر ميگذاشته است.21 در ميان درباريان او نيز اين کلاهها رواج داشت.22
مغول تا عصرحاضر: در دوره مغول گاه مردم عادي كلاه بوقي قرمز رنگ بر سر ميگذاشتهاند.23 بزرگان نوع لبة برگشتة قرمز رنگ و نوع بلند يا کوتاه به رنگ سفيد يا سرخ آن را كه لبة پشمي كلفت قهوهاي رنگ داشت بر سر ميگذاشتند.24 جلودارها از كلاههاي بوقي به رنگ سبز، سرخ، خاکستري، يا طلايي با لبه پشمي طلايي يا سياه استفاده ميکردند.25 در همين دوره در مجموعة خلعتهاي وزارت، از کلاهي مرصع به نام «کلاه نوروزي» نام بردهاند26 که ميبايد هماني باشد که در زمان صفويان به آن «کلاه دولت» ميگفتهاند.27 هر دوي اين نامها، ظاهراً مربوط به نوعي کلاه کله قندي منگولهدار است. شاهان صفوي نوع شل و کوتاه اين كلاه را كه اغلب آبي رنگ و خالدار بود و به سبب شلي، بالاي آن به طرف پايين خم ميشد، بر سر ميگذاشتند.28 در دورة نادرشاه افشار، نوک بالايي اين کلاه را بريدند،29 و همين با تغييرات ديگري به دوره قاجار٭ رسيد.30
نک: کلاه، لباس محکومين.
مآخذ:
1. Spycket,A. Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda, (1992), P. 101,pl. 68,no 546
2. نگهبان، عزت الله. حفاري هفت تپه دشت خوزستان. سازمان ميراث فرهنگي، 1372، ص245- 246، 329، 348، اثر مهر H. T. S. 238، ش 206، طرح 69.
3. Porada,E. Tchoga-Zanbil la glyptique, Paris, 1970, p 19, TZ 598. 1956, no 13; Calmeyer, P. Relief bronzen in Babylonischem stil,München, 1973, Pp 44-45, no E 2, 94-95, Abb. 90.
نقوش روي جامهاي فلزي (سيتولا).
4. Amiet,P. Elam, Paris, 1966, Pp 374-377, fig 282-285; Porada, 1970, Pp. 28-33, TZ 474. 1956, no 27.
سنگ يادمان اونتش گل پادشاه ايلام، از شوش، سده 13 پ م، موزه لوور و نيز اثر مهر، از چُغازنبيل
5. Dalton,O. The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London, 1964, Pp. 2-3, pl. 2.
6. Pope,A. U. A survey of Persian art,ed,P. Ackerman,Oxford,1938-1939,vol 4,pl. 124,no C
اثر مهر با کتيبه، سواران آريزانتي، موزه لندن
7. De mecquenem,R. The Achaemenid and later remains at Susa, SPA, 1938-1939,vol I,p. 327, fig 77.
نقش روي مهر هخامنشي.
8. سکاتيگرخئودا .Sakā tigraxaudā
9. Walser,V. Persepolis, Tübingen, 1980, P. 32.
نقش برجستة تخت جمشيد، آپادانا، گروه يازدهم.
10. Flandin,E,Coste,P. Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris,Gide et Bandy,1843-1854, vol 4, pl. 18.
نقش برجستة صخرهاي بيستون، آخرين نفر از دستگيرشدگان.
11. Herrmann,G. The Iranian revival,Oxford, 1977, Pp. 67,70.
نقش برجستة روي ستون اتاق ش2، قلعه يزدگرد، کوههاي زاگرس؛
Rawlinson,G. The sixth great oriental monarchy,Tehran, 1976, Pp 392-394.
نقش برجستة صخرهاي، تنگ سروک، شمال بهبهان؛
Sellwood, D.Coinage of Parthia,2nd ed, London, 1980, Pp. 89-92, type 31, no 31. 2,Pp. 131-156, type 43, no 43.12.
نقش پشت سکة چهار درهمي اُُُرُد اول شاه اشکاني( 80-90 پ م ) ضرب سلوکيه و نقش پشت سکة يک درهمي اُرُد دوم اشکاني، ضرب همدان.
12. بر سر نرسه شاه ساساني( 293- 302 م )، لوکونين، و. تمدن ايران ساساني. ترجمة عنايت الله رضا، انتشارات علمي و فرهنگي، 1372، ص376، جدول، 19 ش، I a.
13. حسن ابراهيم، حسن. تاريخ السياسي و الديني و الثقافي و الاجتماعي. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج2، ص362-363 ؛
Dozy,R. P. R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp. 73-80,262-278
ابن اثير، عزالدين ابوالحسن. الکامل في التاريخ. بيروت: دارصادر، داربيروت، 1385ق/ 1965م، ج9، ص625 ؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامية في القرن الرابع، نقله الي العربية محمد عبدالهادي ابوريده، قاهره: لجنة التأليف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص154-155.
14. ابن اثير، ج9، ص625؛ متز، ج2، ص154- 156.
15. مسعودي، ابي الحسن علي. مروج الذهب و معادن الجوهرفي التاريخ. به تحقيق محمد محيي الدين عبدالحميد، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق/1958م، ج4، ص57.
16. Grube,E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth Century in the keir collection,Oxford,1976,Pp. 77,83 no 38,42.
نقوش روي بشقاب، موزه قاهره، بشقاب نيشابور؛ ابن اثير، ج8، ص463؛ گرديزي، ابوسعيد عبدالحي، زين الاخبار، تصحيح عبدالحي حبيبي، تهران: دنياي کتاب، 1363، ص346.
17. مآخذ، 10، 12.
18. از بالاي گوي کلاهش تا انتهاي ريش بلندش را دو زراع (دو گز) نوشتهاند. راوندي، محمد بن علي. راحة الصدور و آية السرور. تصحيح محمد اقبال، ليدن: 1921م، ص117؛ نيشابوري، خواجه امام ظهيرالدين. سلجوقنامه. با مقدمة محمد رمضاني، اسمعيل افشار، تهرانك کلاله خاور، 1332، ص 23؛ خواندمير آنرا طاقيه طولاني نام نهاده. حبيب السير في اخبار افراد البشر. تهران: کتابفروشي خيام، 1333- 1334، ج2، ص 487.
19. راوندي، ص 331؛ جوزجاني، منهاج السراج. طبقات ناصري، چاپ عبدالحي حبيبي، تهران: 1334، ج1، ص281؛ بيهقي، ابوالفضلمحمد بن حسين. تاريخ بيهقي. به کوشش خليل خطيب رهبر، تهران: سعدي، 1368، ج1، ص61؛ ابن اثير، ج 1، ص502-503.
20. جوزجاني، ج1، ص355، 411- 412؛ مقايسه شود با ابن الجوزي، ابوالفرج عبدالرحمن. المنتظم في تاريخ الملوک و الامم. دايرة المعارف عثمانيه، حيدرآباد دکن، 1358- 1359 ق، ج8، ص53.
21. ابن اثير، وقايع سال 594 ق/1197 م؛ جوزجاني، ج1، ص 246.
22. Pope. 1967, vol 9, no 517, vol 10, P.655.
نقش برجستة گچي ري با نام طغرل دوم، موزه پنسيلوانيا و نقش سوارکار بر بشقاب کاشان، مقايسه شود با کلاه دراز تاجالدين يلدوز و قطبالدين ايبک از امراي بزرگ غوري، که همراه قبا و کمرهاي زرين، هداياي فرستاده شده غياثالدين محمود غزنوي بود، جوزجاني، ج1، ص412؛ ابن اثير، ج12، ص247- 248.
23. Gray,B. La peinture Persane, Genève, 1977, Pp. 45-48, 57-58.
نسخة عجايب المخلوقات، بغداد: کتابخانة ملي پاريس، sup. pers. 332 . پشت ورقة 158 . نيز، ورقي از نسخة شاهنامه (وزيرقوامالدين)، شيراز: بالتيمور، گالري هنر والترز، W.477، نيز کلاه نمدي. ابن بطوطه، شرف الدين ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمة محمد علي موحد، تهران: علمي و فرهنگي، 1361، ج1، ص293.
24. عکاشه، ثروت. موسوعة التصويرالاسلامي، بيروت: مکتبة لبنان ناشرون، الطبعة الاولي، 1999م، ص206، لوحههاي 263، 266، مهرو مشتري، دارالکتب مصر، ص 308، لوحة 288، شاهنامة شاه تهماسب، موزة متروپوليتن نيويورک.
Nizami. Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات يازيچي، باکو، 1983 م, no 9,10,57.
مجالس خمسة نظامي
25. Nizami, no 5,27,33,38,43,45,57
مجالس خمسه نظامي ; شاهنامه موزه ايران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس يازدهم
26. خواندمير. ج4، ص88 ، 103، 159، 167، 179، 188، 194، 196؛ مرعشي، ظهيرالدين. تاريخ طبرستان و رويان و مازندران. چاپ محمد حسين تسبيحي، تهران، شرق، 1368، ص 174، 218، 293، مقايسه شود با هداياي نه گانهاي به نام نوئنا Nouena شامل لباسهاي ابريشمي و حريرهاي ارغواني و مانند آن، که تاتارهاي نواحي شمالي تر به بزرگان ميدادند. ونيزيان، (دالساندري، باربارو، و...) سفرنامههاي ونيزيان در ايران، ترجمة منوچهر اميري، تهران، 1349، ص 25.
27. در تبريز و در مجلس اوزون حسن، براي تفريح درباريان، چنين کلاهي را يک به يک برسر ميگذاشتهاند، ونيزيان، ص 71-72،
Gray, Pp.72-77
گلچين، ليسبون، گلبانگيان، ورقه .47
28. Nizami. no 31-33.
مجالسي از خمسه نظامي؛ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمة کيکاووس جهانداري، تهران: خوارزمي، 1363، ص232- 233.
29. براي برخي از تصاوير نادر، نک :
Kirketerp, Moller, H. Nadir shah, Christian vii og William Jons, fund og forskning I det kongelige biblioteks samlinger,IX,1962,Pp.114-127 ;
افشار، ايرج. تصاوير نادرشاه و شاه عباس در کپنهاگ. مجله راهنماي کتاب، س دهم. ش دوم، تير 1346، ص181-183، ش2، موزة کپنهاک، ش2، همانجا، الحاق به نسخه جهانگشاي نادري، pers. 63، ش4، نقاشي بورديه در کتابGentil (1822) part, II، سه نيم تنه نقاشي شده ديگر يکي در هند و ديگري در کتابخانة ملي پاريس، نسخه No. 24219، که Otter و Minorsky، به ترتيب آنها را درابتداي رسالات خود آوردهاند، سومي در ادارة اسناد تاريخي پنجاب، حکمت، علياصغر. تصوير تازهاي از نادر شاه، مجلة يادگار، س چهارم، ش اول و دوم، شهريور- مهر 1326، ص35- 36؛ براي تصاوير ديگر حاکمان افشار، نک : سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهاي ايران. ترجمة ناهيد محمد شميراني، تهران: کارنگ، 1380، ص382- 384، ش154، شa ,b155؛ آلبوم کاخ گلستان، ش1639، که نقاشي ناتمامي است از عادلشاه، نيز، اقبال، عباس. عاقبت نادر شاه، مجله يادگار، س دوم، ش دوم، مهر1324، ص 40- 43.
30. Maddison,F;E. S. Smit. Science,tools & magic, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art,ed,J. Raby,Oxford university press,vol XII, 1997,Pp. 171-172, AH 1262, LAQ 29
مجموعه خليلي، نقاشي محمدشاه و حاج ميرزا آغاسي؛ نقاشي ديواري کاخ گلستان، فتحعليشاه قاجار و درباريان و سفرا؛ نقاشيهاي روي سرتاقچههاي گچي مقرنسکاري شده، ذکاء، يحيي، و محمد حسن سمسار. آثار هنري ايران در مجموعه نخست وزيري، انتشارات نخست وزيري، 1357، ص72-76؛ مقايسه شود با شاهنامه موزه رضا عباسي، ش 1-67، 70، ص 353، مجلس بيست و دوم
[1]. Skunxa
محمدرضا چیت ساز