پرش به محتوا

ایلامیان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۴۲ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايلاميان،''' كشور پادشاهي باستاني در بخش بزرگي از نجد ايران. (تقريباً از 2600پ.م تا 646پ.م) قلمرو اصلي ايلام بخش وسيعي از غرب و جنوب غرب ايران زمين<sup>*</sup> با مركزيت خوزستان و شوش كنوني بود. برخي معتقدند، عيلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتمتي (هتامتي=...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ايلاميان، كشور پادشاهي باستاني در بخش بزرگي از نجد ايران. (تقريباً از 2600پ.م تا 646پ.م)

قلمرو اصلي ايلام بخش وسيعي از غرب و جنوب غرب ايران زمين* با مركزيت خوزستان و شوش كنوني بود. برخي معتقدند، عيلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتمتي (هتامتي= هلتامتي [1]= التامت [2]) به معني «سرزمين خدا» مي‌خواندند و علامت "NIM" به معني سرزمين مرتفع در نوشته‌هاي سومري و اكدّي [3]را به عيلام نسبت مي‌دهند (علام = بالا) كه به انزان (انشان) [4]كوهستان‌هاي شرق جلگة سوزيانا (شوشون) [5]اشاره دارد. برخي ديگر نيز اَلَمْتُوي[6]سومري و اكدي را برگرفته از هلتمتي مي‌دانند.2

در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان سه دوره را براي تمدن ايلام برشمرد: ايلام‌ كهن (قديم) از 2400-1600پ.م، عيلام ميانه از 1500-1100پ.م و عيلام جديد از 770-550پ.م . عيلام كهن به سه دورة پادشاهي اوان[7] (2400-2100پ.م)، پادشاهي سيماشكي[8] (2100-1970پ.م) و دوران سوكّل مخ‌ها[9] (1970-1600پ.م)، عيلام ميانه با سه سلسلة پادشاهي، كيدنيوها[10] (1500-1400پ.م)، ايگيهلي‌ها[11] (1400-1210پ.م) و شوتروكها[12] (1210-1100پ.م)3 و پس از چند سده بي‌خبري از تاريخ عيلام، هم‌زمان با كوچ و استقرار آريايي‌ها* در غرب ايران (حدود 1000-835پ.م) نام «شاه هومبان- نيكاش[13]» به عنوان بنيانگذار اصلي سلسلة جديد عيلام و در جنگ با آشوري‌ها  به چشم مي‌خورد.4 سلسله‌اي كه او بنياد گذاشت تا زمان هجوم‌هاي ويران‌گر آشور باني‌پال [14]علمي هم در 646پ.م در زمان هومبان هَلتْشْ سوم، [15]پا برجا ماند،5 پس از آن نيز تا زمان داريوش اول* هخامنشي شاهان محلي ايلام در شوش حكومت‌هاي كوچكي داشتند. و از آن پس شوش از شهرهاي مهم هخامنشيان به شمار مي‌آمد.6 شوش كه معبد- زيگورات- چغازنبيل (دوراونتاش) [16]مربوط به دورة پادشاهي اونتاش (اونتش) گال،[17]براي خداي بزرگ ايلام، اين شوشيناك [18]در آن قرار داشت به عنوان مهم‌ترين شهر و اوان (دزفول)، ماداكتو[19]در كرانة رود كرخه، ليان [20]در بوشهر، وانشان از مهم‌ترين شهرهاي عيلاميان بودند. كه آثار مهمي ازشهرسازي، معابد، صنايع‌دستي، كتيبه‌ها و نقش برجسته‌ها از اين شهرها به دست آمده است. سومريان، اكديان، بابليان و آشوريان در سراسر تاريخ ايلام، جنگ‌هايي با آن‌ها داشته‌اند و در زمان اونتاش‌گال و در دورة طلايي پادشاهاني مانند شوتروك ناهونته، [21]كويترناهونته [22]و شيلهاك اين شوشيناك [23]به پيروزي‌هاي بزرگي دست يافتند.7 انتقال قانون‌نامة حمورابي به شهر دوراُنتش در پرتو اين پيروزي‌ها بود. در رأس جامعه عيلاميان، پادشاه و اعضاء خاندان سلطنتي كه در حكمراني او شريك بودند قرار داشتند.8 در آغاز مادرسالاري بر عيلام حكمفرما بود و الهه‌هاي مادر مانند، پنيكير، كي‌ريريش و پرتي در رأس خدايان بودند. اما وقتي جامعه پدرسالار شد (اواسط هزارة دوم پ.م) خدايان مذكر مانند هومبن و انيشوشيناك (خداي شوش)، نهونته (خداي خورشيد و اجراي قانون) در رأس قرار گرفتند. خدايان نيرومند فوق طبيعي را كيتن[24] مي‌خواندند و كاهنان در معابد آنان مراسم ديني را به جا مي‌آوردند. آنان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشتند. جشن‌هاي توگ (در ارديبهشت) و جشن سال نو در پائيز از مهم‌ترين جشن‌هاي ايلاميان بودند. قانون از منزلت خاصي برخوردار بود. قانون ديني را كاهنان و قانون عرفي را پادشاهان وضع مي‌كردند.9 زبان عيلاميان، كه به هيچ يك از گروه‌هاي شناخته شده در زبان‌هاي باستاني تعلق ندارد. در آغاز با خط تصويري، سپس به صورت ترسيمي و ميخي نوشته مي‌شد10 و در مكاتبات از زبان سومري و اكدّي نيز استفاده مي‌كردند.11

بعدها در زمان هخامنشيان تداوم يافت و در كنار زبان آرامي در امور اداري به كار مي‌رفت. از آن‌جا كه عيلاميان در تقابل مستقيم سياسي و روابط تجاري با بين‌النهرين بودند از نظر فرهنگي تأثير و تأثرهاي فراوان داشتند. در شرق نيز با كاسي‌ها، و تمدن‌هاي داخلي نجد ايران در كاشان، كرمان و حتي دهانة سند روابطه بسيار داشته‌اند.12

مآخذ:

1.    مجيدزاده، يوسف. تاريخ و تمدن ايلام. تهران: 1370، مركز نشر دانشگاهي، ص5.

2.    Hinz, Walther, "Persia, C 2400- 1300. BC", in C H I (The cambridj History of Iran) Vol 1, Edited by fisher. Cambridge university press. p 644.

3.     براي آگاهي بيشتر: جدول‌هاي تطبيقي سلسله‌هاي پادشاهي در، مجيدزاده، تاريخ و تمدن ايلام. ص39-49 و كامرون، جورج. ايران در سپيده‌دم تاريخ. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1374، علمي و فرهنگي، ص172-175.

4.     هينتس، والتر. دنياي گمشدة عيلام. ترجمة فيروز فيروزنيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1371، ص163-165.

5.     آميه، پير. تاريخ عيلام. ترجمة شيرين بياني، تهران: 1372، دانشگاه تهران، ص69-71.

6.     كخ، هايدماري. پژوهش‌هاي هخامنشي. ترجمة امين‌حسين شالچي، تهران: 1379، آيته، ص13-16.

7.    Diakonoff. I. "Elam" in C H I (The Cambridg history of Iran, Edited by I. Gershevitch. Cambridge university press, 1968. Vol 2. p. 16-18.

8.    A, Kuhrt, Ancient near east, London, 1995, vol 1. p. 374.

9.    براي آگاهي بيشتر: مجيدزاده. تاريخ و تمدن ايلام. ص50-63 و هينتس. دنياي گمشدة عيلام. ص47-78 و 119-130.

10.   Grillot. F. Susini "Elamite Language", in Encyclopaedia Iranica, VoL, 8. new york. 1998. Vol 8. p. 332-335.

11.  S. Lackenbacher "non- Elamite tentsin Elam", In Encyclopaedia Iranica, new york, 1998. Vol 8. p. 342-343.

12.  Vallat. F. "Elam", in Encyclopaedia Iranica, new york, 1998, Vol 8. p. 301.


حسین شیخ


[1]. Haltāmti

[2]. ALtāmt

[3]. AKKad

[4]. Anzan(Anshan)

[5]. Shushun

[6]. Elamtu

[7]. Avan

[8]. Simashki

[9]. Sukkalmakh

[10]. Kidinu

[11]. Ike/Igihalki

[12]. Shutruk

[13]. Humban-Nikash

[14]. Ashurbanipal

[15]. Humban- haltash III

[16].Dur- untash

[17]. Untash- Gal

[18]. In- shushinak

[19]. Madaktu

[20]. Liyan

[21]. Shutrak- nahhunté

[22]. Shilhak- inshushinak

[23]. Kutir- Nahhunté

[24]. Kitin