ترکمنی

ترکمنی/ torkmæni/؛ براساس طبقهبندی باسکاکوف متعلق به گروه اغوز شاخه ترکیک خانواده زبانهای آلتایی است[۱]. ترکمنی را میتوان اصطلاحی پوششی برای طیفی از گویشها دانست که از لحاظ واجی و صرفی تا حد قابل ملاحظهای با یکدیگر متفاوتند[۲]. در این زبان دو گروه وجود دارد: گویشهای اصلی یا مرکزی و گویشهای فرعی. زبان ادبی مورد توافق عمومی گویشهای اصلی است[۲]. این زبان از دیدگاه زبانشناسی تا حد زیادی با ترکی جدید و آذربایجانی مرتبط است[۳]. یک تقسیمبندی جغرافیایی نیز ترکمنی، آذربایجانی و ترکی ترکیه را در گروه جنوب غربی گویشهای ترکی قرار میدهد[۴]. در آثار مورخان، جغرافیدانان و سایر نویسندگان مسلمانی که در حوزه امپراتوری سلجوقیان و دولتهای پس از آن مطالعه میکنند، اصطلاح «ترکمن» غالباً به قبایل اغوزی که مسلمان شدند، اطلاق میشود[۴]. (← ترکمن، قوم) اصطلاح ترکمن* از اواخر سده چهارم در منابع اسلامی مورد استفاده قرار گرفت[۵] و در نیمه سده پنجم و هم زمان با تهاجم سلاجقه در خراسان و خوارزم رواج فراوان یافت و بیهقی و گردیزی آن را برای ترکان غُز به کار بردند[۶]. قلمرو اصلی این زبان جمهوری ترکمنستان است، اما بسیاری از سخنگویان آن را در جمهوریهای ازبکستان، تاجیکستان، قزاقستان و نیز ایران، افغانستان، پاکستان و ترکیه میتوان یافت[۷]. قسمت عمده ترکمنهای ایران که از دو طایفه «جعفربای» و «آتابای» هستند متفقاً خود را یوموت /yomut/ مینامند، در ناحیه دشتِ گرگان (ترکمن صحرا) زندگی میکنند[۸]. آمار متفاوتی از جمعیت ترکمنها ارائه شده است[۹]. (← ترکمن، قوم) بزرگترین مرکز شهری ترکمنهای ایران گنبد کاووس در استان گلستان است[۱۰]. اگر چه شهرهای آققلا و بندر ترکمن نیز بخش کثیری از ترکمنهای ایران را در خود جای دادهاند. زبانهای گروه اغوز در دوره تکامل تاریخی خود به علت مجاورت و اختلاط با اقوام مختلف تحت تأثیر زبانهای مختلفی مانند عربی، فارسی و اسلاو قرار گرفته و هر کدام ویژگیهای مخصوص امروزی را پیدا کردهاند. با این وجود همه آنها کم و بیش ویژگیهای عمومی زبانهای گروه اغوز را هم حفظ کردهاند[۱۱]. مقایسه آثار منظوم و منثور ترکمنی در جمهوری ترکمنستان و ایران نشان میدهد که تفاوت اساسی ترکمنی در این جمهوری با مناطق ترکمننشین ایران در به کار بردن کلمات دخیل است[۱۲]. در ترکمنستان بسیاری از لغات و اصطلاحات روسی و غربی وارد زبان ترکمنی شده است و در ایران برخی از لغات فارسی وارد این زبان شده است[۱۲]. زبانهای ترکیک از لحاظ ساختار زبانی شباهت قابل ملاحظهای دارند و تقریباً اغلب مشخصههای برجسته مانند هماهنگی واکهای، ساخت پیوندی و توالی فاعل ـ مفعول ـ فعل (sov) در جمله با تغییرات جزیی در این زبانها دیده میشود[۱۳]. نظام همخوانی ترکمنی مانند سایر زبانهای ترکیک وجوه اشتراک قابل توجهی با زبان فارسی دارد. به نظر میرسد کاربرد همخوانهای/w,ŋ/ از مهمترین وجوه افتراق ترکمنی با فارسی باشد[۲]. ترکمنی در مقایسه با فارسی دارای نظام واکهای گستردهتری است، کشش واکهای ممیز معناست و تقریباً هر 9 واکه این زبان دارای جفتِ کشیده است. اما کشش واکهای در خط نمایانده نمیشود[۲]. نشانه مصدری /-mek یا –mak/ است. در مصدر منفی این پسوند به /-mazlık/ تغییر مییابد. مانند ننوشتن= /yazmazlık/.[۱۴] ترکمنی در سایر بخشهای صرفی و نحوی به ویژه تصریف اسمها، وندهای ملکی، عملکرد صفت، ضمیر، عدد، جهت و وجه فعلی با زبانهای ترکیک از نظر اصول و قواعد و شکل دارای اساس مشترک است[۱۴]. ادبیات ترکمنی بیشتر به صورت شفاهی است. اغلب اشعار ترکمنی با وزن هجایی و دو بیتی است و قوشقی (قوشما) نامیده میشود[۱۵]. ادبیات این زبان غالباً حماسی و تعلیمی است. در داستانهای حماسی مانند کوراوغلو در میان ترکمنها رایج است[۱۶]. بزرگترین شاعر ترکمنها مختوم قلی است که دیوانش به زبانهای دیگر ترجمه شده است[۱۶]. برخی او را بنیانگذار ادبیات ترکمنی میدانند[۱۷]. اغلب شعرای ترکمن از قبیله گوکلن /guklæn/ بودهاند[۱۶]. در جمهوری ترکمنستان آثار کلاسیکی چون شاهنامه و نیز کتابهای نویسندگان روسی مانند تورگنیف، ماکسیم گورگی و چخوف نیز به ترکمنی ترجمه شده است[۱۸]. در این جمهوری تا 1922 از خط عربی استفاده میشد. از 1923 تا 1929 تعدیلی جزیی در خط عربی ایجاد شد. از 1929 تا 1940 از خط لاتین (البته با تعدیلهایی در 1930، 1934 و 1936) استفاده شد و از 1940 خط سیریلی به کار گرفته شد[۱۹]. آخرین الفبا تا حد قابل قبولی برای بیان زبان ترکمنی و واژههای قرضی روسی رضایت بخش است اما هنوز نارساییهایی دارد مثلاً تفاوت واکههای بلند و کوتاه ترکمنی را نشان نمیدهد[۱۹]. ترکمنهای ایران هنوز برای نگارش زبان خویش از خط عربی استفاده میکنند[۲۰]. از دلایل عمده این موضوع ممنوعیت کاربرد زبان مادری به عنوان زبان آموزش و تحصیل در مدارس مناطق دو زبانه ایران است[۱۲].
نک. ترکی، آذربایجانی
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ Campbell. G. L. "Turkmen". Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1697. و گلی، امینالله. سیری در تاریخ سیاسی ـ اجتماعی ترکمنها. تهران: نشر علم (1366)، ص243.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ Campbell. G. L. "Turkmen". Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1697.
- ↑ Nissman, D.B. "Turkmenistan", Encyclopeadia Americana. Danbury: Scholashc Library Publishing. Inc (2005), vol 27, p 279.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص298.
- ↑ گلی، امینالله. سیری در تاریخ سیاسی – اجتماعی ترکمنها. ص31.
- ↑ پورصفر قصابینژاد،علی. «ترکمن 1». ص157.
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای غیرایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.
- ↑ پورکریم، هوشنگ. «ترکمنهای ایران3»، هنر و مردم. آبان و آذر1346، ش 62و 61،ص49.
- ↑ Comrie, B. "Turkic Languages", International Encyclopadia of Linguistics. W. Bright (ed). New York – oxford: OUP 1992, v.4, p190 , &برگرفته از سایت های https://www.ethnologue.com/ https://www.wikipedia.org/
- ↑ پورکریم، هوشنگ. «ترکمنهای ایران4»، هنر و مردم. 1346، ش63، ص28.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص300.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص289.
- ↑ Kornfilt, J. "Turkish and the Turkic Languages", The world’s Major Languages, B. comrie(ed). London & New York: Routledge. 1989, p. 619.
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Campbell. G. L. "Turkmen". Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1698.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص286و 285.
- ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص286.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص280.
- ↑ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. ص281.
- ↑ ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ بیگدلی، محمدرضا. ترکمنهای ایران. تهران: پاسارگاد، 1369، ص318.
- ↑ رضایی باغبیدی، حسن. «زبانهای غیرایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص553.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
فرزین فهیم نیا