پاپی
پاپی، نام یکی از ایلات بزرگ لر زبان منطقه بالاگریوه پیشکوه استان لرستان.
برخی نام پاپی را برگرفته از پاپا دینار (پاپا اینار = پاپا انار) و یا «پاپی مراد»، دو تن از اجداد کهن پاپیها میدانند. در برخی منابع پاپی به معنای پیرو و خادم امامزاده شاهزاده احمد، در سرزمین پاپی آمده است.1
محل سکونت ایل پاپی به نام ایل، پاپی و از لحاظ تقسیمات کشوری به «بخش پاپی» معروف است و از توابع شهرستان خرمآباد استان لرستان محسوب میشود.2 هسته اصلی تشکیلدهنده ایل را شماری تیره و طایفه از نسل حیدر میدانند. پس از پاپی مراد ـ جد هفتم ایل ـ ایل بین فرزندان او هادی و مَناصر (ظاهراً محمدناصر) تقسیم شد. رهبری در بین پاپیها موروثی است و بین این دو خانواده میگردد.3
تا قبل از قانون اصلاحات ارضی دو قشر «هُمْسا» (همسایه: رعیت و ایلیاتی) و «خان» در ایل پاپی وجود داشت. خانها مالک زمینها و رعیتها جزیی از ابواب جمعی آنها به شمار میرفتند.4
گروهی از پاپیها در روستا و شهر اسکان یافتهاند و گروهی دیگر هنوز کوچرو هستند. دهستانهای بخشهای مرکزی، الوار گرمسیری و سردشت استان خوزستان و مناطق سورام، کشور، لیریایی و جاهای دیگری در استان لرستان، مهمترین مناطق قشلاقی و ییلاقی پاپیها به شمار میروند.5
طبق سرشماری 1377ش جمعیت کوچنده پاپیها 5914 خانوار و 823 نفر بوده است.6
دامپروری و زراعت پیشه اصلی مردم پاپی است. زنان نیز به رنگرزی پشم و قالیبافی و مانند آنها میپردازند و کار در معادن قیر و سنگ نمک، زغال و گچ از مشاغل کنونی مردان پاپی است.7
پاپیها را برخی شیعه دوازده امامی و برخی دیگر شیعه و با گرایش به اهل حق میدانند.8
مآخذ:
1- پاپی، مرادحسین. شناخت ایل پاپی. قم: 1378، ج 1، ص 266-267؛ ساکی، علیمحمد. جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان. خرمآباد: 1343، ص 197.
2- راولینسون، هنری. سفرنامه راولینسون. ترجمه سکندر اماناللهی بهاروند، تهران: 1362، ص 133.
3- اماناللهی، سکندر. کوچنشینی در ایران. تهران: 1360، ص 186-187.
4- فیلبرگ، اس. ج. ایل پاپی کوچنشینان غرب ایران. ترجمه اصغر کریمی، تهران: 1369، ص 81-83.
5- سرشماری اجتماعی اقتصادی عشایر کوچنده 1377، نتایج تفصیلی کل کشور. جمعیت عشایری دهستانها، تهران: 1378، ص 72-73، 75-76، 149-153.
6- سرشماری اجتماعی اقتصادی عشایر کوچنده 1377، نتایج تفصیلی کل کشور. تهران: 1378، ص 14.
7- فیلبرگ. همانجا؛ ساکی. همان. ص 197، 203.
8- فیلبرگ. همان. ص 255؛ راولینسون. همان. ص 133.
معصومه ابراهیمی