سانسور در مطبوعات
سانسور در مطبوعات، چون مطبوعات ایران از آغاز توسط دولت یا تحت تصدی دولتیان دایر گردیده بود از همان آغاز با سانسور و خود سانسوری مواجه شدند. نخستین بار در عصر ناصرالدین شاه و مقارن با شروع نسبتاً گستردة روزنامهنگاری، سانسور هم به وجود آمد، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات که خود مسئوولیت ادارة سانسور را، که از دوائر آن وزراتخانه بود، بر عهده داشت در مآثروالآثار چنین نوشته است: «ادارة سانسور که عبارت از تفتیش کتب و روزنامههای وارده از خارج است، چون بعضی از مطبوعات بعضی از ممالک که مشتمل بر طعن طریقی و یا قدح فریقی و یا هجاء شخصی و یا هزل فاحشی بود به لحاظ مبارک این پادشاه میرسید از انتشار آن همواره آثار کراهت بر جبین همایون هویدا بود... دایرة تفتیشی ایجاد کردهاند و اسم آن سانسور است... [به نقل از صدرهاشمی، مقدمه، ج1/10]. پس از گسترش کار چاپ و ایجاد درالطباعه و سپس وزارت انطباعات، سانسور رسمی شد. ادارة مذکور اطلاعیهای خطاب به عموم صادر کرد و در آن صریحاً دستور داده بود که هر کتاب که میخواهد چاپ و منتشر شود باید نخست رئیس دارالطباعه آن را دیده و مجوز صادر کند. اولین فرمان سانسور را ناصرالدین شاه در ذیحجه 1287ق / ؟ م صادر نمود و براساس این فرمان روزنامة رسمی دولت علیة ایران زیر نظر دارالطباعه و رئیس آن اعتمادالسلطنه بایستی فرامین شاه را انجام داده و برخلاف میل او مطلبی درج نکند. [عقیلی، ص799]. از آن پس اعلانی در شمارة 552 این روزنامه منتشر شد مبنی بر آنکه چون میرزا ابوالحسن صنیعالملک نایب وزارت علوم شده بر حسب امر شاه مکلّف است از نشر کتابها و آثاری که مضر به اخلاق عمومی و فاسدکنندة خلق و خوی خرد و بزرگ باشد جلوگیری نماید و کتابهایی را که ظاهراً و باطناً سودمند باشد چاپ نماید. به دنبال آن، ادارة سانسور زیر نظر وزارت انطباعات تشکیل شد (محیط طباطبائی، ص47- 48، آرینپور، ص1/249). در کتابچة قانون کنت دومونت فرت نخستین رئیس نظمیة ایران نیز مادهای برای مجازات متخلفان مطبوعاتی پیشبینی شده است (پروین 1/179). سانسور در آغاز تنها متوجه چاپخانهها و جرائد بود به تدریج جرائد خارجی که به ایران وارد میشدند مشمول این قانون شد. به موازات ایجاد سانسور، در رسالههای آزادیخواهان و آشنایان با تمدن غربی سخن از آزادی مطبوعات و عدم سانسور به میان آمد. در زمان صدارت میرزا حسینخان سپهسالار چون صدراعظم خود عقیده به آزادی مطبوعات داشت سختگیری کمتری اعمال میگردید. سپس در 1302 واحد رسمی ادارة سانسور تشکیل گردید که وظیفة آن جلوگیری از نشر کتب خلاف اخلاق و مذهب و نظارت بر چاپ کتاب و مطبوعات داخل کشور بود. براساس پیشنهاد اعتمادالسلطنه که مسئوولیت دایرة سانسور را عهدهدار بود از ورود برخی نشریات خارجی چون اختر* و قانون جلوگیری به عمل میآمد [پروین، 1/180- 181]. شخص ناصرالدین شاه هم نسبت به مندرجات مطبوعات و کتابها حساس بود و جدا از وزارت انطباعات، خود او هم برخی کتابها و مطبوعات را میخواند و دستوراتی میداد چنانکه اعتمادالسلطنه در یادداشتهای روزانة خود بارها به مواردی اشاره میکند که شاه به پارهای مندرجات روزنامه انتقاد کرده و از پخش آنها جلوگیری شده است (پروین 1/181). مطبوعات در عصر مظفرالدین شاه به نسبت آزادتر از عصر ناصری بودند. بیشتر جرائد این دوره در سرلوحة خود تصریح میکردند که آنها آزادند و مقصود آن بود که نویسندگان و دارندگان آنها میتوانند به آزادی اندیشههای خود را بیان کنند. چنانکه محمدحسین فروغی مدیر روزنامة تربیت* در شمارة 424 این روزنامه اعلام کرده که درین عصر مطبوعات نسبت به دورة قبل از آزادی بیشتری برخوردارند. از روزنامههای روشنفکر این زمان یکی «احتیاج» بود که در آن علناً از وابستگی اقتصادی ایران به بیگانگان انتقادی میشد (پروین 2/427). با وقوع انقلاب مشروطه و صدور فرمان آن و تشکیل مجلس شورای ملی مبارزه با سانسور و حذف وزارت انطباعات به اوج خود رسید. مجلس و مردم کوششهای مستمری را برای حذف آنها آغاز کردند (کهن، ص2/85- 87). در دو سه ماه اول اعلام نظام مشروطه تا پیش از افتتاح مجلس اول، مطبوعات همچنان تحت سانسور قرار داشتند و وزارت انطباعات به همان شیوة پیشین آنها را تحت نظارت داشت. درین زمان نوع دیگری از مطبوعات به نام شبنامه رواج پیدا کرد که تعداد فراوانی منتشر میشدند و معروفترین آنها متعلق به سیدمحمدرضا مساوات شیرازی بود (کهن، همانجا ص22- 23). اما با گشایش رسمی مجلس اول، روزنامهنگاری در ایران تحول عمدهای پیدا کرد، هر چند وزارت انطباعات هنوز قدرت داشت اما روزنامهنگاران برای اعلام مواضع جدید مبنی بر رفع سانسور میکوشیدند. (همو 47- 48). لغو کامل سانسور در 1325ق یکسال پس از پیروزی مشروطه با انحلال وزارت انطباعات به عنوان کارگزار سانسور رخ داد. در این سال با عقبنشینی محمدعلی شاه و فعالیت مستمر مجلس و انتقاد از دخالتهای وزارت انطباعات، بالاخره مشروطهخواهان موفق به انحلال این وزارتخانه شدند. از این پس فعالیتهای مطبوعات رشد و ارتقا پیدا کرد و آزادی قلم قانونی شد. نخستین قانون مطبوعات هم یکسال بعد در 1326ق به تصویب مجلس رسید. (کهن 2/96- 97، 101). از آن پس مطبوعات وارد مرحلة نوینی شدند. موقتاً آگاهی و آزادی جای خود را به سانسور داده بود و روزنامهنگاران با بهرهگیری از فضای جدید به فعالیت پرداختند. امتیاز روزنامة مجلس در همین زمان به عنوان نخستین روزنامة آزاد در ایران به نام سیدمحمدصادق طباطبایی صادر شد. درسرلوحة این روزنامه همیشه عبارت «این روزنامه به کلی مطلق و آزادست» درج میگردید. (ذاکرحسین، ص66). گفته میشد که درین سالها آزادی مطبوعات باعث افزایش عنوانها و تیراژ آنها شده و به گفتة یکی از نویسندگان آن دوره «آزادی قلم در ایران در هیچ یک از ممالک فرنگ نیست» (همو، ص68). سانسور و توقیف جراید از 1300ش کمابیش شروع و ادامه پیدا کرد در سالهای آخر سلطنت احمدشاه و با کم شدن قدرت سلطنت جرائدی که توهین به مقام سلطنت را آسان میدیدند چندی دچار توقیف شدند و چند روزنامه در این دوره برای مدتی از انتشار فروماندند (بیات، ص 12). با استقرار سلطنت رضاشاه و قدرتیابی او به تدریج سانسور مطبوعات شدت پیدا کرد چنانکه در نیمة دوم سلطنت او هیچ نشریهای بدون سانسور و نظارت شهربانی قدرت انتشار نداشت. با سقوط رضاشاه دورة طلایی آزادی مطبوعات شروع شد که تا 1332ش ادامه پیدا کرد. پس از سقوط مصدق مطبوعات اندک اندک گرفتار سانسور شدند به گونهای که در دهة آخر دوران پهلوی از شمار نشریات آزاد کاسته و اکثر آنها در 1353ش گرفتار توقیف دسته جمعی شدند. در این ادوار چند بار قانون مطبوعات اصلاح و یا تغییر یافت و با آن که حسب مواد مندرجه در آنها، مطبوعات برای درج اخبار سیاسی و اجتماعی آزاد بودند اما در عمل همواره موانع عمدهای در راه انتشار آزاد آنها ایجاد شده است.
مآخذ:
آرینپور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: زوار، 1375، ج1/249-250؛ اسناد مطبوعات [1320- 1286]، جلد اول، به کوشش کاوه بیات و مسعود کوهستانینژاد، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، 1372؛ پروین، دکتر ناصرالدین. تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1377- 1379، ج1/179- 181، ج2/ صفحات مختلف؛ صدرهاشمی، محمد. تاریخ جرائد و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363، ج اول مقدمه؛ عقیلی، عبدالله. اولین فرمان سانسور مطبوعات در ایران. آینده، س17، ش9-12، [آذر- اسفند 1370]، ص 799- 800)؛ کهن، گوئل. تاریخ سانسور در مطبوعات ایران. تهران: آگاه، 1362، ج2/22- 23، 47، 48، 85- 96، 101، 229- 230.
جمشید کیانفر