موزه
موزه: محل مخصوص عتيقهجات و محل نمايش آثار باستاني و صنعتي و چيزهاي گرانبها.1
واژه موزه را فرانسويان از زبان يوناني گرفتهاند و آن تپهاي در آتن بوده كه در آنجا عبادتگاهي براي موزها، نُه خداي زن، ساخته شده بود2، اينها خدايان هنر بودند كه رويدادهاي باشكوه گذشته، هنرهاي عاميانه، موسيقي و شعر، شادماني و هماهنگسازي به ايشان نسبت داده شده است.3 براساس تعريفي كه كميتة بينالمللي موزهها (ايكوم) ارائه كرده هدف موزه عبارتست از گردآوري، نگهداري، مطالعه و بررسي كردن و نيز به نمايش گذاشتن ميراث فرهنگي يا طبيعي به منظور آموزش، پژوهش و ارزش دادن به اين مجموعه و لذت بردن از آنها و انواع موزهها را موزههاي هنري، تاريخي، تخصصي، علمي، فني و صنعتي و موزههاي طبيعي نام ميبرد.4 موزهها نيز همانند ديگر بنيادها بازتابي از گرايشها، آرزوها و حال و هواي جامعهاي هستند كه در آن پديدار شدهاند.5 اشتياق به گردآوري عتيقهجات سابقهاي طولاني دارد، چنان كه مشهور است بنونيد آخرين شاه بابل در ويرانههاي بينالنهرين دنبال آثار قديمي بوده است. در حدود سال 280ق. م بنياد پژوهشي مهمي توسط بطلميوس اول پادشاه مقدوني مصر در اسكندريه كه آن زمان مركز آموختنيهاي يونان بود برپا شد. اين بنياد به تعبيري به عنوان اولين موزه كه تا هفت قرن موزة اسكندريه ناميده ميشد در كنار گروه تنديسهاي انديشمندان شامل هديههاي نذري، دستگاههاي نجومي و جراحي و نمونههاي نادر فراوردههاي طبيعي مانند عاج فيل و چرم و پوست جانوران كمياب و غيرعادي بود.6 اصطلاح موزيوم به قسمتي از كاخ بطالسة اسكندريه گفته ميشد كه كتابخانة اسكندر در آن نگهداري و به عنوان مركز علم و تعليم شناخته ميشد7 اصطلاحهاي عجايبخانه، نفيسخانه، چينيخانه، آئينهخانه و مشابه آنها در ايران، براي نگهداري اشياء و گنجينهها به كار ميرفته است، كه از آن ميان است چينيخانه در آرامگاه شيخصفيالدين اردبيلي.
اما نخستين آشنايي ايران با موزه به شيوه جديد و اروپايي آن در سال 1290ه. ق (1873م) پس از بازگشت ناصرالدين شاه قاجار (1313- 1264ه. ق) از سفر اروپا (سفر اول او به اروپا كه بنا به دعوت فرانسوا ژوزف اول (1916- 1848م) پادشاه اتريش بطور رسمي و به عنوان بازديد از نمايشگاه بينالمللي وين صورت گرفت)8 و ديدن موزههاي خارج پديدار شد كه به دنبال آن در ارگ سلطنتي موزهاي ايجاد شد كه پر از جواهر گرانبها و اشياء نفيس و آثار علمي و مهمات جنگي قديمي، ساختههاي سفالي، نقاشيهاي بينظير، مجسمهها، محصولات كارخانههاي معروف دنيا و سكههاي قديمي بود و علاوه بر آن كتابخانهاي در جنب موزه بود كه چندين هزار جلد كتاب خطي و چاپي قديمي و جديد در آن وجود داشته، اما اين موزه عمومي نبود بلكه جنبة خصوصي و اشرافي داشته است. بندهاي 6- 3 از مادة پنجم قانون اداري وزارت معارف (وزارت آموزش و پرورش) مصوب 11 شهريور 1289 ه. ش (1910م) وظايف ادارة معارف را در بارة نگهداري آثار قديمي و نظارت در حفريات و تشكيل موزهها چنين تعيين كرده: تأسيس موزههاي تاريخي و علمي و صنعتي، تحصيل عتيقهها و نظارت درحفريات، نگهداري آثار قديمي و محافظت از آنها، نگهداري اشياء نفيس و ساير اموال اماكن مقدس و غير آنها كه ودايع ملي در آنجاست، قبل از اين قانوني براي حفظ و نگهداري آثار قديمي و تشكيل موزهها وضع نشده بود، اما پس از تصويب اين قانون به تدريج اداره كل باستانشناسي تشكيل و موزهها تأسيس و آيين نامههايي در اين زمينه وضع گرديد. دومين گام در زمينه موزه با بنياد موزة ملي برداشته شد. در سال 1295 ه. ش (1916م) يكي از اتاقهاي بزرگ عمارت قديم وزارت معارف بنام موزة ملي يا موزة معارف در نظر گرفته شد كه طبق كاتالوگ، داراي 270 شماره اشياء بوده مشتمل بر اشياء عتيقه و مفرغي، كاشي، سفال، شيشه، سكه، سلاحهاي قديمي، كارهاي منبت، مرقع و منسوجات كه در سال 1304 ه. ش (1925م) با اهداي كاخ مسعوديه از طرف رضا شاه (1320- 1304ه. ش) به وزارت فرهنگ، موزه به تالار ابنيه كاخ نقل مكان كرده تا اينكه در 1315ه. ش (1936م) به ساختمان جديد موزة ايران باستان منتقل شد.9 درسال 1297 ه. ش(1918م) اداره عتيقات در عمارت وزارت معارف ايجادشد. ويراني آثار تاريخي و غارت اموال فرهنگي و افزايش جنبشهاي وطن خواهانه باعث شد تا جمعي از رجال فرهنگي به فكر افتاده و انجمن آثار ملي را در سال 1304 ه. ش تأسيس كردند كه طبق ماده 8 اساسنامه انجمن، تأسيس يك موزه و يك كتابخانه در تهران پيشنهاد شده و مسئوليت ادارة آنها به عهدة ادارة عتيقات بود. با تلاش مؤسسان انجمن، قانون حفظ آثار ملي به تصويب رسيد كه در آن راستا دولت موظف به حفظ آثار ملي و نظارت در آنها و ملزم به ايجاد مكاني به عنوان شده و در پي آن آندرهگدار[1] معمار و مهندس فرانسوي به عنوان مدير باستانشناسي و براي نظم بخشيدن به وضعيت آثار باستاني در 1306 ه.ش 01927م) به خدمت گرفته شد و دو سال بعد تهية نقشه ساختمان موزة ايران باستان به او واگذارشد. سر در ورودي موزه به شيوة طاق كسري و رنگ آجرهاي آن سرخ تيره در نظر گرفته شد تا با تاريخ كشور ايران و معماري عصر ساساني هماهنگي لازم را داشته باشد. ساختمان موزه در 1314ه. ش (1935م) به پايان رسيد، اين موزه بعدها به عنوان موزة مادر، بسياري از اشياء باستاني را كه در ايران به عناوين مختلف كشف ميشد در خود جاي داد. با تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور و بعد از ايجاد كارگاه مرمت و با پيوست گنجينة ذخاير مركزي، كارگاه عكاسي و نجاري در سال 1367 (1988م) نام آن از موزة ايران باستان به موزة ملي ايران تغيير يافت.10 در 1314 ه. ش تالارهاي مناسبي براي نمايش گنجينة آستان قدس رضوي11 در مشهد و قم12 به عنوان موزه ايجادشد و به دنبال آن ديگر موزهها به تدريج در تهران و ديگر شهرها ايجاد شد از جمله موزة كاخ گلستان، موزة جواهرات ملي، موزة چهلستون اصفهان، پارس و تخت جمشيد در استان فارس و ديگر موزهها، در راستاي گسترش موزههاي دنيا و همكاري همه جانبة علمي، فرهنگي و صنعتي موزهها در جهت دستيابي به اهداف فرهنگي در قطعنامة5 دوازدهمين مجمع عمومي كميته بينالمللي موزهها كه در 1977م در مسكو برپا شد روز 18 مي مطابق با 28 ارديبهشت را به عنوان روز جهاني موزهها اعلام كردند كه در اين روز هدفهاي علمي و فرهنگي موزهها و فعاليتهاي انجام شده در امر گشايش موزههاي جديد و نمايشگاههاي گوناگون از طريق انتشار بيانيهها و نشريات مختلف براي بازديد كنندگان و عموم مردم بيان ميشود.13
منابع و مآخذ:
1- آلن، دوگلاس. آ. موزه و وظايف آن، ترجمه عبدالرحمن اعتصامي صدري، بيجا: اداره كل موزهها، 1363، ص 1.
2- Encyclopedia, Americana, Grolier incorporated 1998, V. 19, p. 635
بنياد و گسترش موزه در ايرن، بيجا: انتشارات كل موزهها، 2535، ص 4.
3- سعيديان، عبدالحسين، سرزمين و مردم ايران، تهران. علم و زندگي، چاپ دوم 1383، ص 664.
4- Enc. Americana, V. 19. p. 636.
5- Encyclopedia Britanica, by Encyc. Britanica, 1998, V. 24. p. 481.
6- مصاحب، غلامحسين، دايرهالمعارف فارسي، بينا: 1374، ج2، ص 2019.
7- شميم، علياصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار، تهران: مدبر، چاپ هشتم 1378، ص 187.
8- بنياد و گسترش موزه در ايران، صص 6- 4.
9- سعيديان، همان، صص 660- 659.
10- صمدي، حبيبالله، راهنماي موزه آستان قدس، بيجا، بينا، بيتا، ص 12.
11- سيد كباري، عليرضا، موزه در اسلام با نگرش به جلوههاي هنري موزه آستان مقدسة قم، قم: امور فرهنگي آستانه مقدسه قم، 1375، ص 61.
12- Soucek. Priscilla. P and Yahya Shahidi,»Decorations«, in Encyclopedia Iranica, Vol. VII,
Mazad Publishers, 1999, p 189- 202.
سهم الدین خزایی
[1] - Andregodor