پرش به محتوا

میرزا آقاخان کرمانی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۳:۴۷ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ميرزا آقاخان كرماني،''' ميرزا عبدالحسين بردسيري معروف به ميرزا آقاخان كرماني انديشمند نوگرا، شاعر و نويسندة نامدار و آزادی خواه و اصلاح‌گر دورة ناصری (1314-1275ق/1896-1853م) آقا عبدالرحيم مشيزي(بردسيري) پدر ميرزا آقاخان از ملاكان معتبر كرمان و اجدا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ميرزا آقاخان كرماني، ميرزا عبدالحسين بردسيري معروف به ميرزا آقاخان كرماني انديشمند نوگرا، شاعر و نويسندة نامدار و آزادی خواه و اصلاح‌گر دورة ناصری (1314-1275ق/1896-1853م)

آقا عبدالرحيم مشيزي(بردسيري) پدر ميرزا آقاخان از ملاكان معتبر كرمان و اجداد و خانوادة او صاحب نام و مكنت و اهل علم و عرفان با تعلق خاطر به طريقة نعمت اللهيه بودند.1

ميرزا آقاخان تحصيلات اصلي را با آموختن ادبيات، تاريخ، اصول، فقه و حديث، رياضيات و منطق، حكمت وعرفان، طب قديم و.... در كرمان به انجام رساند و و از معلماني مانند ملاجعفر پدر شيخ احمد روحي كرماني، رفيق و شريك رنج و راحت زندگي خود كه تا آخر عمر با هم بودند، حاجي آقا صادق و سيدجواد كربلايي آموخت. او كه از خانواده‌اي متمول بود در زمان حكمراني مستبدانة عبدالحميد ميرزا ناصرالدوله فرمانفرما با او كنار نيامد و به ناچار مخفيانه به اصفهان و از آنجا با دوست ديرينه‌اش شيخ احمد روحي به تهران، مشهد، استانبول و به قبرس رفت و در قبرس آن دو با دختران رهبر بابي ميرزا يحيي نوري معروف به صبح ازل، ازدواج كردند. او در نهايت فقر روزگار مي‌گذرانيد و با روزنامه‌هاي اختر، استانبول و قانون همكاري داشت و با روشنفكراني چون ميرزا ملكم خان به تبادل آراء پرداخت.3

به زودي در جرگة گروه اتحاد اسلام به رهبري سيد جمال‌الدين اسدآبادي پيوست و با علماي ايراني مقيم عراق به مكاتبه پرداخت. فعاليت‌هاي او و همراهانش بر ضد ناصرالدين شاه در زماني بود كه ميرزا رضاي كرماني شاه را كشت. آقا خان، شيخ احمد روحي و حسن‌خان خبيرالملك توسط دولت عثماني به ايران فرستاده شدند4 و به دستور محمد‌علي ميرزا پسر مظفرالدين شاه كه در تبريز در مقام وليعهدي بود، آنان را سر بريدند.(صفر1314ق / م)5.

برخي او را «نمايندة كامل عيار فرهنگ ايراني»6 و برخي «طلايه‌دار برجسته انديشه نوگرايانه در ايران»7 خوانده‌اند. آشنايي و تسلط بر زبان‌هاي خارجي و تسلط بر تاريخ به ويژه تاريخ ايران باستان، بهره‌مندي از توانايي ادبي در گفتار و نوشتار، دستيابي به منابع علمي تاريخي و سياسي اروپا باعث شد در ميان روشنفكران ايراني عصر قاجار كه در بروز نهضت‌هاي فكري تأثير بسيار داشتند متمايز و نام‌آور شود. آئينة اسكندري8، نامة باستان (سالارنامه)، رضوان، آئين سخنوري، سه مكتوب، ريحان، صدخطابه، هفتاد و دو ملت. رساله‌هايي در تاريخ ايران، ترجمة تلماك، هشت بهشت و... از آثار اوست. او متحول‌كنندة سنت‌هاي تاريخ‌نگاري ايراني و از متفكران بر جستة قائل به فلسفة مادي و اصالت طبيعت، معتقد به استفادة تعقل در تاريخ و مبرز در هنر نويسندگي و شاعري بود و در روشنفكران پيش از مشروطه تأثير بسيار گذارد.


مآخذ:

1.    وزيري، احمدعلي‌خان. تاريخ كرمان. تصحيح محمد ابراهيم باستاني پاريزي، تهران: 1375، عملي، حواشي مصحح ص581.

2.    ناظم‌الإسلام كرماني، ميرزامحمد. تاريخ بيداري ايرانيان. تصحيح علي‌اكبر سعيدي‌سيرجاني، تهران: 1346، بنياد فرهنگ ايران، بخش مقدمه.

3.    آجوداني، ماشاءالله. مشروطة ايراني. تهران: 1383، اختران، چاپ سوم، ص17-16.

4.    كسروي، احمد. تاريخ مشروطة ايران. تهران: 1373، اميركبير، ص136.

5.    گلبن، محمد. «ماجراي قتل ميرزا آقان‌خان كرماني، شيخ احمد روحي و ميرزا حسن‌خان خبيرالملك». يغماس19، ش4، 1350.

6.    آدميت، فريدون. انديشه‌هاي ميرزا آقاخان كرماني. تهران: 1357، پيام، ص14.

7.    حائري، عبدالهادي. «ميرزا آقاخان كرماني»، خود آگاهي و تاريخ پژوهي. به كوشش شهرام يوسفي‌فر، تهران: 1380، دانشگاه تهران و مؤسسة دانش و پژوهش ايران، ص427.

8.    آقاخان كرماني، ميرزا عبدالحسين. آئينة اسكندري يا تاريخ ايران. تصحيح و چاپ جهانگير صوراسرافيل، تهران: بي‌نا، 1326-1324ق.


حسن باستانی راد