دسته احمد مؤيد
دستة مؤيد، اين دسته تقليدچي و نمايشي را احمد مؤيد در اواخر دورة قاجار وو در عهد احمد شاه تأسيس كرد و خود آن را سرپرستي ميكرد. حامي اين دسته رضاخان قفقازي، سركوچة عربها (حاج اوغلي) در 1292ش، محل درشكهخانهاي را در خيابان ناصريه از حاج علي نامي اجاره كرد و به تماشاخانه تبديل و از احمد مؤيد دعوت كرد كه دستهاش را به اين تماشاخانه بياورد.1 اين دسته در اجراي نمايشي در شب، صحنه را با نور چراغ زنبوري روشن ميكردند. رديفهاي اول اين تماشاخانه را كه به بعداً به تماشاخانة ناصريه معروف شد، مبل چيده بوده و به رجال و شخصيتهاي متنفذ اختصاص داده بودند.2 و روديه (بليت) براي هر نفر 2، 5 و 10 ريال بود. تماشاچياني كه روي پشت بام و در دوسوي شاهنشين مينشستند، هر كدام يك ريال ميپرداختند.3
در اوايل دورة پهلوي، دستة مؤيد از مهمترين و معتبرترين دستههاي نمايشي در تهران به شمار ميرفت. اعضاي آن عبارت بودنداز:
حسين مؤيد (برادر احمد، درنقشهاي وزير، سفير و حاجي) غلامحسين ملت (در نقش شاه و سردار)، حسين حولهاي (درنقش دهاتي و پير)، حبيب سلماني (در نقش شُلي) اكبر حاج عابدين (زن پوش)، ابوالقاسم لطيف (زن پوش) و سه تن از بهترين بازيگران نمايش تقليد و سياه بازي به نامهاي ذبيحالله ماهري*، مهدي مسري* (مصري) و سيد حسين يوسفي (سيد يوسف آقاي سيد حسين شاه هندي) كه به تناوب عضو اين دستهي نمايشي بودند و مدت كوتاهي هم حسين شيشهبُر در نقش سياه در دسته ظاهر ميشد.4
پيشپردهخواني، براي اولين بار در 1305ش و در دستهي احمد مؤيد باب شد و شخصي به نام ناصر اسدي آغازگر آن بود. ( پيشپرده) از ويژگيهاي ديگر اين گروه اين بود كه براي نمايشهاي اين دسته متن نوشته ميشد. نويسندگان متنها ميرزا حسين توفيق (مؤسس روزنامة فكاهي توفيق)5، ناصر اسدي و حبيب بادبادك بودند.
با استقبالي كه مردم از نمايشهاي اين گروه كردند، خانوادهي بزرگ حاجي عليخان حاجبالدوله كه از خانوادههاي رجال و ثروتمند آن زمان بود، گروه مؤيد را به خانة خود دعوت كرد و حياط خانة خود را براي نمايش در اختيار آنان گذاشت.6
دورة فعاليت اين دستهي نمايشي- تقليدي بيش از گروههاي ديگر نمايشي دوام يافت و سالهاي طولانيتري در صحنه بود.7 محلهاي نمايشي اين گروه در طول سي سال نمايش بعد از درشكهخانة (تماشاخانة ناصري)، در قهوهخانة زرگرآباد (خيابان اميركبير)، اُرينتال تيارت (ناصريه)، قهوهخانة كريمآبادي (سرتخت بربريها)، تماشاخانة آفتاب (چهار راه گلوبند)، باغچة يوسف ارمني8 و چند جاي ديگر بود. پس از جنگ جهاني دوم و اشغال ايران شهريور 1320 فعاليتهاي نمايشي اين دسته متوقف شد و با مرگ احمد مؤيد 1321ش (برخي 1333 نوشتهاند)9 دورة اجراي موفق نمايشي شادآور روحوضي به پايان رسيد.
مأخذ:
1- شهرياري، خسرو: افسانة شبزندهداران، تهران، انتشارات كاوشگر، چاپ اول 1377، ص 32؛ بيضايي، بهرام، نمايشي در ايران. تهران: روشنگران 1379، 179.
2- همو، كتاب نمايش، تهران، اميركبير، چاپ اول1365، دفتر دوم (ه- ي)، ص 2/420.
3- همو، افسانة شب، همانجا.
4- بيضايي 173.
منابع و مآخذ:
5- بيستمين جشنواره بينالمللي تئاتر بجر: تهران 1 تا 12 بهمن 1380، بولتن شماره 6، شبنه 6 بهمن، ص 9.
6- شهرياري، كتاب نمايشي دفتر دوم، ص 2/420.
7- همو: ص 421.
8- همو، افسانة شبزندهداران ... ص 30.
9- شهرياري، كتاب نمايش، 2/ 421.
محمود عزیزی و کاظم شهبازی