میرزا ملکم خان(ناظم الدوله)
ميرزا ملكمخان (1326ـ1249ق / ؟ م)، سياستمدار، نويسنده و نمايشنامه نويس. ملقب به ناظمالملك1 (ناظمالدوله)، متولد جلفاي اصفهان، فرزند ميرزا يعقوب از ارامنة جديدالاسلام.2 ملكم در سن ده سالگي به فرانسه رفت و پس از آنكه تحصيلات دبستاني و دبيرستاني را به پايان رساند، وارد مدرسة پليتكنيك شد و در رشتة حكمت طبيعي و مهندسي فارغالتحصيل گرديد و در ضمن تحصيل با مسائل روز جهان آشنا گرديد. در 1268ق / ؟ م به ايران بازگشت؛3 يعني زماني كه تازه ميرزا تقيخان اميركبير از صدارت عزل و كار صدارت به ميرزا آقا خان نوري واگذار شده و مدرسة تازه ساخته شدة دارالفنون در آستانة افتتاح و معلمان اتريشي به تهران رسيده بودند؛ و بلافاصله ميرزا ملكمخان به عنوان مترجم در كنار استاداني قرار گرفت كه دروس جغرافيا و علوم مقدماتي را تدريس ميكردند.4 ملكم، دستگاه تلگرافي بين دارالفنون و كاخ شاهي را نصب كرد. به عنوان مترجم، همراه با نمايندگان ايران براي حل اختلاف ايران و بريتانيا به انگلستان رفت.5 در 1274ق كه سال آخر صدارت ميرزا آقا خان نوري بود،6 فراموشخانه (فراماسون) را تأسيس كرد.7 فعاليتهاي سياسي ملكمخان در فراموشخانه، او را در مظان اتهام تبليغ افكار جمهوري خواهي قرار داد، و به همين دليل روز پنجشنبه 12 ربيعالثاني 1278ق به فعاليتهاي فراموشخانه پايان دادند.8 در 1280ق به عثماني تبعيد شد و در آنجا ازدواج كرد و به خاطر تمايل همسرش مجدداً مسيحي شد. در 1295ق وزير مختار ايران در كنگرة برلين شد و به مناسبت خدماتش لقب حضرت اشرف را به او دادند. در سفر ناصرالدين شاه به فرنگ، امتياز تأسيس «لاتاري» را از شاه گرفت، ولي به علت فروختن اين امتياز به يك انگليسي مورد غضب شاه قرار گرفت و از كار بركنار شد.9 در 29 جماديالثاني 1307ق (20 فوريه 1890م) روزنامة «قانون» را با مديريت خودش در لندن انتشار داد.10 در دوران حكومت مظفرالدين شاه، وزير مختار ايران در رم شد و تا پايان عمر در اين سمت باقي ماند.
ملكمخان تحت تأثير ميرزا فتحعلي آخوندزاده و به تقليد از نمايشنامههاي او، نمايشنامههائي نوشت كه عبارت است از: «سرگذشت احمدخان حاكم عربستان»، «كربلا رفتن شاه قليميرزا».11 در نمايشنامة «كربلا رفتن شاه قلي ميرزا»، شلوار شخصيت اصلي نمايش با اغواي حاكم كرمانشاه توسط يك زن فاحشه، ربوده ميشود و او ناچار به مستراح پناهنده ميشود و براي اينكه رسوايي بيشتري به بار نيايد با كمك نوكرش با لباس زنانه از شهر خارج ميشود. در نمايشنامة «سرگذشت اشرفخان حاكم عربستان»، دو شخصيت داستان بر پشت اسب با هم مكالمه ميكنند. اين نمايشنامه از ضعفهاي فراواني برخوردار است، از جمله اينكه در صحنهها از ضرورتهاي اجرايي صحبت نشده است. اين نمايشنامه در 1908م به صورت پاورقي در مجلة دو هفتگي «اتحاد» به چاپ رسيد كه از نشريات ارگان «انجمن اتحاد» يكي از انجمنهاي مشروطهخواه تبريز بود.12
مآخذ:
1. دايرةالمعارف فارسي: به سرپرستي غلامحسين مصاحب، تهران: شركت سهامي كتابهاي جيبي، چاپ دوم، جلد دوم، بخش دوم (م ـ ي)، ص2851.
2. حكيميان، ابوالفتح. فهرست مشاهير ايران. تهران: انتشارات دانشگاه ملي، 1357، مجلد دوم (ش ـ ي)، ص566.
3. آرينپور، يحيي. از صبا تا نيما. تهران: شركت سهامي كتابهاي جيبي، چاپ اول 1350، جلد اول، ص314.
4. مجموعه آثار ميرزا ملكمخان. تدوين و تنظيم از محمد محيط طباطبائي، تهران: كتابخانة دانش، 1327، ص ب.
5. دايرةالمعارف فارسي. جلد دوم. بخش دوم، ص 2851.
6. آرينپور، يحيي. از صبا تا نيما. جلد اول، ص 314.
7. دايرةالمعارف فارسي. جلد دوم، بخش دوم، ص2851.
8. آرينپور، يحيي. از صبا تا نيما. جلد اول، ص315.
9. دايرةالمعارف فارسي. ص2851.
10. آرينپور، يحيي. از صبا تا نيما. جلد اول، ص421.
11. دايرةالمعارف فارسي. ص2851.
12. ميرزا ملكمخان. پروفسور حامد الگار، ترجمة جهانگير عظيما، ترجمة حواشي مجيد تفرشي، تهران: شركت سهامي انتشار با همكاري انتشارات مدرس، بهار 1369، ص277.
محمود عزیزی