ابونصر مشکان
ابونصر مُشكان، يا منصور بن مُشكان (د 431ق / 1040م) نويسنده، اديب و رجل دربار غزنوي.
او از نويسندگان نامدار و صاحب ديوان رسائل سلطان محمود (حك 389-421ق) و پسرش سلطان مسعود غزنوي (حك 421-432ق / 1030-1041م) بود.1 ظاهراً در 401 ق/ 1011م پس از انتخاب خواجه حسن ميمندي به وزارت و خالي ماندن منصب صاحب ديواني به اين سمتبرگزيده شد و تا هنگام مرگ در اين شغل باقي ماند.2
در نثر فارسي و عربي دست داشت. مكتوبهايي كه به قلم او تحرير شد، ازجمله بليغترين رسائلسادة فارسي به شمار ميرود.3
ابوالفضل بيهقي*، مورخ مشهور نيز زير نظر ابونصر در دربار غزنوي به خدمت مشغول بود. به همينسبب آنچه را كه از مشاهدات وي شنيده بود، در كتابي به نام مقامات ابونصر مشكان گردآورد كهتاسدة 9 ق وجود داشت.4
بيهقي تعدادي از نامههاي فارسي او، از جمله نامة بزرگان دولت غزنوي به سلطان مسعود و دعوت او به غزنين ونامههاي سلطان مسعود به قدرخان و آلتونتاش خوارزمشاه، را در تاريخ خود آورده است.5
مآخذ:
- مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي. تهران: فرانكلين، 1345، ج 1، ص 36.
- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابنسينا، 1335، ج1، ص 638.
- همو. نثر فارسي از آغاز تا عهد نظامالملك طوسي. تهران: ابنسينا، 1347، ص 249.
- بياني، مهدي. كارنامة بزرگان ايران. تهران: ادارة كل انتشارات و راديو، 1340، ص 107.
- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: فردوس، 1363، ج1، ص 634. نيز نك: سادات ناصري، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران. تهران: شوراي عالي فرهنگ وهنر، 1353، ص 144ـ 145.
ابوالقاسم رادفر