ترجیع بند
تَرجيعبَند، يكي از قالبهاي شعر فارسي قديم.
ترجيع در اصل به معناي گرداندن آواز در گلو است كه در موسيقي، آن را تحرير نيز ناميدهاند.1 ترجيعبند در اصطلاح شعري است كه داراي چند قسمت يا فصل يا بند جداگانه و هم وزن باشد، آن گونه كه هر بند با بيتي مصرع و قافيهاي تازه آغاز گردد و قوافي ديگر ابيات آن بند از قافية بيت اول پيروي كند و سرانجام هر بند از بند ديگر با بيتي مفرد جدا شود.2 اين بيت مفرد يا مكرر را واسطة العقد يا برگردان يا ترجيع و هركدام از بخشها را خانه يا رشته خواندهاند.3 ترجيعبند با تركيببند فرق چنداني ندارد و پيشينيان نيز هر دو نوع را غالباً ترجيع نام نهادهاند.4 همچنين پيشينيان كلمة ترجيعبند را، ابيات فواصل مابين خانه و نه نوعي شعر، مفهوم كردهاند. ترجيعبند و تركيببند و بيشتر اصطلاحهاي ديگر در رابطه با اين نوع شعر از سدة 7 ق به بعد رواج يافته است.5 قالب ترجيعبند در بيان موضوعهاي عشقي و عرفاني يا آنچه در غزل به كار ميرود، كاربرد بيشتري داشته است. از ميان مشهورترين ترجيعبندهاي فارسي ميتوان به ترجيعبندهاي فرخي سيستاني* (م 429 ق/ ؟م)، حسن غزنوي (م 556 ق/ ؟م)، فخرالدين عراقي* (م 688 ق/ ؟م)، عبدالرحمان جامي* (م 898 ق/ ؟م)، بابافغاني* (م 925 ق/ ؟م)، وحشي بافقي* (م 991 ق / ؟م)، شيخ بهايي* (م 1031 ق/ ؟م) و هاتف اصفهاني (م 1198 ق/ ؟م) اشاره كرد.6 بيشترين تحول در ترجيعبند، هم از نظر مضمون و هم از نظر شكل، در شعر دوران مشروطيت ديده ميشود. شاعران اين دوره، قالبهاي ديگر شعري از جمله مسمط، مستزاد و تركيببند را با ترجيعبند آميختند و شكلهاي جديدي مناسب با مضمونهاي اجتماعي روز به وجود آوردند.7
مآخذ:
- ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. واژه نامة هنر شاعري. تهران: كتاب مهناز، چ 2، 1376، ص 62.
- مؤتمن، زينالعابدين. تحول شعر فارسي. تهران: ابن سينا، بي تا، ص 24.
- رزمجو، حسين. انواع ادبي و آثار آن در زبان فارسي. مشهد: آستان قدس رضوي، چ 1، 1370، ص 38.
- مؤتمن، زين العابدين. همان. ص 25.
- همايي، جلال الدين. فنون بلاغت و صناعات ادبي. تهران: توس، چ 2، 1363، ص 181.
- رزمجو، حسين. همانجا.
- ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. همانجا.
ابوالقاسم رادفر