تفسیر نویسی
تفسيرنويسي، نوشتن شرح بر مطالب نوشتههاي علمي و فلسفي، بهويژه شرح و بيان معاني حقيقي آيات قرآن.
تفسير در لغت به معناي كشف و اظهار و پردهبرداري از معناي كلام است. در آغاز اين كلمه به شروح كتابها و نوشتههاي علمي و فلسفي اطلاق ميشد و مرادف با شرح و بيان معاني آنها بود. به همين سبب، شروح يوناني و غربي آثار ارسطو را تفسير ميناميدهاند. اما به تدريج اين واژه در فرهنگ اسلامي، بيشتر به كتابهاي خاصي كه در شرح قرآن كريم نگارش مييافت، اطلاق و اصطلاح شد.1 در تعريف ديگر، تفسير علمي است كه به بيان حقيقت معاني آيات قرآن به اندازة توان انسان و به مقتضاي قواعد لغوي، صرفي، نحوي و بلاغي عرب بپردازد و در حقيقت مراد خداوند را از نزول قرآن آشكار كند و دربارة مفردات، تركيبات، معاني آنها، اسباب نزول، ترتيب نزول، توضيح اشارات، مجملات، تمييز ناسخات، منسوخات، محكمات و متشابهات از يكديگر و تفصيل تعريضات، قصص و حكايات آن بحث كند.2 در برابر واژة تفسير، واژة ديگري در قرآن و حديث به نام تأويل بهكار ميرود كه با مفهوم تفسير معناي مشابهي دارد. دربارة تفاوت يا يكي بودن تفسير و تأويل ميان صاحبنظران اختلاف وجود دارد. گروهي معتقدند كه هر دو لفظ داراي يك معني است. برخي هم تفسير را به كشف ظاهر قرآن و تأويل را به كشف باطن آن تعبير كردهاند.3 مؤلف كتاب التفسير و المفسرون از جمله كساني است كه ميان تفسير و تأويل فرق گذاشته است. او مينويسد: تفسير آن است كه مرجعش راويت باشد، اما مرجع تأويل درايت است. به همين سبب تفسير به كشف و بيان معنا شده و كشف مراد خداوند منجز نميشود، مگر آنكه از سوي پيامبر اكرم (ص) وارد شده باشد يا از صحابهاي كه بر نزول وحي شاهد بوده و به حوادث و وقايع آن علم و احاطه داشته باشند.4
تاريخ تحول تفسير: تاريخ تحول تفسير قرآن كريم را به سه مرحله تقسيم كردهاند. مرحلة اول، تفسير در زمان پيامبر اكرم (ص) و اصحاب او. مرحلة دوم، تفسير در دورة تابعين آن حضرت. مرحلة سوم، تفسير در اعصار تدوين تفسير كه از دوران بني عباس آغاز شده و تا زمان حاضر ادامه يافته است.5
روشهاي تفسيري: بدون شك يكي از فوايد شناخت تفسير، آشنايي با روشهايي است كه در زمينة شكل تفسير و استنباط ديدگاه قرآن و رسيدن به فهم آن صورت پذيرفته است. اين روشها عبارتند از: 1ـ روش اجتهادي، 2ـ تفسير موضوعي، 3ـ تفسير تطبيقي، 4ـ تفسير عصري، 5ـ تفسير تاريخي، 6ـ تفسير فلسفي، 7ـ تفسير ادبي، 8ـ تفسير به رأي، 9ـ تفسير ماثور / نقلي، 10ـ تفسير هدايتي و تربيتي، 11ـ تفسير فقهي، 12ـ تفسير كلامي، 13ـ تفسير رفرمي، 14ـ تفسير عرفاني / صوفيانه، 15ـ تفسير اجتماعي، 16ـ تفسير علمي، 17ـ تفسير تقريب گرايانه.6
مفسران قرآن: نخستين مفسر قرآن كريم ، حضرت علي (ع) بود. پس از آن حضرت، افزون بر اهل بيت (ع) كساني چون ابن عباس (و 68 ق / ؟م) شاگرد مشهور امام علي (ع)، ابن مسعود (و 32 ق/ ؟م)، جابر بن عبدالله انصاري (و 74 ق/ ؟م)، ابن ابي كعب (و 20 ق/ ؟م) و ميثم تمّار (و 60 ق/ ؟م)، سعيد بن جبير (و 94 ق/ ؟م)، مجاهد بن جبير (و 103 ق/ ؟م)، عطيه بن سعيد كوفي (و 111 / 114 ق/ ؟م) و ابومحمد قرشي (و 127 ق/ ؟م) به تفسير قرآن كريم همت گماشتند. پس از آنان كساني از جمله سفيان ثوري، ابن ماجد، ابن جرير طبري (و 310 ق/ ؟م) ابي حيّان، ابوعلي فارسي، ابن عربي و ديگران نيز تفاسير ارزندهاي عرضه كردند. در ميان مفسران مشهور عصر حاضر نيز ميتوان از امام محمد عبده، شيخ محمد رشيد رضا (و 1354 ق/ ؟م)، سيد قطب و طنطاوي (و 1358 ق/ ؟م) نام برد.7
تفاسير مشهور: از ميان انبوه بسيار تفاسيري كه قرآن پژوهان صورت دادهاند، ميتوان از التبيان في تفسير القرآن از شيخ الطائفه / شيخ طوسي (و 460 ق/ ؟م)؛ تفسير فراء / معالم التنزيل از ابن فراء بغوي (و 516 ق/ ؟م)؛ كشاف از جارالله زمخشري (و 538 ق/ ؟م)؛ تفسير بيهقي از ظهيرالدين ابوالحسين علي بيهقي مشهور به ابن فندق و فريد خراساني (و 565 ق/ ؟م)؛ انوار التنزيل و اسرار التأويل از قاضي بيضاوي (و 685 ق/ ؟م)؛ السرّ الوجيز في تفسير الكتاب العزيز از علامه حلي (و 726 ق/ ؟م)؛ تفسير صافي از ملامحسن فيض كاشاني (و 1091 ق/ ؟م)؛ اسرار الآيات و انوار البيّنات از ملاصدرا شيرازي (و 1050 ق/ ؟م)؛ الميزان في تفسير القرآن از علامه سيد محمدحسين طباطبايي (1360 ش) و البيان في تفسير القرآن از آيت الله سيد ابوالقاسم خويي (و 1413 ق/ ؟م) ياد كرد.8
تفاسير معاصر فارسي: از ميان تفاسير با ارزش فارسي در سالهاي اخير سدة حاضر ميتوان به پلي ميان شعر عروضي و هجايي فارسي (1353 ش) به كوشش احمدعلي رجايي؛ ترجمة تفسير طبري به كوشش حبيب يغمايي؛ تفسير قرآن پاك (1348 ش) به كوشش علي رواقي؛ چند برگ تفسير قرآن كريم (1351 ش) به كوشش مايل هروي؛ تفسيري بر عشري از قرآن مجيد (1352 ش) به كوشش جلال متيني؛ لسان التنزيل (1344 ش و 1355 ش) به كوشش مهدي محقق و ترجمة مفردات قرآن / تفسير مفردات قرآن (1359 ش) به كوشش عزيزالله جويني اشاره كرد.11
مآخذ:
- ايازي، محمدعلي. «تفسير قرآن»، دانشنامة قرآن و قرآن پژوهي، به كوشش بهاءالدين خرمشاهي، تهران: دوستان ـ ناهيد، 1377 ش، ج 1، 635.
- محمدخاني، علي اصغر. «تفسير قرآن در ادب فارسي»، دانشنامة ادب فارسي (2)، فرهنگنامة ادبي فارسي، به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، 1376 ش، ص 383ـ384.
- همان جا.
- درودي، موسي. نخستين مفسران قرآن، كتاب اول، تهران: نور فاطمه، 1362 ش، ص 47.
- درودي، موسي. همان، ص 58.
- ايازي، محمدعلي. همان، ص 637ـ652 (به اختصار).
- همان، ص 653، 654 .
- محمدخاني، علي اصغر. همان، ص 384، 385.
- همان، ص 386.
ابوالقاسم رادفر