سنایی غزنوی
سنايي غزنوي (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف.
حكيم ابوالمجد مجدود بن آدم سنايي غزنوي، شاعر و عارف بزرگ ايران در سدة 6 ق است. عوفي در لباب الالباب نامش را مجدالدين بن آدم و حاجي خليفه در كشف الظنون نام او را محمد بن آدم ضبط كردهاند.1 پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود، اما از مكنت بهرهاي نداشت. خاندانش با آنكه مذهب حنفي داشتند، به پيامبر (ص) و خاندانش ارادت ميورزيدند. مجدود در غزنين به دنيا آمد و همان جا به تحصيل پرداخت. پس از آشنايي با معارف آن عهد به عنوان شاعر به دربار راه يافت. سپس به بلخ رفت و از احسان و انعام خواجه اصيلالملك حسن هروي از بزرگان آنجا برخوردار شد. اما چندي بعد كار آن دو به كدورت كشيد و سنايي او را هجو گفت. با اين همه شاعر به سبب آزار دشمنان و به ويژه تحريك و تحقير خواجة مذكور از بلخ رهسپار سرخس شد. در آنجا بد زباني و بينوايي سنايي او را به عزلت كشاند. پس از آن مدتي در نيشابور و خوارزم و بلخ به سر برد. سپس از بلخ به مكه رفت. در بازگشت از سفر حج آثار تحول و انقلاب فكري در وي ظاهر شد و به زهد گرويد. از بلخ بار ديگر عازم سرخس شد و اين بار در آنجا با آرامش زيست و با احترام وزرا و بزرگان شهر روبه رو گرديد. در اين هنگام قوام الدين درگزيني وزير مشهور عراق كه در دستگاه سلاجقه نفوذ بسيار داشت، در سرخس خواستار ديدار سنايي شد، اما وي با ارسال دو نامه و يك شعر به آن وزير با اين درخواست مخالفت كرد. پس از آن به شهرهاي خراسان رفت و سالهاي پاياني عمرش را نيز در غزنين سپري كرد.2 آرامگاه سنايي در غزنين زيارتگاه خاص و عام است. او را از شاعراني دانستهاند كه در تغيير سبك شعر فارسي و ايجاد تنوع و تجدد در آن مؤثر بودهاند.3
سنايي در ميان بزرگان صوفيه و غير صوفيه مقام پيشوايي يافته، علما و حكما او را حكيم و صوفيه و عرفا وي را شيخ خواندهاند. عرفايي چون مولوي، احمد غزالي و شاعراني مانند عارف زرگر، مختاري غزنوي، خاقاني شرواني، ابوالعلا گنجوي و جز آنان او را ستودهاند.4 از شعراي معاصر او به جز عثمان مختاري كه رابطة مستحكم و صميمانهاي با او داشت، ميتوان از سيد حسن غزنوي، معزي، انوري و سوزني نام برد. سلطان مسعود بن ابراهيم غزنوي (حك 492ـ 508 ق) سلطان سنجر سلجوقي (حك 511ـ 552ق) و سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوي (حك 450ـ 492 ق) از معاصران و ممدوحان سنايي بودند.5 در آثار سنايي دو شيوة مختلف از دو دورة متفاوت حيات او ديده ميشود. يكي اشعاري در ارتباط با مرحلة نخستين زندگاني وي كه شاعري درباري و مديحهسرا بود و ديگر اشعار مرحلة دوم زندگي او كه محتواي اخلاقي و عرفاني دارد و سبك اصيل سنايي را در اين گونه اشعار بايد جست. همين شيوة او بعدها مورد عنايت خاقاني شرواني و جمالالدين عبدالرزاق اصفهاني قرار گرفت. در شاعري به ويژه در اوايل آن از شيوة عنصري، مسعود سعد سلمان و بيش از همه فرخي پيروي ميكرد.6 آثارش عبارتند از: 1ـ كليات ديوان شامل مدايح، زهديات، قلندريات، تركيبات، ترجيعات، غزليات، قطعات و رباعيات و در 13780 بيت، 2ـ حديقة الحقيقه* كه آن را الهينامه و فخرينامه هم خواندهاند. عدد ابيات آن 10000 بيت است، 3ـ مثنوي طريق التحقيق كه ابيات آن حدود 896 بيت و تاريخ نظم آن 528 ق است، 4ـ مثنوي سيرالعباد الي المعاد* بر وزن حديقه كه شمار ابيانش بيش از 770 بيت است، 5ـ مثنوي كارنامة بلخ (مطايبهنامه) با 497 بيت كه بر وزن حديقه سروده شده است، 6ـ مثنوي عقلنامه كه كوچكترين مثنوي او به شمار ميرود، 7ـ مثنوي عشقنامه در 576 بيت و در پند و موعظه، 8ـ سنائي آباد كه در صفات خداوند و نعت رسول و ديگر مسائل عرفان و شامل 596 بيت است، 9ـ تحريمة القلم (تجربة العلم) در 202 بيت، 10ـ رسالة مقدمة نثري در فضيلت سخن و سخندان و حسرت نداشتن فرزند، 11ـ انتخاب منتخب حديقه كه گويا انتخابي از كتاب حديقة الحقيقه او توسط يكي از دوستانش بوده است، 12ـ مجموعة نامههاي سنايي، شامل 17 نامة او به بزرگان، امرا و سلاطين جز آنها آثار ديگري را به نامهاي كنزالرموز، رموزالانبياء و كنوزالاوليا، زادالسالكين و بهرام و بهروز نيز به وي نسبت دادهاند.7 گويا سنايي يكبار ديوان مسعود سعد را گردآوري و تدوين كرد و برخي از اشعار ديگران را هم به اشتباه به آن افزود و به همين سبب بعدها از مسعود سعد پوزش خواست.8
مآخذ:
- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 552.
- زرينكوب، عبدالحسين. با كاروان حلهّ. تهران: آريا، 1343، ص 128ـ132.
- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
- مدرس رضوي، محمدتقي. ديوان سنايي غزنوي. تهران: ابن سينا، 1341 (تاريخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
- فروزانفر، بديعالزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمي، چ 2، 1350، ص 260.
- سادات ناصري، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران در دورة اسلامي. تهران: شوراي عالي فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
- مدرس رضوي، محمدتقي. ديوان سنايي غزنوي. تهران: ابن سينا، 1341 (تاريخ مقدمه)، ص فب ـ صا (مقدمه).
- زرينكوب، عبدالحسين. با كاروان حلهّ. تهران: آريا، 1343، ص 133. و نيز نگ: انصاري، محمدشفيع. فرهنگ لغات و تعبيرات مثنويهاي سنائي. قزوين: دانشگاه بينالمللي امام خميني (ره)، 1378.
ابوالقاسم رادفر