نظامی گنجوی
نظامي گنجوي (حـ 530 ـ 614 ق / ؟م) حكيم ، شاعر.
حكيم جمالالدين متخلص به نظامي و مشهور به نظامي گنجوي فرزند يوسف بن زكي بن مؤيد از مهمترين شاعران فارسيگو بود كه در گنجه به دنيا آمد. برخي اصلش را از قُهِستانِ قم،1 و برخي ديگر از «تا» (روستايي در تفرش) نوشتهاند. در بسياري از تذكرههاي كهن تخلصش نظامي مطّرزي ضبط شده است.2 وي افزون بر علوم معقول و منقول، در دانشهاي ادبي و عربي نيز مهارت داشت. همچنين در حكمت الهي، رياضي و پزشكي دستي داشت.4 همة عمر در گنجه زيست و جز يك بار آن هم به فراخوان اتابك قزل ارسلان (د 587 ق / ؟م) از زادگاهش بيرون نرفت. با شاعراني چون خاقاني* و عوفي* معاصر بود و گويا اشعاري هم دررثاي خاقاني سرود.6 دولتشاه سمرقندي٭ او را از جمله مريدان اخي فرج زنجاني (د 557 ق / ؟م) صوفي مشهور دانسته كه صحت و سقم اين مطلب هنوز مشخص نيست.8 نظامي نزد پادشاهان و اميران سرزمينهاي مجاور نظير اتابكان آذربايجان، شروانشاهان ،آق سُنُقريان و ديگران حرمت بسيار داشت. با اين همه شاعري درباري نبود. او بيشتر اوقاتش را در انزوا ميگذراند.9 از ميان پادشاهان و اميراني كه با آنان معاصر بود و برخي از آثارش را به رسم پيشكش به نام آنان سرود، ميتوان فخرالدين بهرامشاه (حك 550 ـ حـ 615 ق / ؟م)، اتابك محمد جهان پهلوان (حك 568 ـ 581 ق / ؟م)، اخستان بن منوچهر (زنده در 55 ق / ؟م)، علاءالدين كرپ ارسلان (د 604 ق / ؟م) و نصرةالدين ابوبكر (د 607 ق / ؟م) بن محمد جهان پهلوان را نام برد.10 نظامي گنجوي در بسياري از مسائل و عقايد مهم ديني با معتزله مخالفت داشت و از اشاعره پيروي ميكرد. همچنين با وجود پايبندي به اصول اسلام نسبت به ايران و ايراني تعصب ميورزيد.11 وي سرانجام در گنجه با دنيا وداع گفت. آرامگاهش در گنجه تا اواسط دورة قاجار برپا بود، اما پس از آن رو به ويراني گذاشت و ديگربار دولت محلي آذربايجان شوروي آن را ساخت.12 از آثارش: 1- مخزن الاسرار، 2- خسرو و شيرين، 3- ليلي و مجنون، 4- هفت پيكر، 5- اسكندرنامه را ميتوان نام برد. اين آثار به پنج گنج و خمسة نظامي شهرت دارند.13 نظامي يگانه شاعري است كه تا پايان سدة 6 ق/ 12م شعر تمثيلي را به بالاترين درجة تكامل رساند.14 نكته مهم در منظومههاي نظامي، درك صحيح شاعر از روح داستان و موضوع شعرش است. پس از وي بيشتر سرايندگان منظومههاي عاشقانه دانسته يا ندانسته به تقليد از او برخاستند.15 خواجوي كرماني،* جامي،* هاتفي، عرفي، وحشي بافقي،* مكتبي، فيض فياضي، اشرف مراغي و آذربيگدلي* از آن جملهاند.16 افكار بلند و شاعرانة نظامي در لابه لاي آثارش باعث گرديده كه از وي به عنوان شاعري حكيم ياد شود. اين امر و مسائل ديگري نظير تعداد بسيار مقلدان وي و همچنين عفت كلامش نظامي را در زمرة هشت شاعر طراز اول زبان و ادب فارسي قرار داده است.17 او چون در بيان اشعارش به دنبال تازه جويي بود، به استعاره بيش از تشبيه و به تشبيه بيش از توصيف عادي پرداخت.18 دربارة نظامي و احوال و آثارش كتابهاي بسيار نوشته شده كه فهرست آنها در كتابشناسي نظامي تأليف ابوالقاسم رادفر آمده است.
مآخذ:
- صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابن سينا، چ 6، 1352، ج 2، ص 798 ـ 800 (به اختصار).
- نفيسي، سعيد. ديوان نظامي گنجوي. تهران: فروغي، 1338، ص 3 ،6.
- زنجاني، برات. احوال و آثار و شرح مخزن الاسرار نظامي گنجوي. تهران: دانشگاه تهران، 1368، ص11.
- وحيد دستگردي، حسن. گنجينة گنجوي. تهران: ابن سينا، چ 2، 1335، ص31، 32.
- اثرآفرينان. زير نظر عبدالحسين نوايي، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ايران، چ 1، 1380، ج 6، ص 54.
- صفا، ذبيحالله، همان، ص 800.
- زرينكوب، عبدالحسين. با كاروان حله. تهران: علمي، چ 10، 1376، ص 200.
- صفا، ذبيحالله. همان، ص 801 ـ 804 (به اختصار).
- وحيد دستگردي، حسن. همان، ص 38، 41.
- صفا، ذبيحالله. همان، ص 801.
- وحيد دستگردي، حسن. همان، ص 47 ـ48 (به اختصار).
- صفا، ذبيحالله. همان، ص 807.
- يوسفي، غلامحسين. چشمة روشن. تهران: علمي، چ 1، 1362، ص 169ـ170 (به اختصار).
- صفا، ذبيحالله. همان، ص 809.
- رادفر، ابوالقاسم. كتابشناسي نظامي. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه)، چ 1، 1371، ص8 (پيشگفتار).
- زرينكوب، عبدالحسين. پير گنجه در جستجوي ناكجاآباد. تهران: سخن، چ 1، 1372، ص 21. ابوالقاسم رادفر