استان کرمانشاه
كرمانشاه، استاني در غرب كشور و به مركزيت شهري به همين نام (← كرمانشاه).
اين استان از شمال با استان كردستان، از شرق با استان همدان و از جنوب شرق با استان لرستان و از جنوب غرب با استان عيلام و از غرب با كشور عراق همسايه است.1 استان كرمانشاه با مختصات جغرافيايي 41َ˚33 تا 17َ˚35 عرض شمالي و 24َ˚45 تا 06˚48 طول شرقي و وسعت 24641كم، 5/1 درصد از مساحت ايران را تشكيل ميدهد.2 اين استان براساس آخرين تغييرات در تقسيمات كشوري، داراي 14 شهرستان، 29 بخش، 85 دهستان و 28 شهر است. شهرستانهاي استان كرمانشاه عبارتند از: اسلامآباد غرب، كرمانشاه، پاوه، جوانرود، صَحنه، قصر شيرين، گيلان غرب، هَرسين، ثلاث باباجاني، سُنْقُر، سَرِ پُلِ ذَهاب، كَنْگاوَر، روانسر و دالاهو (به مركزيت كِرِند غربي).3
استان كرمانشاه، به لحاظ شكل ظاهري زمين به سه واحد كوه، دشت و تپه ماهور تقسيم ميشود: 4
1. كوههاي استان كه بخشي از ارتفاعات رشته جبال زاگرس هستند و مانند زاگرس جهتشان شمالي غرب ـ جنوب شرقي است. شاهو، پرآو، بيستون، دالاخاني و اَمرولِه بلندترين ارتفاعات استان كرمانشاه هستند كه بيشتر آنها قلههايي به ارتفاع بيش از 3000م دارند و مجموعة آنها زاگرس مرتفع را شكل ميدهند؛ كوه سفيد، دالاهو، قلعه قاضي، آتشگاه و ... كه ارتفاع آنها از 2000 تا 3000م است و بيشتر آنها از نواحي مركزي استان ديده ميشوند و به زاگرس چين خورده شهرت دارند؛ و بالاخره كوههاي بازي دراز، آق داغ، دانه خشك و برخي ديگر كه داراي ارتفاعي كمتر از 2000م هستند و به تدريج و با كاهش ارتفاع به جلگه بينالنهرين در كشور عراق منتهي ميشوند. اين كوهها نيز جزيي از زاگرس چين خورده شناخته ميشوند.
2. دشتهاي استان كه به لحاظ ارتفاع به دو دسته تقسيم ميشوند: الف. دشتهايي مرتفع مانند كُليايي، ماهيدشت، سنجابي، كرمانشاه، بيونيژ، حسن آباد و دينِوَر كه به لحاظ حاصلخيزي خاك و آب و هواي مناسب، از مناطق مساعد براي كشاورزي و دامپروري و حيات انساني به شمار ميآيند. ب. دشتهاي كم ارتفاع مانند دشت ذُهاب، سومار و گيلان غرب كه غالباً داراي شرايط مناسب براي كشاورزي هستند.
3. تپه ماهور كه بخشي از ناهمواريهاي استان كرمانشاه هستند و در قسمت جنوب غربي استان واقع شدهاند. تپه ماهورهاي اطراف قصر شيرين و سومار از آن جملهاند.
استان كرمانشاه در زيرحوضة كرخه و زيرحوضة مرزي غرب (از حوضة آبريز خليج فارس و درياي عمان) قرار دارد. در اين زيرحوضهها رودخانههاي متعددي جاري است كه تعدادي از آنها مانند كِرِند، گاماسياب، قَره سو، زيمَكان، تَنْگاب و... در پهنة جغرافيايي استان كرمانشاه قرار دارند.5
استان كرمانشاه داراي دو ناحية متفاوت آب و هوايي معتدل كوهستاني در ناحية كوهستاني و گرم و نيمه خشك در ناحية پست و كم ارتفاع است. متوسط بارندگي سالانة استان از 300 مم در نواحي پستِ نزديك مرز عراق شروع ميشود و به 800 مم در نواحي كوهستاني مركز استان ميرسد.6 بخش عمدهاي از پهنة استان كرمانشاه در منطقة زلزلهخيز كشور با درجهبندي خطر خيلي بالا، خطر بالا و خطر متوسط قرار دارد.7 گُسل صَحنه، گُسل مرواريد، گُسل جنوب شهر كرمانشاه، گُسل روانسر، گُسل كِرِند از گُسلهاي فعّال و خطرناك در استان بودهاند كه در يكصد سال اخير موجب بروز زلزلههايي حتي با قدرت 7 درجه ريشتر شدهاند.8
استان كرمانشاه به دليل آب و هواي نسبتاً مساعد و وجود امكانات طبيعي زيست انساني، همواره از مناطق داراي جمعيت ساكن و نيز برخوردار از فرهنگ و مدنيت تاريخي در ايران بوده است. در منابع تاريخي و جغرافيايي به كرّات از آن با نامهاي بيت همبان، خورمهين، قرماسين يا قَرْميسين، كامبادان، كرماچان، كرماشان و... ياد شده است.9
حمدالله مستوفي، «شرح كرمانشاهان» را در باب دهم كتاب خود و در ذكر بقاع كردستان آورده و آن را شهري ياد كرده است كه بهرام بن شاپور ذوالاكتاف ساساني آن را ساخت.10 بارتولد كرمانشاهان را پايتخت كردستان ايران ميداند كه وَره ران (بهرام) چهارم پادشاه ساساني آن را بنياد نهاد، زيرا: «بهرام قبل از جلوس به سلطنت حكمران كرمان بود و بدين جهت لقب كرمانشاه داشت...».11
در زمان شاه عباس اول صفوي، كرمانشاهان و كَلْهُر يكي از ايالتهاي ايران بود. به هنگام حكمراني كريمخان زند، كرمانشاه، دارالشوكت كرمانشاهان نام داشت. در دورة قاجار كرمانشاهان يكي از ولايتهاي ايران بود و در عصر پهلوي همراه با چند شهرستان ديگر در استاني به نام استان غرب جاي گرفت و سپس همراه با ايلام، كردستان و همدان در محدودة استان پنجم قرارگرفت و بالاخره در 1339ش با نام تاريخي خود استان كرمانشاهان ناميده شد.12
استان كرمانشاه به دليل موقعيت مرزي خود، همواره براي كشور داراي اهميت سياسي و ارتباطي بوده است. اكنون نيز به احداث راههاي ارتباطي ميان اين استان با استانهاي مجاور و نيز ارتباط زميني با كشور عراق از طريق پايانه مرزي، بر اهميت آن افزوده شده است. در جنگهاي اول و دوم جهاني و نيز در جنگ عراق با ايران، صدمات و خسارات بسياري بر اين استان و مردم آن وارد آمد؛ اما در اندك زماني پس از جنگ مرحله بازسازي ويرانههاي ناشي از جنگ آغاز گرديد و جمعيت مهاجر آن مجدداً به زادگاه خود بازگشتند. در 1375 جمعيت استان 1778525 تن بود كه طبق پيشبينيها در 1384 به 1938061 تن افزايش يافت.13
استان كرمانشاه افزون بر جاذبهها و زيباييهاي طبيعي، به لحاظ داشتن آثار ارزشمند تاريخي قبل از اسلام و بعد از آن، براي گردشگران و پژوهشگران داخلي و خارجي داراي اهميت بوده است.
مآخذ:
1. سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس نقشه و اطلاعات مكاني (استان كرمانشاه). چ1، تهران: سازمان نقشه برداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1384، ص1.
2. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. اطلس راهنماي استانهاي ايران. چ2. تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1384، ص47.
3. دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1384.
4. سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي. جغرافياي استان كرمانشاه. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1383، ص 7- 5.
5. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي رودهاي كشور. ج4: حوضه آبريز خليج فارس و درياي عمان. چ1. تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح (وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح)، 1384، ص 19-17 و 60-59 و نقشههاي ضميمه.
6. جغرافياي استان كرمانشاه. همان. ص 14-10.
7. سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس زمينشناسي (اطلس ملي ايران). چ1. تهران: سازمان نقشه برداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص 45.
8. جغرافياي استان كرمانشاه. همان. ص 49.
9. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامه تطبيقي نامهاي قديم و جديد مكانهاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ1. مشهد: آستان قدس رضوي، 1378، 240 و 241.
10. مستوفي قزويني، حمدالله. نزهۀالقلوب. به كوشش دكتر محمد دبيرسياقي، چ1، قزوين: حديث امروز، 1381، ص163.
11. بارتولد، و. تذكره جغرافيايي تاريخي ايران. ترجمه حمزه سردادور. چ3. تهران: توس، 1372، ص 207 و 208.
12. اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1. تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1383، ص70، 78، 81، 85، 89، 98.
13. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستانهاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور)، 1382، ص 175 و 177.
14. جغرافياي استان كرمانشاه. همان. ص 69-40.
غلامحسین تکمیل همایون