فصاحت
فصاحت، در علم معانی و بیان روشنی در كلمه و كلام یا به عبارت دیگر، گشاده زبانی و روشن گویی.1
صراحت لفظ، شیوایی بیان و پاكیزگی سخن از پیچیدگی و دشواری لفظی از لوازم اصلی فصاحت هستند.2 اهل فن در اصطلاح برای فصاحت بر اساس آنكه صفت كلمه یا صفت كلام و یا صفت متكلم قرار گیرد، سه نوع تعریف به دست دادهاند.3 الف) فصاحت كلمه كه باید از عیوبی چون: 1- تنافر حروف 2- غرابت استعمال 3- كراهت در سمع 4- مخالفت قیاس صرفی، خالی باشد. ب) فصاحت كلام كه خالی بودن آن از عیوبی نظیر: 1- تنافر در كلمات 2- ضعف تألیف و تعقید لفظی 3- تقید معنوی 4- كثرت تكرار و 5- تتابع اضافات، ضروری است. ج) فصاحت متكلم و آن هنگامی است كه آوردن كلمه و كلام فصیح از عادات او باشد و كلمه و كلام فصیح را بدون هر گونه تكلف و تصنع ادا كند.4 از آنجا كه كلام بلیغ پس از كلام فصیح تحقق میپذیرد، فصاحت را جزو علم معانی به شمار آوردهاند. بنابراین اگر كلمه یا كلام فصیح نباشد، به دلایل گوناگون نمیتوان آن را بلیغ دانست.5 ارتباط فصاحت و بلاغت* تا بدان پایه است كه برخی از دانشمندان و صاحب نظران علم بلاغت از شیوایی و شكوه الفاظ به عنوان شرط لازم برای تحقق بلاغت یاد كردهاند.6
مآخذ:
1. میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه نامة هنر شاعری. تهران: كتاب مهناز، چ 2، 1376، ص193.
2. عباسپور، هومن. «فصاحت»، فرهنگنامة ادبی فارسی ؛ دانشنامة ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چ 1، 1376، ص 1042.
3. نصیریان، یدالله. علوم بلاغت و اعجاز قرآن. تهران: سمت، چ 2، 1380، ص 25.
4. علویمقدم، محمد؛ اشرفزاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ 1، 1376، ص 21ـ 25 (به اختصار).
5. شمیسا، سیروس. معانی و بیان (1). تهران: دانشگاه پیام نور، چ 1، 1370، ص 11، 12، 13 (سری انتشارات آزمایشی متون درسی).
6. رضانژاد (نوشین)، غلامحسین. اصول علم بلاغت در زبان فارسی. تهران: انتشارات الزهراء ، چ 1، 1367، ص 31.
ابوالقاسم رادفر