فلکی شروانی
فلكی شروانی (د 577 یا 587ق / 1181 یا 1191م)، شاعر.
نجمالدین ابوالنظام محمد فلكی شروانی در شماخی (امروزه در كشور آذربایجان) مقرّ شروانشاهان به دنیا آمد.1 چون با دانش نجوم آشنایی و در این فن تبحّر داشت، تخلص فلكی را برگزید.2 نزد ابوالعلای گنجوی به تحصیل ادب پرداخت. پس از آنكه ابوالعلا دخترش را به خاقانی داد، از او رنجید.3 به دربار شروانشاهان، به ویژه خاقان اكبر منوچهر بن فریدون و پسرش اخستان بن منوچهر وابسته بود و آنان را مدح میگفت.4 چندی در زندان شروانشاه به سر برد و اشعاری كه در زندان سرود از لطیف ترین اشعار اوست.5 چنان كه آثارش گواهی میدهد، با دانش ریاضی به خوبی آشنا بود و در زبان عربی و ادبیات عرب نیز مهارت داشت. شعر و خطّ زیبای خود را مایة روح دانسته و بدان افتخار میكرد.6 دیوانش 7000 بیت داشته، اما بیش از 2000 بیت از آن كه شامل قصاید، غزلیات و مسمّطات است، در دست نیست.7 دیوان كوچك فلكی قدرت او را در ابداع معانی و كاربرد الفاظ زیبا نشان میدهد.8 اشعارش تا حدّی روان و از تكلّفات ادبی دور و به شیوة مسعود سعد نزدیك است.9 دیوان او نخستین بار در 1929م در لندن و در 1345ش در ایران به چاپ رسید.10
مآخذ:
1. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 774.
2. فقیه، جمال الدین. آتورپاتكان یا آذربایجان و نهضت ادبی. تهران: علمی، بی تا، ص 249.
3. آذربیگدلی، لطفعلی بیگ. آتشكدة آذر. به كوشش حسن سادات ناصری، تهران: امیركبیر، 1336، ج 1، ب 1، ص 200 و 201.
4. فروزانفر، بدیع الزمان. سخن و سخنوران. تهران: خوارزمی، چ 2، 1350، ص 604.
5. خانلری (كیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 383.
6. طاهری شهاب، محمد. مقدمه بر دیوان فلكی شروانی. تهران: ابن سینا، چ 1، 1345، ص 7 (مقدمه).
7. صفا. همانجا.
8. زرینكوب، عبدالحسین. از گذشتة ادبی ایران. تهران: انتشارات بینالمللی الهدی، چ 1، 1375، ص 314.
9. فروزانفر. همان. ص 602.
10. مصاحب، غلامحسین. دایرة المعارف فارسی. 1381، ج 2، ص 1932.
ابوالقاسم رادفر