پرش به محتوا

ادبیات ایران پیش از اسلام

از ویکی ایران

ادبیات ایران پیش از اسلام

بخش بزرگی از آثار مكتوب بر جای مانده از ایران باستان كه در ارتباط با دستگاههای دینی زردشتی ، بودایی ، مانوی و مسیحی است، بدنة اصلی ادبیات دینی ایران پیش از اسلام را تشكیل می دهد. در ایران پیش از اسلام، آثار دینی وادبی بیشتر به صورت روایی و سینه به سینه منتقل و حفظ می شده است. چنان كه كتاب اوستا سرانجام پس از سده ها انتقال شفاهی در دورة ساسانی به كتابت درآمد.1

مسائلی نظیر علاقه مندی ایرانیان به حفظ سنت ادبیات شفاهی ،‌جنگها ،‌تعصبات دینی و فرهنگی ، تغییر خط و زبان و جز آنها‌، گنجینة ادبی با ارزش ایران پیش از اسلام را به نابودی كشانده است. به همین سبب مكتوبات برجای مانده از زبان های گوناگون ایرانی در برابر حجم بسیار ادبیات ایران باستان اندك و ناچیز است. از میان زبان های چندگانة ایران باستان، تنها از دو زبان اوستایی و فارسی باستان آثار ادبی مكتوب به یادگار مانده است.2 به طور كلی ادبیات ایران پیش از اسلام به دو دوره تقسیم می شود: 1) دورة‌باستان،‌شامل : الف ، ادبیات مادی. از زبان مادی ـ زبان قوم آریایی ماد در غرب و شمال غربی ایران ـ آثار مكتوبی در دست نیست، اما در نوشتة مورخان یونانی از جمله هرودت[1] اشاراتی به داستان های عشقی و حماسی مادی و اشعار این دوره نظیر داستان غنایی زَر‏‎ْیاد‏‏‎ْرس[2] وجود دارد.  ب ـ ادبیات سكایی ، از زبان سكاها نیز كه طوایفی ایرانی در دو سوی دریای خزر بودند، اثر مكتوبی در دست نیست. اما هردوت احتمال داده است كه داستان رستم قهرمان شاهنامه از داستان های حماسی سكایی باشد.3  ج ـ ادبیات فارسی باستان ، كتیبه های برخی از شاهان هخامنشی ، تنها آثار مكتوب زبان فارسی باستان ـ زبان قوم پارس در دورة اشكانیان و نیای فارسی امروزی ـ به شمار می رود. از مهم ترین كتیبه هایی كه به زبان فارسی باستان نوشته شده ، كتیبة كورش در دشت مرغاب و كتیبه های داریوش در بیستون ،‌تخت جمشید ، ‌نقش رستم ، شوش ، سوئز ،‌الوند و همدان است. این كتیبه ها از لحاظ ادبی ارزش چندانی ندارند.4  دـ ادبیات اوستایی ،‌اوستایی زبان كتاب دینی زردشتیان ـ اوستاـ است. جز كتاب اوستا و آثار وابسته به آن اثر دیگری باقی نمانده است. همة‌ اوستا از لحاظ زبان یكدست نیست. اوستای امروزی تنها یك چهارم اوستای دورة ساسانی و است. متون اوستایی را می توان بر اساس ویژگی ها و قدمت زبانی آنها به دو دسته: 1ـ اوستای گاهانی ، و 2ـ اوستای متأخر ،‌تقسیم كرد. اوستای گاهانی خود به چند دسته تقسیم می شود.5 الف ـ گاهان / گاتاها (سروده های نیایشی) كهن ترین اثر ادبی پیش از اسلام و جز بخش های آغازین اوستا است. پژوهشگران بر این باورند كه گاهان از سروده های خود زردشت است. میزان قدمت این سرود ها در ارتباط با تعیین زمان زردشت است كه از 8000 ـ 2600 سال پیش نوسان دارد.6 اشعار گاهان از نظر ساختاری با سروده های ودایی مشابهت دارد. اما پیچیدگی زبان شعر و دشواری های دستوری گاهان درك آن را مشكل كرده است. گاهان به پنج «گاه» / بخش تقسیم می شود كه هریك از آنها خود فصل هایی به نام «ها» دارد. ب ـ یسن های هفت ها: این بخش منثور بوده و پس از گاهان، كهن ترین بخش اوستا را تشكیل می دهد. ج ـ دعاهای یسن 27: در این بخش متن دعاهای مشهور زردشتی از جمله اَهُورنَوَر وجود دارد.7

اوستای متأخر، 6/5 كتاب دینی زردشت را تشكیل می دهد. متون این بخش از اوستا تلفیقی از نیایش ها و آیین های دینی پیش از زردشت و عقاید زردشت است. نیز دعاها و اذكاری را كه پس از زردشت تألیف شده دربر دارد.8  اگرچه این بخش دشواری های زبانی كمتری دارد، اما فهم آن آسان نیست. تاریخ قدیم ترین بخش اوستای متأخر ـ یشت# های كهن ـ احتمالاً به سدة هشتم یا نهم ق. م. برمی گردد. اوستای متأخر شامل بخش هایی چون یَسنا#، ویسپَرد#، خُرده اوستا#، وندیداد# و یشت# هاست كه از میان آنها تنها می توان ارزش ادبی یشت ها را با گاهان برابر دانست. دیگر بخش های آن ارزش ادبی چندانی ندارد.9

2) دورة‌میانه: این دوره نیز خود به دو دوره قابل تقسیم است: الف ـ ادبیات میانة غربی كه خود شامل : 1ـ ادبیات پارتی / پهلوی اشكانی و 2ـ ادبیات پهلوی / فارسی میانه است. 1ـ ادبیات پارتی: ادبیات دوران پارت ها/ اشكانیان به صورت شفاهی حفظ می شد وقصه گویان و نقالان افسانه ها را سینه به سینه انتقال می دادند. منظومة عاشقانة ویس و رامین#  اصل پارتی دارد. به جز آن احتمال می رود كه بعضی از داستان های شاهنامه# نظیر داستان «بیژن ومنیژه» هم اصل پارتی داشته باشد.10  آثار كتیبه ای زبان پارتی نیز از لحاظ ادبی ارزش چندانی ندارند. 2ـ ادبیات پهلوی: زبان پهلوی / فارسی میانه زبان رسمی ایران در زمان ساسانیان (224 ـ 651 م) بوده و آثار این زبان به دو گروه دینی و غیر دینی تقسیم می شود. آثار دینی بیشتر در سده های سوم و چهارم ق تدوین نهایی یافت اما بعدها به دلایلی از جمله حملة‌مغول از میان رفت.11  تعداد آثار غیر دینی باقی مانده از ادبیات پهلوی اگرچه اندك است، اما از آن جهت كه شامل اندیشه ها ،‌افسانه ها وموضوع های تاریخی خاصی است ، با ارزشند. از موضوع های اندك آثار برجای مانده می توان به ماتیكان شترنگ، داستان خسروكواتان / قبادان# و ریدك اشاره كرد. اما جالب ترین آنها ایاتكارزریران# و كارنامة اردشیر بابكان# هستند.12 به طور كلی آثار بازمانده از زبان پهلوی چند دسته اند: 1ـ آثار كتیبه ای ، 2ـ آثار كتابی ، 3ـ زبور پهلوی ، 4ـ برخی جملات و لغات پراكنده، 5ـ آثار مانویان. ادبیات پهلوی دارای ویژگی های ادبیات شفاهی‌ است.13 2ـ ادبیات میانة شرقی كه آن نیز به چهار دسته قابل تقسیم است: الف ـ ادبیات سغدی: زبان سغدی زبان مردم سرزمین سغد به مركزیت سمرقند و درّة زرافشان ـ در تاجیكستان امروزی ـ بوده است. آثار برجای مانده از این زبان در دورة میانه از نظر موضوع ،‌دینی و غیر دینی هستند. آثار دینی به میان سده های 8 ـ 11 م / 2 تا 5 ق تعلق دارند. این آثار عبارتنداز: آثار بودایی ، آثار مسیحی و آثار مانوی این آثار دارای تشبیهات و استعاره ها زیبا و تخیلی رنگین و درخشان هستند و به درك بیشتر فلسفه مانوی كمك می كنند.14 ب ـ ادبیات خوارزمی ،‌خوارزمی زبان قدیم خوارزم ـ بخشی از ازبكستان و جمهوری تركمنستان كنونی بوده است. حدود 40 واژة خوارزمی در واژه نامة عربی ـ فارسی مقدمةالادب زمخشری (و 538 ق) ادیب ، لغوی ،‌محدث و مفسر ایرانی دیده شده است. این جمله ها ‌نسبتاً ساده و روان اما با عبارت های تكراری و یكنواخت است.15  ج ـ ادبیات سكایی: تقریباً تمام آثار برجای مانده از ادبیات سكاها در دورة‌ میانه كه در آغاز سدة بیستم م از سین كیانگ[3] (تركستان چین) به دست آمده، به بوداییان تعلق دارد. این آثار از سانسكریت ترجمه شده و نوعی ادبیات ترجمه ای دینی به شمار می رود. مفصل ترین آنها متن ختنی كتاب زَمبسته[4] به شعر است.16  د ـ ادبیات بلخی . بلخی زبان مردم بلخ ـ در شمال افغانستان كنونی ـ بوده و نظام نوشتاری آن بر مبنای الفبایی یونانی قرار دارد. یكی از مهم ترین آثار بازمانده از این زبان سنگ نبشتة رَبتَك[5] متعلق به كنیشكة بزرگ است 3ـ ادبیات مانوی : این ادبیات كهن ترین آثار ادبی مدون به زبان های ایرانی (فارسی میانه ، پارتی ،‌سغدی و بلخی) صرف نظر از آثار كتیبه ای هستند. این آثار كه به دورانی میان سده های سوم و نهم تعلق دارد،‌اساساً دینی و متشكل از عناصر سامی و سامی ـ یونانی است. ادبیات مانوی مشحون بر:  الف ـ  هفت كتاب مانی ، كه عبارتند از: انجیل زنده؛ گنجینة زندگان؛ زبور؛ رازها ؛ فَرِقماط[6] ؛ غولان و نامه ها.17 افزون بر این، مانی كتاب مصوری با نام ارژنگ و اثر دیگری به نام شاپورگان به زبان فارسی میانه داشته است. ب: آثار منثور پیروان مانی كه كفالایا[7] یكی از آنهاست. ج: اشعار مانوی كه بخش بزرگی از ادبیات مانوی را تشكیل می دهد و بیشتر به زبان های فارسی میانه و پارتی است. وزن اشعار مانوی را برخی هجایی و بعضی ضربی یا تكیه ای دانسته اند. آثار منظوم مانویان بیشتر بدیع و نومایه بوده و حاوی صنایع لفظی و صور خیال ، به ویژه تشبیه و مجاز هستند.18

مآخذ:

1ـ زرشناس ، زهره. «ادبیات ایران پیش از اسلام» ، دانشنامة زبان و ادب فارسی ، به سرپرستی اسماعیل سعادت ،‌تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، 1384 ش، ج 1، ص 251.

2ـ همان جا.

3ـ همان جا.

4ـ تفضلی ،‌احمد. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام،‌به كوشش ژالة‌آموزگار، تهران: سخن، چ 1، 1376 ش ، ص 25ـ 29 (به اختصار).

5ـ همان، ص 36، 37.

6ـ یاحقی ، محمد جعفر. «ادبیات فارسی» ، دانشنامة زبان و ادب فارسی ، به سرپرستی اسماعیل سعادت ، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، 1384 ش، ج 1، ص 303 ، 304.

7ـ زرشناس ، زهره. همان، ص 253.

8ـ تفضلی ، احمد. همان، ص 39، 40.

9ـ زرشناس، زهره. همان، ص 254.

10ـ تفضلی ،‌احمد، همان ،ص 75، 76.

11ـ زرشناس ، زهره. همان، ص 254 ، 255.

12ـ لوی ، روبن. درآمدی بر تاریخ ادبیات فارسی ، ترجمة رویا هاشمیان ،‌تهران: مؤسسة نشر فهرستگان ،‌1377 ش، ص 19.

13ـ زرشناس ، زهره. همان ، ص 255.

14ـ سمیعی ، احمد. ادبیات ساسانی ، تهران: دانشگاه آزاد ایران، 2535 (تاریخ یادداشت) ، ص 54 ، 55 .

15ـ زرشناس ، زهره. همان، ص 255 ، 256.

16ـ همان،‌ص 256 ، 257.

17ـ همان، ص 257.

18ـ همان، ص 257 ، 258.

1-Herodotus.

[2] 2-Zariadres.

1-Sinkiang.

2- Zambasta.

3- Rabatak.

1- Pragmateia.

2- Kephalaia.

ابوالقاسم رادفر