آفرینش(در اسلام)
آفرينش (در اسلام)، پيدايش عالم و موجودات به طريق خلق و ابداع متحقق شدهاند با افاضه و صدور، و بديهي است كه عامل اين خلقت خداوند خالق كائنات است.
در سورة فصلت، (41/11)، آمده كه آسمان نخست به صورت دود بود و خدا به آن امر فرمود كه تحت اطاعت و فرمانبرداري در آيد، و خداوند خورشيد و ماه را مسخر كرد و مدت حركت هر يك را تعيين نمود. (رعد/13/2) بنا بر همان آيه، خداوند آسمانها را بدون ستوني كه ديده شود، برافراشت و سپس خود بر عرش قرار گرفت (نيز نك: اعراف/7/54). در قرآن، در بسياري از جاها، از آسمانها (سموات) سخن گفته شده، زيرا آسمان هفت طبقه دارد (نوح/71/15). امام فخر رازي منظور از هفت آسمان را هفت كرة قمر، عطارد، زهره، شمس، مريخ، مشتري و زحل دانسته است،1 و برخي مفسران براي هر يك از هفت آسمان جنسي تعيين كردهاند، بدين قرار كه آسمان نخست (نزديكترين آسمان به زمين) از "موج مكفوف" است و آسمان دوم از سنگ مرمر و پس از آن به ترتيب از آهن، مس، نقره، طلا و ياقوت هستند؛ همچنين رنگهايي براي آسمانها در نظر گرفتهاند.2
خلقت آسمانها در دو روز و خلقت زمين نيز در دو روز انجام شد (فصلت/41/9،12)؛ طبري به نقل از يهود گويد كه خداوند پنجشنبه و جمعه را براي خلق آسمان و فرشتگان اختصاص داد و روز شنبه ويژة استراحت بود.3 اما با توجه به اينكه در قرآن، بارها (از جمله در اعراف/7/54؛ يونس/10/3؛ هود/11/7) آفرينش آسمانها و زمين در شش روز صورت گرفته، پس مابقي موجودات نيز ميبايد در دو روز خلق شده باشند (قس: فصلت/41/10، خلقت آنها در چهار روز است). بهعلاوه، در قرآن، مقصود از يك روز 1000 سال است (سجده/32/5).
نحوة موجود شدن ستارگان در قرآن توضيح داده شده است: خداوند در افلاك برجها و كاخهايي برپا داشت و درون آنها چراغهايي گذاشت كه همان ستارگاناند (فرقان/25/61). شهابها هم ابزارهاي الهياند كه هر گاه شياطين بخواهند به اين كاخها حمله كنند، آنها را مورد تعقيب قرار خواهند داد (حجر/15/17،18).
در حاليكه انسان از يك وجود يا نَفْس پديد آمده (نساء/4/1؛ انعام/6/98؛ جمـ)، خلقت آن را از «گِل» گفتهاند (حجر/15/26؛ مؤمنون/23/12؛ الرحمان/55/14؛ جمـ)، اما جن از جرقة آتش بوجود آمده است (الرحمان/55/15). خداوند از روح خود در آدم دميد (حجر/15/29) و او را «خليفة» خويش بر زمين قرار داد (بقره/2/30). مقصود از «خليفه» در عقيدة صحيح شرعي ظاهراً كسي است كه در ميان آفريدگان خداوند، به لحاظ حُكم، جانشين او باشد، از خدا اطاعت كند و ميان مخلوقات به عدل داوري نمايد و به ايشان به عدل حكم براند.4 شيخ طوسي اضافه ميكند كه «خليفه» جانشين خداست در روياندن كشت و به ثمر رساندن درختان و روان كردن رودها.5
در قرآن تصريحي بر اينكه حوا از پهلو يا دندة آدم ايجاد شد، يافت نميشود؛ فقط اين هست كه او از همان "نفس واحده" خلق شده است (نسا/4/1؛ اعراف/7/189؛ زمر/39/6). اما در بيان مفسران اسلامي حوا از پهلوي آدم شكل گرفت،6 ولي اين نيز گفته شده كه حوا از باقيماندة گل آدم سرشته شد.7
محلّ سكونت آدم و حوا در آغاز بهشت بود (طه/20/117)، اما سرانجام از آن رانده شدند (اعراف/7/24). دربارة اينكه اين بهشت كجا بوده و رانده شدن از آن چه وجهي دارد، اقوال گوناگوني موجود است.8
مآخذ:
- فخر رازي، محمد بن عمر. التفسير الكبير. بيروت: دار احياء التراث العربي، ج 2، ص 156.
- ميبدي، ابوالفضل. كشفالاسرار و عدة الابرار. به كوشش علي اصغر حكمت، تهران: دانشگاه تهران، 1331-1339، ج 1، ص 102؛ ج 10، ص 172؛ سيوطي، جلالالدين. الدر المنثور. بيروت: دارالكتب العلمية، 1411ق/1990م، ج 1، ص 92.
- طبري، محمد بن جرير. جامعالبيان. بيروت: دارالمعرفه، 1980-1983م، ج 26، ص 111 و 112.
- طبري. همان. ج 1، ص 156 و 157.
- شيخ طوسي، محمد بن حسن. التبيان. بيروت: دار احياء التراث العربي، ج 1، ص 131.
- طبري. همان. ج 4، ص 150؛ شيخ طوسي. همان. ج 9، ص 7.
- طوسي. همان. ج 3، ص 59.
- فخر رازي. همان. ج 3، ص 3 و 4.
مسعود جلالی مقدم