مواضع جمهوری اسلامی ایران در برابر جنبش های آزادیخواه و استقلالطلب
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همه برنامهها دگرگون شد. در فرصتی بسیار اندک، ایران که عامل اصلی و مؤثر در سرکوب نهضتهای آزادیخواه و استقلال طلب منطقه بود، به کانون اصلی اجتماعات، آموزش و ارتباطات نمایندگان این نهضتها مبدل شد. در این میان، نهضتهای منطقه و جهان اسلام مورد توجه و حمایت خاص رهبران و پیشاهنگان نظام اسلامی ایران قرار گرفت.
چهرههای شاخص انقلاب اسلامی به کرّات و در مناسبتهای مختلف حمایت راسخ خود از این نهضتها را اعلام داشتند. بویژه امام خمینی رهبر انقلاب با پذیرایی گرم از یاسرعرفات و بیانات بسیار واضح خود در دفاع و حمایت قاطع از جنبش آزادیبخش فلسطین و دیگر آزادیخواهان و استقلال طلبان جهان، به ضرورت تأسیس «حزب جهانی مستضعفان»[۱]اشاره کرده و به موج پشتیبانی از جنبشهای مبارز و عدالت طلب جهان صبغه جهانی بخشیدند. لولههای نفت ایران بر روی اسرائیل بسته شد. رابطه ایران با مصر (به دلیل خیانتکمپدیوید) و با افریقای جنوبی (که تحت قیمومیت و حاکمیت نژاد پرستی و آپارتاید سفید پوستان بود) قطع گردید. درست چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی،گردهمایی جنبشهای آزادیبخش سراسر جهان با شکوه خاصی در تهران برگزار شد.[۲]
با دقت و تأمل در بیانات امام خمینی و دیگر چهرههای شاخص انقلاب و نیز مواضع رسمی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، میتوان شیوه برخورد ایران با جنبشهای جهان را به سه دوره متمایز تقسیمبندی کرد. این تقسیمبندی، صرف نظر از آرا و نظریههای متعدد و متفاوتی است که راجع به نحوه برخورد با جنبشها توسط احزاب،گروهها و جریانات ذی نفوذ و دخیل در انقلاب اسلامی ایران، جداگانه ابراز شده است.[۳] دورههای متمایز سه گانه از این قرارند:
اول: دوره حاکمیت نظریه صدور انقلاب؛
دوم: دوره حمایت از جنبشها در چهارچوب مجاری دیپلماتیک پذیرفته شده جهانی؛ سوم: دوره جامعه مدنی جهانی.
اکنون توضیح مختصری درباره هر یک از این دورهها و خصوصیات هر کدام از آنها داده میشود.
دوره اول: از نظر زمانی این دوره از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ شروع و حدوداً به سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ ختم میشود. هر چند که در اوایل این دوره که حکومت موقت بر سرکار بود، سیاست آشتیجویانه و احتیاط آمیز خاصی را با دولتهای مختلف در پیشگرفته بود و چندان اهتمامی به مسأله جنبشهای آزادیبخش و صدور انقلاب نداشت، اما جوّ عمومی و جریان حاکم جز این بود. با تصرف سفارت امریکا در تهران به عنوان «لانه جاسوسی»، مواضع انقلابی اوج گرفت و حدّت و غلیان بیشتری یافت و این امر کم و بیش تا سال ۱۳۶۲ ادامه داشت. در این مقطع به وضوح سخن از «صدور انقلاب» گفته میشد که در اوایل، این صدور هیچگونه قید و شرطی هم نداشت، اما به مرور امام خمینی حد و مرز آن را مشخص ساختند و با افزودن قید «فرهنگی» به آن، نظریه «صدور فرهنگی انقلاب» را مطرح نمودند[۴] که صرفاً متضمن کوشش برای بهرهمند ساختن دیگران از «معنویات» انقلاب اسلامی بود و نه اعمال قهر برای رفع موانع انقلاب. برای درک هر چه بهتر ماهیت و محدوده سیاست خارجی مبتنی بر نظریه صدور در سالهای مورد بحث، بهترین منابع قابل مراجعه و استناد، بیانات و اعلامیههای شخص رهبر فقید انقلاب استکه در صحیفه نور گردآمده است و سپس خطبههای نماز جمعه بویژه نمازهای جمعه قم و تهران اهمیت دارد. در این مقطع بود که ائمه جمعه تهران به منظور ارسال مستقیم پیام انقلاب به جهان اسلام، بخشی از مطالب خطبههای خود و یا چکیده آن را به زبان عربی نیز قرائت میکردند.
مرور مختصری بر دیدارها، بیانات و اعلامیههای امام خمینی که در ارتباط با نهضتهای آزادیبخش جهان صورت گرفته از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بیانگر یک قوس کامل است. ایشان در ۲۹/۱۱/۱۳۵۷ یاسرعرفات و هیأت فلسطینی همراه او را به حضور پذیرفتند و ضمن ارشاد آنان ،به اینکه جز خداوند برکسی تکیه نکنند، با صمیمیت و قاطعیت تمام حمایت خود را از انقلاب فلسطین اعلام داشتند. عرفات از این دیدار بسیار هیجان زده شده بود. امام خمینی در تاریخ ۱۳/۱/۵۸ اسقف کاپوچی و گروه دیگری از فلسطینیان را به حضور پذیرفتند و مطالبی را در خصوص «پیروزی ملل مستضعف» بیان نمودند.[۵] ایشان در ۱۹/۱/۵۸ با مسلمانان صحرا و مبارزان جبهه پولیساریو دیدار کردند و مطالب مختصری بیان داشتند.[۶] در ۷/۲/۱۳۵۸ نیز با اعضای جبهه ملی اتحاد افریقا و نماینده رابرت موگابه رهبر میهنپرستان زیمبابوه دیدار داشتند و در حمایت از مبارزات آنان مطالبی بیان نمودند.[۷] در ۱۶/۲/۱۳۵۸ نیز ضمن دیدار با نمایندگان «احزاب آزادیبخش اسلام» بیانات ارشادی مهمی ایراد کردند.[۸]
در تاریخ ۱۰/۲/۵۸ امام خمینی طی فرمان قاطعی وزیر خارجه وقت حکومت موقت، آقای دکتر ابراهیم یزدی را موظف ساختند که با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسراییل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از امریکا و صهیونیستها، حکومت موقت جمهوری اسلامی ایران روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر قطع کند.[۹]
همچنین ایشان در ۳۱/۲/۵۸ با شیعیان جنوب لبنان ملاقات کردند و برآرمان مبارزات اسلامی و ضد امریکایی و ضد صهیونیستی مجدداً تأکید کردند.[۱۰]
امام خمینی در تاریخ ۳/۶/۵۸ ضمن دیدار با گروهی از زنان و مردان کویتی بر مبارزات آزادیبخش جهان اسلام تأکید بیشتریکردند و شیوه موفقیت آمیز و اجرایی آن را نیز در تشکیل «حزب مستضعفین» معرفی نمودند: «من یک پیشنهادی چند روز پیش از این کردم که اگر به این و آن ایجاد یک پیشنهاد عمل بکنند، اسباب این میشود که این روابط ان شاء الله پیدا بشود، و حزب مستضعفين، تمام مستضعفین دنیا اعم از مسلم و غیر مسلم است و ... اگر یک حزبی در عالم پیدا بشود، یک حزب عالمی، حزب مستضعفین که همان حزب الله است ... هیچ قدرتی با این قدرتها نمی تواند مقابله کند».[۱۱]
امام خمینی در ملاقاتی که ابوجهاد یکی از رهبران سازمان مقاومت فلسطین با ایشان داشتند، ضمن اعلان حمایت همه جانبه از نهضت فلسطین به کمکهای مادی انجام شده ایران به این نهضت اشاره کردند: «من راجع به مشکلات مادی هم بعضی اقدامات کردم»[۱۲] که حاکی از کمک مالی به جنبش آزادیبخش فلسطین است.
ایشان در تاریخ ۱۵/۱۰/۵۸ خطاب به جنبشهای آزادیبخش جهان که در تهران کنفرانسی بر پاکرده بودند، پیامی رسمی فرستادند و حمایت کلی خود را از آنها اعلام داشتند [۱۳]و در تاریخ ۲۰/۱۰/۵۸ نیز نمایندگان این جنبشها را به حضور پذیرفتند و مطالب مفصلی بیان داشتند.[۱۴]اینها نمونهای از مواردی است که در سالهای ۵۹-۱۳۵۸ بر مدار حمایت از نظریه صدور انقلاب جریان داشت. اما به مرور زمان گسترده حمایت از این جنبشها کمتر شد تا جایی که از سال ۱۳۶۱ به بعد اعلام حمایت از آنها نیز به طور کلی از رهگذر مجاری رسمی و دیپلماتیک مقبول جهانی صورت میگرفتکه شاید دلیل عمده این امر جنگی بود که عراق بر ایران تحمیل کرد که همه امکانات مادی و معنوی نظام جمهوری اسلامی ایران را به خود مشغول ساخت و مسائل دیگر فرعی تلقی شدند.
دوره دوم: دوره دوم از روابط ایران با نهضتهای آزادیخواه و استقلال طلب جهان، تقریباً با شدت گرفتن حملات عراق به ایران و اشغال برخی اراضی کشور توسط متجاوزان عراقی همزمان بود. در این دوره واحد مربوط به نهضتهای آزادیبخش از سپاه حذف شد و هر گونه برنامه مربوط به آنها به وزارت امور خارجه و در برخی از امور نیز به وزارت کشور محولگردید. کتاب «دیدگاههای جهانی جمهوری اسلامی ایران» که در بردارنده مواضع رسمی ایران در سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۳ از زبان دکتر علی اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت ایران است، بهترین منبع و مأخذ قابل استناد در مسأله نحوه حمایت ایران از جنبشهای آزادیخواه و استقلال طلب در این دوره به شمار میرود.
با مروری بر این کتاب درمییابیم که مهمترین دلمشغولیهای سیاست خارجی ایران در باب نهضتها در طول این سالها عبارتند از مسأله مجاهدان افغانی و ضرورت خروج شوروی از افغانستان، مسأله فلسطین و تأکید بر استمرار مبارزه با اسرائیل تا انحلال آن و تأسیس دولت فراگیر فلسطینی در سراسر خاک فلسطین، مقابله با آپارتاید درکشورهای افریقایی بویژه آفریقای جنوبی، نامیبیا و زیمبابوه، مسأله مردم مسلمان جنوب لبنان و مبارزه آنان با اسرائیل و تجاوزات آن، مسأله بوسنی و هرزگوین و حمایت دیپلماتیک جدی از آنان در برابر نسل کشی صربها. این موارد تقریباً در همه سخنرانیهای بینالمللی رسمی وزیر امور خارجه با رعایت اولویتها و تناسب زمانی مطرح شده است.[۱۵]
در موارد بسیار نادری نیز مبارزات صحرا (پولیساریو)[۱۶] و امریکای لاتین مطرح شده است.[۱۷] البته اغلب این موضعگیریها در حدّ اظهار تأسف از وضعیت موجود و ظلم جاری بوده است و بجز موارد نادری مانند مورد بوسنی، فاقد هر گونه ارائه برنامه عملی و قابل توصیه جهت حمایت از قربانیان استعمار و استبداد است؛ به گونهای که بخشی از آنها را میتوان نوعی تعارف دیپلماتیک به شمار آورد. البته در اوایل این مرحله (سالهای ۶۲-۱۳۶۱)، لحن سخن درباره دولتهای مخالف و یا ناهماهنگ با این نهضتها (بویژه در جهان اسلام) تند و گاهی بسیار تند است ولی به مرور زمان همه آنها تعدیل شده و در چهارچوب عرف سیاسی بینالمللی قرارگرفته است. متن ذیل نمونهای از سخنان و تعابیر بهکار برده شده در این سالهاست که دکتر ولایتی در اکتبر ۱۹۸۲/مهر ۱۳۶۱ در سی و هفتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایراد کرده و در آنها در مورد سازشکاران با اسرائیل و دولتهای منطقه اصطلاحاتی مانند مزدور امریکا و صهیونیسم، منافق، مرتجع، بیگانهپرست و حکّام فاقد پایگاه مردمی را رسماً به کار برده است: در حالی که صهیونیستها آشکاراکشتار مردم ستمدیده فلسطین و لبنان و نابودیکامل این ملت را توجیه میکنند و اربابان امریکایی آنها از کارآیی سلاحهای مدرن خود در قتل عام مردم بیگناه لبنان و فلسطین و تخریب بیروت اظهار خرسندی میکنند، مزدوران آنان در منطقه به دنبال توافقهای کنفرانس فاس بر موجودیت اسرائیل صحّه گذارده و به آن رسمیت میدهند. خیانت و سازش برخی از رژیمهای غیر مردمی وابسته منطقه، باعث شده که امپریالیسم و صهیونیسم موفق گردند رزمندگان فلسطینی را از بیروت اخراجکنند... اگرچه وجود حکام منافق و مرتجع و بیگانه پرست در رأس برخی از کشورهای منطقه مشکلاتی در راه رسیدن امت اسلامی به اهداف مقدس خویش ایجاد نموده است و این حکام فاقد پایگاه مردمی با سازشهای مفتضحانه با امریکا و فرزند نامشروعش اسرائیل، حیثیت مسلمانان را لکه دار میسازند، ولی عاقبة الأمر نیروهای به پاخاسته مردم قبل از هر چیز از حکومتهای خود خواهند پرسید که چرا در برابر کشتارهای بی رحمانه مردم لبنان و فلسطین سکوت نموده و به وظایف خود عمل نکردهاند.[۱۸]
البته این موضعگیریهای تند وزارت امور خارجه عمر چندانی نداشت و پس از مدتی همچون برف در برابر آفتاب، آب شد و سخنرانیهای سالهای بعد صرفاً بیانگر مواضع دیپلماتیک و تشریفاتی است. بنابراین، دوره دوم از سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران که توسط وزارت امور خارجه اعمال میشد، در خصوص جنبشهای آزادیبخش و استقلالطلب، مسیر نزولی داشته و هر چند کاملاً از برنامه حذف نشده، ولی بسیار کم سو بوده است.
دوره سوم: سرآغاز دوره سوم، انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ بود. با توجه به دکترین رئیس جمهور جدید مبنی بر «جامعه مدنی جهانی» و «گفتگوی تمدنها»، مسأله حمایت از نهضتهای آزادیبخش نیز وضعیت پیچیدهای مییابد و طبعاً لازم است که متناسب با دکترین جدید برنامهریزی شود. رئیس جمهور جدید، آقای سیدمحمد خاتمی، بارها بر حقوق حقه مردم فلسطین تأکید ورزیده و توسل به اسلحه توسط کسانی همچون فلسطینیان برای دفاع از حقوق و موجودیت ملی خود را مقولهای جدا از «تروریسم» توصیف کردهاست. بنابراین به نظر میرسد که دفاع از نهضتهای آزادیبخش جهان در دکترین رئیس جمهور جدید نیز همچنان از جایگاه خاصی برخوردار است و از طرفی، دفاع از این جنبشها با مقوله جامعه قانونمدار و مدنی همخوانی بیشتری دارد. با این همه، هماهنگ سازی و حمایت از جنبشهای آزادیخواه و استقلال طلب جهان با دکترین جامعه مدنی جهانی و گفتگوی تمدنها، نیازمند برنامهریزی و ابداع و القاء مفاهیم جدیدی است که احتمالاً آقای خاتمی و همراهان ایشان ساماندهی خواهند کرد. به هر حال نظر نهایی راجع به «دوره سوم» از ادوار حمایت جمهوری اسلامی از جنبشهای آزادیبخش و استقلالطلب را به این زودیها نمیتوان ابراز داشت.
نیز نگاه کنبد به
- آغاز استعمار نو در ایران
- سیاست خارجی ایران در زمان سلطنت محمدرضاشاه
- سیاست مستقل ملی محمدرضاشاه
- دکترین نیکسون و ژاندارمی ایران
- سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
- رابطه رژیم سلطنتی ایران با جنبش های آزادیخواه و استقلال طلب
مآخذ
- ↑ امام خمینی، صحیفه نور، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ص ۳۳۶، ج ۵، چ ۲ (با تجدید نظر و اضافات).
- ↑ گزارش فشردهای از این اجتماعات توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در ۱۰۲ صفحه تحت عنوان: «نخستین گردهمایی جنبشهای آزادیبخش در جمهوری اسلامی ایران» در دی ماه ۱۳۵۸ منتشر شده است. و نیز امام خمینی برای اجلاسیه آنان پیام فرستاد و خود آنان را به حضور پذیرفت و برایشان صحبت کرد. ر.ک: صحیفه نور، ج ۷، صص ۱۳ و ۵۸.
- ↑ برای آگاهی تفصیلی از این دیدگاهها و نظریات، ر.ک: بیژن ایزدی و حسین صالحه، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۱، صص ۸۰ - ۶۵.
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۷، ص ۴۳۴. (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۷، صص ۹۲-۴۹۰. . (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۷، ص 530 . (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۴، ص ۷۸ (چاپ دوم با تجدیدنظر و اضانات) (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۴، ص 111(چاپ دوم با تجدیدنظر و اضانات) (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۴، ص 99.(چاپ دوم با تجدیدنظر و اضانات) (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۴، ص 31-228. (چاپ دوم با تجدیدنظر و اضانات) (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۵، ص ۳۳۶. (چاپ دوم با تجدیدنظر و اضانات) (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج ۶، ص ۷۸ (چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج 7، ص 13 (چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج 7، ص 58-60.(چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: علی اکبر ولایتی، دیدگاههای جهانی جمهوری اسلامی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۷۳، صفحات ذیل: ۱۰ - ۶ - ۳۳ - ۳۱ - ۱۲۸ - ۱۵۶ - ۳۵۳ - ۴۲۹ - ۵۰۴ (فلسطین)؛ ۱۸ - ۳۵ - ۳۴ - ۵۸ - ۱۵۷ - ۳۲۴ - ۳۵۲ - ۴۲۹ (افغانستان) ۱۷، ۱۸، ۴۳، ۴۵، ۱۲۱، ۱۵۵، ۱۳۲، ۳۲۷ (نهضتهای آفریقایی و ضد تبعیض نژادی)؛ و موارد دیگر.
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج 7، ص 44.(چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج 7، ص 45.(چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
- ↑ ر.ک: صحیفه نور، ج 7، صص ۸-7. (تأکید روی برخی جملات از ماست)، (امام این مطالب را در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره آزادی قدس بیان فرمودهاند.)
منبع اصلی
منوچهری، عباس(1381). کتاب ایران: نظام سیاسی در ایران. ویراستاری محسن شانه چی. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی – بین المللی.
نویسنده مقاله
عباس منوچهری