پرش به محتوا

براهمه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''براهمه،''' جمع برهمن و در اصطلاح متكلمان اسلامي عنواني است بر خردگرايان منكر نبوّت.<sup>1</sup> برطبق نظرية براهمه ـ كه از آن به شبهة براهمه تعبير مي‌شود ـ نبوّت، بي‌معناست و به وجود پيامبر نيازي نيست؛ چرا كه سخنان و فرمان‌هاي پيامبر با معيار خ...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
    
    
'''براهمه،''' جمع برهمن و در اصطلاح متكلمان اسلامي عنواني است بر خردگرايان منكر نبوّت.<sup>1</sup> برطبق نظرية براهمه ـ كه از آن به شبهة براهمه تعبير مي‌شود ـ نبوّت، بي‌معناست و به وجود پيامبر نيازي نيست؛ چرا كه سخنان و فرمان‌هاي پيامبر با معيار خرد سه حالت دارد: 1) نيك است و خرد آن را نيك تشخيص داده و در نتيجه امري است پذيرفتني؛ 2) بد است و خرد آن را بد تشخيص داده و غير قابل پذيرش اعلام كرده است. در صورت نخست، تشخيص خرد، كافي است و در صورت دوم، نه فقط آنچه پيامبر آورده است پذيرفتني نيست؛ بلكه اساساً  برانگيخته شدن وي نارواست؛ 3) نه نيك است، نه بد. يعني كه خرد، آن را نه نيك تشخيص مي‌دهد، نه بد. در اين صورت، معيار «نيازمندي» و «بي‌نيازي» است. بدين معنا كه اگر در حوزة زندگي عملي به كار مي‌آيد و انسان بدان نيازمند است و خرد هم زياني در آن نمي‌بيند به كار بستن و بهره‌مند شدن از آن روا است و اگر عملاً بدان نيازي نيست بهره‌ گرفتن از آن ديدگاه خرد مردود ناپسند خواهد بود و در هر حال اين خرد است كه حكم مي‌كند و تشخيص مي‌دهد.<sup>2</sup>
'''[[براهمه]]،''' جمع برهمن و در اصطلاح متکلمان اسلامی عنوانی است بر خردگرایان منکر نبوّت<ref>باقلانی. '''''التمهید.''''' چاپ بیروت، 1957م، ص104.</ref><ref>مرتضی بن داعی حسنی رازی. '''''تبصره العوام'''''. تهران: 1313، ص27.</ref><ref>تهانوی. '''''کشاف اصطلاحات'''''. چاپ کلکته. 1/149.</ref>. برطبق نظریه براهمه ـ که از آن به شبهه براهمه تعبیر می‌شود ـ نبوّت، بی‌معناست و به وجود پیامبر نیازی نیست؛ چرا که سخنان و فرمان‌های پیامبر با معیار خرد سه حالت دارد:  


متكلمان تحت عنوان «حُسن بعثت» به شبهة براهمه پاسخ مي‌دهند و نيازمندي انسان را به وجود پيامبر اثبات مي‌كنند. به نظر متكلمان، پيامبر هيچگاه سخن ناسازگار با عقل نمي‌گويد و سخنان خردمندانة پيامبر متضّمن دو سود بزرگ است.
# نیک است و خرد ان را نیک تشخیص داده و در نتیجه امری است پذیرفتنی؛
# بد است و خرد آن را بد تشخیص داده و غیر قابل پذیرش اعلام کرده است. در صورت نخست، تشخیص خرد، کافی است و در صورت دوم، نه فقط آنچه پیامبر آورده است پذیرفتنی نیست؛ بلکه اساساً  برانگیخته شدن وی نارواست؛
# نه نیک است، نه بد. یعنی که خرد، آن را نه نیک تشخیص می‌دهد، نه بد. در این صورت، معیار «نیازمندی» و «بی‌نیازی» است. بدین معنا که اگر در حوزه زندگی عملی به کار می‌آید و انسان بدان نیازمند است و خرد هم زیانی در ان نمی‌بیند به کار بستن و بهره‌مند شدن از آن روا است و اگر عملاً بدان نیازی نیست بهره‌ گرفتن از آن دیدگاه خرد مردود ناپسند خواهد بود و در هر حال این خرد است که حکم می‌کند و تشخیص می‌دهد<ref>طوسی، نصیرالدین. '''''تلخیص المحصل.''''' چاپ تهران، ص358.</ref>.


الف) '''تأييد خرد'''، يعني سخنان حكيمانة پيامبر دريافت‌هاي خرد را تأييد مي‌كند و اگر خرد در يك موضوع به دريافت اجمالي و كلي رسيده باشد سخنان پيامبر كمك مي‌كند تا اين اجمال، تفصيل يابد و گسترش پيدا كند؛
متکلمان تحت عنوان «حُسن بعثت» به شبهه براهمه پاسخ می‌دهند و نیازمندی انسان را به وجود پیامبر اثبات می‌کنند. به نظر متکلمان، پیامبر هیچگاه سخن ناسازگار با عقل نمی‌گوید و سخنان خردمندانه پیامبر متضّمن دو سود بزرگ است.


'''ب) تأسيس حكم،''' بدين معنا كه مواردي هست كه ممكن است خرد به تشخيص و دريافت آن‌ها نرسد و حكمي صادر نكند در اين صورت، پيامبر به مدد وحي و نيروي الهي به تشخيص و دريافت مي‌رسد و احكام لازم را  صادر مي‌كند. از اين قبيل است صفات جزئي حق تعالي مثل سمع و بصر و كلام و ديگر  صفات كه خرد بدانها راه ندارد و تنها پيامبر مي‌تواند ما را بدانها ره نمايد.<sup>3</sup>
الف) '''تأیید خرد'''، یعنی سخنان حکیمانه پیامبر دریافت‌های خرد را تأیید می‌کند و اگر خرد در یک موضوع به دریافت اجمالی و کلی رسیده باشد سخنان پیامبر کمک می‌کند تا این اجمال، تفصیل یابد و گسترش پیدا کند؛
 
'''ب) تأسیس حکم،''' بدین معنا که مواردی هست که ممکن است خرد به تشخیص و دریافت آن‌ها نرسد و حکمی صادر نکند در این صورت، پیامبر به مدد وحی و نیروی الهی به تشخیص و دریافت می‌رسد و احکام لازم را  صادر می‌کند. از این قبیل است صفات جزئی حق تعالی مثل سمع و بصر و کلام و دیگر  صفات که خرد بدانها راه ندارد و تنها پیامبر می‌تواند ما را بدانها ره نماید<ref>علامه‌حلی، '''''کشف‌المراد'''''. چاپ بیروت، 1399ق، ص 375.</ref>.


حسن بعثت ← براهمه  
حسن بعثت ← براهمه  
خط ۱۲: خط ۱۶:
شبهه براهمه ← براهمه
شبهه براهمه ← براهمه


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[اسلام]]
 
== ماخذ ==
1.    باقلاني. '''''التمهيد.''''' چاپ بيروت، 1957م، ص104؛ مرتضي بن داعي حسني رازي. '''''تبصرة العوام'''''. تهران: 1313، ص27؛ تهانوي. '''''كشاف اصطلاحات'''''. چاپ كلكته. 1/149.
<references />
 
2.    طوسي، نصيرالدين. '''''تلخيص المحصل.''''' چاپ تهران، ص358.
 
3.    علامه‌حلي، '''''كشف‌المراد'''''. چاپ بيروت، 1399ق، ص 375.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۱۲

براهمه، جمع برهمن و در اصطلاح متکلمان اسلامی عنوانی است بر خردگرایان منکر نبوّت[۱][۲][۳]. برطبق نظریه براهمه ـ که از آن به شبهه براهمه تعبیر می‌شود ـ نبوّت، بی‌معناست و به وجود پیامبر نیازی نیست؛ چرا که سخنان و فرمان‌های پیامبر با معیار خرد سه حالت دارد:

  1. نیک است و خرد ان را نیک تشخیص داده و در نتیجه امری است پذیرفتنی؛
  2. بد است و خرد آن را بد تشخیص داده و غیر قابل پذیرش اعلام کرده است. در صورت نخست، تشخیص خرد، کافی است و در صورت دوم، نه فقط آنچه پیامبر آورده است پذیرفتنی نیست؛ بلکه اساساً  برانگیخته شدن وی نارواست؛
  3. نه نیک است، نه بد. یعنی که خرد، آن را نه نیک تشخیص می‌دهد، نه بد. در این صورت، معیار «نیازمندی» و «بی‌نیازی» است. بدین معنا که اگر در حوزه زندگی عملی به کار می‌آید و انسان بدان نیازمند است و خرد هم زیانی در ان نمی‌بیند به کار بستن و بهره‌مند شدن از آن روا است و اگر عملاً بدان نیازی نیست بهره‌ گرفتن از آن دیدگاه خرد مردود ناپسند خواهد بود و در هر حال این خرد است که حکم می‌کند و تشخیص می‌دهد[۴].

متکلمان تحت عنوان «حُسن بعثت» به شبهه براهمه پاسخ می‌دهند و نیازمندی انسان را به وجود پیامبر اثبات می‌کنند. به نظر متکلمان، پیامبر هیچگاه سخن ناسازگار با عقل نمی‌گوید و سخنان خردمندانه پیامبر متضّمن دو سود بزرگ است.

الف) تأیید خرد، یعنی سخنان حکیمانه پیامبر دریافت‌های خرد را تأیید می‌کند و اگر خرد در یک موضوع به دریافت اجمالی و کلی رسیده باشد سخنان پیامبر کمک می‌کند تا این اجمال، تفصیل یابد و گسترش پیدا کند؛

ب) تأسیس حکم، بدین معنا که مواردی هست که ممکن است خرد به تشخیص و دریافت آن‌ها نرسد و حکمی صادر نکند در این صورت، پیامبر به مدد وحی و نیروی الهی به تشخیص و دریافت می‌رسد و احکام لازم را  صادر می‌کند. از این قبیل است صفات جزئی حق تعالی مثل سمع و بصر و کلام و دیگر  صفات که خرد بدانها راه ندارد و تنها پیامبر می‌تواند ما را بدانها ره نماید[۵].

حسن بعثت ← براهمه

شبهه براهمه ← براهمه

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1. باقلانی. التمهید. چاپ بیروت، 1957م، ص104.
  2. مرتضی بن داعی حسنی رازی. تبصره العوام. تهران: 1313، ص27.
  3. تهانوی. کشاف اصطلاحات. چاپ کلکته. 1/149.
  4. طوسی، نصیرالدین. تلخیص المحصل. چاپ تهران، ص358.
  5. علامه‌حلی، کشف‌المراد. چاپ بیروت، 1399ق، ص 375.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه