پرش به محتوا

خوف: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''خوف،''' در لغت به معني ترس و بيم است و در اصطلاحِ تصوّف، حالِ خوف، عبارت است از ترسيدن سالك از خدا. اين ترس، با معرفت حق نسبتِ مستقيم دارد. بدين معني كه هر چه سالك خدا را بيشتر بشناسد، خوف وي نيز افزون مي‌گردد.<sup>1</sup> اين معني را قرآن و روايات نيز...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''خوف،''' در لغت به معني ترس و بيم است و در اصطلاحِ تصوّف، حالِ خوف، عبارت است از ترسيدن سالك از خدا. اين ترس، با معرفت حق نسبتِ مستقيم دارد. بدين معني كه هر چه سالك خدا را بيشتر بشناسد، خوف وي نيز افزون مي‌گردد.<sup>1</sup> اين معني را قرآن و روايات نيز تأييد مي‌كند. به عنوان نمونه:
'''[[خوف]]،''' در لغت به معنی ترس و بیم است و در اصطلاحِ [[تصوف|تصوّف]]، حالِ خوف، عبارت است از ترسیدن سالک از خدا. این ترس، با معرفت [[حق]] نسبتِ مستقیم دارد. بدین معنی که هر چه سالک خدا را بیشتر بشناسد، خوف وی نیز افزون می‌گردد<ref>   نیشابوری، سراج. '''''اللّمع فی التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص60.</ref>. این معنی را [[قرآن]] و روایات نیز تأیید می‌کند. به عنوان نمونه:


الف) در قرآن آمده است كه: «اِنَّما يَخْشَي اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمْاءُ: از ميانِ بندگان، تنها دانايان خدا ترس‌اند».<sup>2</sup>
الف) در [[قرآن]] آمده است که: «اِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمْاءُ: از میانِ بندگان، تنها دانایان خدا ترس‌اند»<ref>الفاطر/ 35/ 28.</ref>.


ب) پيامبر(ص) فرموده است كه: «رأسُ الْحِكْمَةِ مَخافَةُ اللهِ: آغاز حكمت و دانايي خدا ترسي است».<sup>3</sup>
ب) پیامبر(ص) فرموده است که: «رأسُ الْحِکْمَةِ مَخافَةُ اللهِ: اغاز حکمت و دانایی خدا ترسی است».


سالكِ خدا ترس، خوفِ آن دارد كه مبادا در آينده:
سالکِ خدا ترس، خوفِ آن دارد که مبادا در آینده:


الف) امري مطلوب و پسنديده را از دست بدهد، امري كه در نزديكي‌اش به حق مفيد و مؤثر است.
# امری مطلوب و پسندیده را از دست بدهد، امری که در نزدیکی‌اش به [[حق]] مفید و مؤثر است.
 
# پیش آمدی بد و ناگوار برایش پیش آید، پیش آمدی که به تقّربش به [[حق]] لطمه زند.
ب) پيش آمدي بد و ناگوار برايش پيش آيد، پيش آمدي كه به تقّربش به حق لطمه زند.


اقسام خوف: خوف را دو گونه دانسته‌اند:
اقسام خوف: خوف را دو گونه دانسته‌اند:


الف) خوفِ عوام: و آن بيم كودكانة عوام است از خداوند، خوفي كه معلولِ معرفت و شناخت درست نيست. اين خوف، از ديدگاه تصوف مردود و ناپسنديده است.
# خوفِ عوام: و ان بیم کودکانة عوام است از خداوند، خوفی که معلولِ معرفت و شناخت درست نیست. این خوف، از دیدگاه [[تصوف]] مردود و ناپسندیده است.
 
# خوفِ خواص: و آن خوف معتدلی است که از معرفتِ سالک نسبت به [[حق]] پدید می‌آید. این خوف، سالک را به طاعت برمی‌انگیزد و از معصیت باز می‌دارد و خوفی است پسندیده و مقبول<ref>  نیشابوری، سراج. '''''اللّمع....''''' . ص60- 61.</ref><ref>لاهیجی، '''''مفاتیح الاعجاز'''''. چاپ زوّار، تهران: 1371، ص352- 353.</ref>
ب) خوفِ خواص: و آن خوف معتدلي است كه از معرفتِ سالك نسبت به حق پديد مي‌آيد. اين خوف، سالك را به طاعت برمي‌انگيزد و از معصيت باز مي‌دارد و خوفي است پسنديده و مقبول.<sup>4</sup>
 
 
'''مآخذ:'''
 
1.    نيشابوري، سراج. '''''اللّمع في التصوف'''''. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص60.
 
2.    الفاطر/ 35/ 28.


3.    
== نیز نگاه کنید به ==


4.    نيشابوري، سراج. '''''اللّمع....''''' . ص60- 61، نيزنك: لاهيجي، '''''مفاتيح الاعجاز'''''. چاپ زوّار، تهران: 1371، ص352- 353.
* [[تصوف]]
* [[حق]]<br />
== ماخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۳

خوف، در لغت به معنی ترس و بیم است و در اصطلاحِ تصوّف، حالِ خوف، عبارت است از ترسیدن سالک از خدا. این ترس، با معرفت حق نسبتِ مستقیم دارد. بدین معنی که هر چه سالک خدا را بیشتر بشناسد، خوف وی نیز افزون می‌گردد[۱]. این معنی را قرآن و روایات نیز تأیید می‌کند. به عنوان نمونه:

الف) در قرآن آمده است که: «اِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمْاءُ: از میانِ بندگان، تنها دانایان خدا ترس‌اند»[۲].

ب) پیامبر(ص) فرموده است که: «رأسُ الْحِکْمَةِ مَخافَةُ اللهِ: اغاز حکمت و دانایی خدا ترسی است».

سالکِ خدا ترس، خوفِ آن دارد که مبادا در آینده:

  1. امری مطلوب و پسندیده را از دست بدهد، امری که در نزدیکی‌اش به حق مفید و مؤثر است.
  2. پیش آمدی بد و ناگوار برایش پیش آید، پیش آمدی که به تقّربش به حق لطمه زند.

اقسام خوف: خوف را دو گونه دانسته‌اند:

  1. خوفِ عوام: و ان بیم کودکانة عوام است از خداوند، خوفی که معلولِ معرفت و شناخت درست نیست. این خوف، از دیدگاه تصوف مردود و ناپسندیده است.
  2. خوفِ خواص: و آن خوف معتدلی است که از معرفتِ سالک نسبت به حق پدید می‌آید. این خوف، سالک را به طاعت برمی‌انگیزد و از معصیت باز می‌دارد و خوفی است پسندیده و مقبول[۳][۴]

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1.    نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص60.
  2. الفاطر/ 35/ 28.
  3.   نیشابوری، سراج. اللّمع.... . ص60- 61.
  4. لاهیجی، مفاتیح الاعجاز. چاپ زوّار، تهران: 1371، ص352- 353.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه