پرش به محتوا

ذکر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ذكر،''' در لغت به معني ياد كردن است و در اصطلاح تصوف و عرفان، بر زبان آوردن نام خدا و تفكّر كردن در اوست. گويندة ذكر، ذاكر ناميده مي‌شود و ذاكر همان سالك طريق حق است كه به منظور نزديك شدن به خدا، تمام انديشه و فكر خود را متوجه كلمه يا جمله‌اي مي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ذكر،''' در لغت به معني ياد كردن است و در اصطلاح تصوف و عرفان، بر زبان آوردن نام خدا و تفكّر كردن در اوست. گويندة ذكر، ذاكر ناميده مي‌شود و ذاكر همان سالك طريق حق است كه به منظور نزديك شدن به خدا، تمام انديشه و فكر خود را متوجه كلمه يا جمله‌اي مي‌كند كه «موضوع ذكر» به شمار مي‌آيد و در جريان اين تمركز فكر، هر چيز خبر موضوع ذكر را به فراموشي مي‌سپارد، نه چيزي مي‌بيند، نه چيزي مي‌شنود، نه ادراك مي‌كند و به تعبير سعدي «سرمويي به غلط در همه اندامش نيست» يعني از هر چيز جز اوست جدا شده است و جمله اعضاي او به ذكر محبوب و ياد معشوق مشغول است. موضوع ذكر، غالباً، كلمه‌هايي است همچون «الله»، «هُو»، «حق» و يا جمله‌هايي است همچون «لا اله الاّ الله» و «سُبحانَ الله» و همانند آن‌ها.
'''[[ذکر]]،''' در لغت به معنی یاد کردن است و در اصطلاح [[تصوف]] و عرفان، بر زبان اوردن نام خدا و تفکّر کردن در اوست. گوینده ذکر، ذاکر نامیده می‌شود و ذاکر همان سالک طریق [[حق]] است که به منظور نزدیک شدن به خدا، تمام اندیشه و فکر خود را متوجه کلمه یا جمله‌ای می‌کند که «موضوع ذکر» به شمار می‌اید و در جریان این تمرکز فکر، هر چیز خبر موضوع ذکر را به فراموشی می‌سپارد، نه چیزی می‌بیند، نه چیزی می‌شنود، نه ادراک می‌کند و به تعبیر سعدی «سرمویی به غلط در همه اندامش نیست» یعنی از هر چیز جز اوست جدا شده است و جمله اعضای او به ذکر محبوب و یاد معشوق مشغول است. موضوع ذکر، غالباً، کلمه‌هایی است همچون «الله»، «هُو»، «[[حق]]» و یا جمله‌هایی است همچون «لا اله الاّ الله» و «سُبحانَ الله» و همانند ان‌ها.


'''اقسام ذكر:''' ذكر دو گونه است: جلي و خفي:
'''اقسام ذکر:''' ذکر دو گونه است: جلی و خفی:


'''1) ذكر جَلي''' يا آشكار، ذكري است كه موضوع ذكر بر زبان آيد و شنيده شود.
'''1) ذکر جَلی''' یا اشکار، ذکری است که موضوع ذکر بر زبان آید و شنیده شود.


'''2) ذكر خفي،''' يا نهفته، ذكري است كه موضوع آن بر زبان جاري نشود؛ بلكه ذاكر به زبان حال ذكر حق بگويد.
'''2) ذکر خفی،''' یا نهفته، ذکری است که موضوع آن بر زبان جاری نشود؛ بلکه ذاکر به زبان حال ذکر [[حق]] بگوید.


به نظر اهل تصوّف و عرفان، بهترين ذكر آن است كه هم زبان بدان پردازد، هم دل بدان مشغول گردد. ذكر، كه در واقع گونه‌اي عامل تلقين و تمركز فكر و سبب توجه كامل به هدفي معين است اولاً، به سالك راه حق، آرامش مي‌بخشد كه در قرآن هم آمده است «ألا بِذِكر اللهِ تَطْمَئنّ القلوب: بدان كه با ياد خدا دل‌ها آرام مي‌گيرد»؛ ثانياً، در سالك يقين [← يقين] ايجاد مي‌كند و او را براي مشاهدة حق آماده مي‌سازد. بدين ترتيب كه: ذاكر، نخست از خواب غفلت بيدار مي‌شود (= ذكر عوام)، سپس با دريدن حجاب عقل، در دل متوجه حق مي‌گردد (= ذكر خواص) و سرانجام از خود فاني مي‌شود و از بقاي حق بقا مي‌يابد و به اصطلاح فاني في الله و بقاي بالله مي‌گردد.
به نظر اهل [[تصوف|تصوّف]] و عرفان، بهترین ذکر آن است که هم زبان بدان پردازد، هم دل بدان مشغول گردد. ذکر، که در واقع گونه‌ای عامل تلقین و تمرکز فکر و سبب توجه کامل به هدفی معین است اولاً، به سالک راه حق، آرامش می‌بخشد که در [[قرآن]] هم امده است «ألا بِذِکر اللهِ تَطْمَئنّ القلوب: بدان که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد»؛ ثانیاً، در سالک [[یقین]] [← [[یقین]]] ایجاد می‌کند و او را برای مشاهده [[حق]] آماده می‌سازد. بدین ترتیب که: ذاکر، نخست از خواب غفلت بیدار می‌شود (= ذکر عوام)، سپس با دریدن حجاب عقل، در دل متوجه [[حق]] می‌گردد (= ذکر خواص) و سرانجام از خود فانی می‌شود و از بقای [[حق]] بقا می‌یابد و به اصطلاح فانی فی الله و بقای بالله می‌گردد.


== نیز نگاه کنید به ==
* [[تصوف]]
* [[یقین]]
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۰

ذکر، در لغت به معنی یاد کردن است و در اصطلاح تصوف و عرفان، بر زبان اوردن نام خدا و تفکّر کردن در اوست. گوینده ذکر، ذاکر نامیده می‌شود و ذاکر همان سالک طریق حق است که به منظور نزدیک شدن به خدا، تمام اندیشه و فکر خود را متوجه کلمه یا جمله‌ای می‌کند که «موضوع ذکر» به شمار می‌اید و در جریان این تمرکز فکر، هر چیز خبر موضوع ذکر را به فراموشی می‌سپارد، نه چیزی می‌بیند، نه چیزی می‌شنود، نه ادراک می‌کند و به تعبیر سعدی «سرمویی به غلط در همه اندامش نیست» یعنی از هر چیز جز اوست جدا شده است و جمله اعضای او به ذکر محبوب و یاد معشوق مشغول است. موضوع ذکر، غالباً، کلمه‌هایی است همچون «الله»، «هُو»، «حق» و یا جمله‌هایی است همچون «لا اله الاّ الله» و «سُبحانَ الله» و همانند ان‌ها.

اقسام ذکر: ذکر دو گونه است: جلی و خفی:

1) ذکر جَلی یا اشکار، ذکری است که موضوع ذکر بر زبان آید و شنیده شود.

2) ذکر خفی، یا نهفته، ذکری است که موضوع آن بر زبان جاری نشود؛ بلکه ذاکر به زبان حال ذکر حق بگوید.

به نظر اهل تصوّف و عرفان، بهترین ذکر آن است که هم زبان بدان پردازد، هم دل بدان مشغول گردد. ذکر، که در واقع گونه‌ای عامل تلقین و تمرکز فکر و سبب توجه کامل به هدفی معین است اولاً، به سالک راه حق، آرامش می‌بخشد که در قرآن هم امده است «ألا بِذِکر اللهِ تَطْمَئنّ القلوب: بدان که با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد»؛ ثانیاً، در سالک یقین [← یقین] ایجاد می‌کند و او را برای مشاهده حق آماده می‌سازد. بدین ترتیب که: ذاکر، نخست از خواب غفلت بیدار می‌شود (= ذکر عوام)، سپس با دریدن حجاب عقل، در دل متوجه حق می‌گردد (= ذکر خواص) و سرانجام از خود فانی می‌شود و از بقای حق بقا می‌یابد و به اصطلاح فانی فی الله و بقای بالله می‌گردد.

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه